صدودو نکته برای اینکه شاد زندگی کنید

چند سالتان است؟ فکر می کنید چند سال دیگر زندگی می کنید؟ در این چند سال که برای خودتان متصور هستید، قصد دارید چه جوری زندگی کنید؟ حالتان خوب است؟ شاد هستید؟ از آینده چه تصوری دارید؟ کجا هستید؟ آدم شادی هستید یا یک گوشه نشسته اید و زانوی غم بغل کرده اید؟ برای این چند سال، سهم غم و شادی تان از زندگی چقدر است؟ تا امروز چطور زندگی کرده اید؟ چقدر شاد هستید و شادی چه سهمی در زندگی و لحظه های شما دارد و... تا دلتان بخواهد می توان درباره شادی و ردی که روی زندگی تان گذاشته، سوال پرسید.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شادی ای که می تواند حالتان را بهتر کند؛ اما این شادی چگونه به دست می آید و چگونه می توان آن را به کار گرفت؟ اگر شادی دغدغه امروز شماست، ما برای شما 102 نکته داریم که با رعایت آن ها می توانید هم شادتر زندگی کنید و هم از زندگی تان راضی باشید.

1- وقتی با کسی درباره موضوع مهمی حرف می زنید و طرف مقابل نمی گذارد شما نظرتان را بدهید و رگباری و بدون اعتنا به شما حرف می زند، زمانی که احساس می کنید باید نظرتان را بگویید، با یک کلمه معذرت خواهی جلوی حرف زدن او را بگیرید و نظرتان را بگویید.

2- از چک کردن ای میل و تلگرام و اینستاگرام در صبح زود دوری کنید. خبرهای خوب خودشان را به گوش شما می رسند.

3- هر روز برای خودتان یک لیست قدردانی بنویسید. مثلا از دوستتان تشکر کنید که بدون هیچ بهانه ای با شما به سینما می آید و فیلم هایی را که دوست ندارد، با شما تماشا می کند.

4- هر روز تمرین کششی انجام بدهید، حتی اگر دو دقیقه باشد.

5- روزی چند دقیقه تنها باشید. حتی برای پنج دقیقه به مغزتان استراحت بدهید و در یک اتاق دربسته یا یک محیط خلوت بنشینید و به چیزی فکر نکنید.

6- از بدگویی نفستان خلاص شوید. گاهی نفستان می خواهد شما را از مردم جدا کند؛ به او این اجازه را ندهید.

7- هر روز یک نوشته مثبت بخوانید. حالا خیلی هم طولانی نباشد که وقتتان را بگیرد. در حد یک پاراگراف کافی است.

8- وقتتان را به خواندن مطالب چرند و بی معنی و غیرعلمی و ناراحت کننده و خبرهای بد نگذرانید.

9- هر روز حداقل چنددقیقه ای برای خانواده وقت بگذارید. اگر از خانواده دور هستید، به مادر و پدرتان زنگ بزنید یا با پیغام حال خواهر و برادرتان را بپرسید.

10- هر روز چنددقیقه پیاده روی کنید.

11- در روز چند دقیقه با نزدیک ترین و صمیمی ترین دوست زندگی تان وقت بگذرانید یا حداقل چند دقیقه تلفنی صحبت کنید.

12- جزییات خیلی هم مهم نیست. مثلا اگر یک شب نخ دندان نکشیدید تا صبح به خاطرش عذاب وجدان نداشته باشید.

ادامه نوشته

  چگونه خدای اعتماد به نفس شویم؟

اعتماد به نفس یکی از کلید‌های موفقیت در زندگی کاری و حرفه‌ای به حساب می‌آید. افرادی که اعتماد بالایی به توانایی‌های خود دارند در جامعه، محیط کاری یا زندگی شخصی راحت‌تر از سد مشکلات خود رد می‌شوند. با ما همراه باشید تا نمود بیرونی این عامل را در بدن و به طور کلی زبان بدن یا بادی لنگویج بررسی کنیم.
 
 
تحقیقات نشان می‌دهند که افراد با اعتماد به نفس بالاتر به نسبت افرادی که اعتماد پایین‌تری به خود دارند به درجات بالاتری از موفقیت می‌رسند. اگر فکر می‌کنید به اندازه‌ی کافی اعتماد به نفس بالایی ندارید از بدن خود شروع کنید و چند تکنیک ساده اما کاربردی را یاد بگیرید. با استفاده از زبان بدن، Body Language، می‌توان به تمرین اعتماد به نفس پرداخت.
 
 
8 تکنیک زبان بدن که اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهند
 
ادامه نوشته

   ۱۰ واقعیت که همه زنها باید درمورد مغز مردها بدانند

 اکثر باورهای متداول درمورد مغز مردها براساس تحقیقات انجام گرفته روی مردهای سن ۱۹ تا ۲۲ سال است، کسانیکه هنوز تحصیلات دانشگاهی‌شان را هم به پایان نرسانده‌اند و در این تحقیقات برای درآوردن خرج روزمره و دانشگاهشان شرکت می‌کنند. ولی مغر مردها در طول عمرشان تغییرات زیادی می‌کند.

اینجا درمورد باورهای نادرست متداول صحبت می‌کنیم. آنوقت خواهید فهمید که مردها تا چه اندازه دربرابر تنهایی آسیب‌پذیر هستند و چرا تا این اندازه روی پیدا کردن راه‌حل متمرکزند.

 

1- مردها هم دوست دارند ازدواج کنند

زن‌ها دوست دارند زندگی‌شان سر و سامان پیدا کنند ولی مردها دوست ندارند متعهد شوند و دلشان می‌خواهد آزادی‌شان دست خودشان باشد. شاید این یکی از بزرگترین باورهای نادرست درمورد مردها باشد که از گرایش امریکایی‌ها به استفاده از داوطلبان بسیار جوان برای تحقیقات انجام گرفته ناشی می‌شود.

در یک تحقیق انجام گرفته در بولیوی نشان داده است که خیانت‌ها معمولاً تا قبل از سن ۳۰ سالگی آقایان اتفاق می‌افتد. براساس این تحقیق، بعد از ۳۰ سالگی مردها دیگر سرگرم تامین معاش خانواده‌شان می‌شوند.

البته متعهد شدن برای بعضی از مردها سخت‌تر از بقیه است – مشکلی که براساس تحقیقات می‌تواند ریشه ژنتیکی داشته باشد. مردهایی که «ژن بی‌بندوباری» ندارند، تقریباً ۶۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند و احتمال ازدواج کردنشان بیشتر است.

 

2- رئیس کیه؟

سلسله‌مراتب‌های ناپایدار اضطراب زیادی برای مردها ایجاد می‌کند. ولی یک زنجیره مشخص از دستورات، مثل دستورانی که در ارتش و بسیاری محیط‌های کاری تمرین می‌شود، سطح تستوسترون آنها را پایین آورده و خشونت مردها را کنترل می‌کند.

درگیر شدن با ایجاد سلسله‌مراتب‌ها که از سن ۶ سالگی برای مردها شروع می‌شود، باعث می‌شود مردها سعی داشته باشند همیشه خودشان بالادست رفته و بقیه را پایین‌دست خود بدانند.

ادامه نوشته

  چگونه پولدار شویم؟ / 7راز پولدار شدن

بسیاری از ما، برای پولدار شدن به دنبال فرمول‌های سری و پیچیده می‌گردیم درحالیکه بسیاری از ثروتمندان موفق جهان، بدون توجه به این فرمول‌های پر رمز و راز، با تلاش خودشان و از راه‌های ساده به این موفقیت دست یافته‌اند.قصد داریم اندکی عمیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم و ببینیم بعضی از موفق‌ترین ثروتمندان جهان واقعا چگونه فکر می‌کنند و به اعتقاد آنها، شما برای ثروتمند شدن به چه چیز نیاز دارید تا صفرهای بیشتری را جلوی رقم حساب بانکی خود اضافه کنید؟

چگونه پولدار شویم؟ این سوالی است که خیلی‌ها هر روز از خود می‌پرسند؛ برخی از ثروتمندان مشهور ثروتمندزاده هستند و برخی نیز به واسطه خوش‌شانسی پولدار شده‌اند. بسیای دیگر نیز از مزایایی بهره‌مند بوده‌اند که خیلی از ما از آنها محروم بوده‌ایم. اما اگر از ثروتمندانی که با پشتکار خودشان پولدار شده‌اند، رمز موفقیتشان را بپرسید، قطعا به شما خواهند گفت که آنها الزاما از سایر مردم باهوش‌تر نیستند و هیچ‌وقت هم متکی به فرمول‌های پیچیده و فوق محرمانه پولدار شدن که ما از آنها بی‌ اطلاع هستیم، نبوده‌اند. آنها در عوض، موفقیت خود را با تلفیقی از عشق و پشتکار فراوان به علاوه دُز بی‌خطری از لجاجت و سرسختی تضمین کرده‌اند.

در این گزارش، به نقل از پایگاه اینترنتی چیت‌شیت، قصد داریم اندکی عمیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم و ببینیم بعضی از موفق‌ترین ثروتمندان جهان واقعا چگونه فکر می‌کنند و به اعتقاد آنها، شما برای ثروتمند شدن به چه چیز نیاز دارید تا صفرهای بیشتری را جلوی رقم حساب بانکی خود اضافه کنید؟
 
 
پس‌انداز کنید
 «مارک کوبان»، کارفرما و مالک تیم بسکتبال «دالاس ماوریکس» حدود 3 میلیارد دلار ثروت دارد. او این ثروت را از راه ساخت و ساز اندوخته است و اکنون به جایی رسیده که در گفتن راز ثروتمند شدن خود به دیگران خساست نمی‌ورزد. اما به نظر شما مهمترین عامل ثروتمند شدن کوبان چیست؟ خیلی ساده است؛ پول خود را صرف خرید چیزهای بی‌ارزش نکنید. این یکی از مهم‌ترین توصیه‌هایی است که او در یکی از مطالب منتشر شده در وبلاگ خود با عنوان «چگونه ثروتمند شویم» کرده است. وی در این مطلب گفته است: تا می‌توانید پس‌انداز کنید. حتی اگر شده یک پنی پس‌انداز کنید. به جای خرید قهوه روزانه آب بنوشید و به‌جای رفتن به رستوران‌های گران قیمت نان و پنیر بخورید. بدهی‌های کارت اعتباری خود را کاهش دهید. نخستین قدم برای ثروتمند شدن نظم و دیسیپلین است. اگر واقعا می‌خواهید ثروتمند شوید دیسیپلین مورد نظر را پیدا کنید.
 
 
خلاف جهت آب شنا کنید
«دانشمند اوماها»، محبوب‌ترین الگوی سرمایه‌گذاری خردمندانه است؛ تعجبی نداردکه این لقب را به سومین مرد جهان یعنی «وارن بافت» با ثروتی بالغ بر 72 میلیارد و 700 میلیون دلار داده‌اند. استمرار وارن بافت یکی از مهمترین دلایل موفقیت وی محسوب می‌شود. وی ثروت خود را از طریق حرکت بر خلاف روندهای معمول بازار و سرمایه‌گذاری روی شرکت‌هایی که از چشم سایر سرمایه‌گذاران دور مانده‌اند، به‌دست آورده‌ است. بافت می‌گوید: درها را ببندید تا راز ثروتمند شدن را به شما بگویم؛ سعی کنید وقتی دیگران بزدل هستند، جسور باشید و برعکس وقتی دیدید سایر ثروتمندان خیلی حریص و جسور هستند شما عقب‌نشینی کنید و محتاط باشید.
 
 
ترسو و خجالتی نباشید
کم‌رویی و ترس برای ثروتمندان آینده خصوصیات خوبی نیستند. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، باید آن‌قدر جسور باشید تا بتوانید فرصت‌ها را شکار کنید حتی اگر اندیشه‌هایتان از نظر خیلی‌ها احمقانه به‌نظر برسد. این خصوصیت ریسک‌پذیری برای «الی برود»، بنیانگذار موسسه KB Homes که اکنون 7 میلیارد و 100 میلیون دلار ثروت دارد، منشا موفقیت‌های بسیاری شد. وی می‌گوید: هیچ‌کس تابه‌حال با محتاط بودن و خجالتی بودن نتوانسته میلیاردر شود. من وقتی 22 سال داشتم، فکر می‌کردم تصمیم اشتباهی می‌گیرم که از شغلم در موسسه CPA استعفا کرده و به ساخت و ساز مشغول می‌شوم چون آن زمان هیچ چیز از ساخت و ساز نمی‌دانستم. اما بعضی وقت‌ها، احمقانه‌ترین تفکرات آنهایی هستند که بیشترین سود را برای شما دارند.
 
 
خودتان آستین بالا بزنید
وابستگی به دیگران برای موفقیت خمیرمایه فاجعه است. این یکی از درس‌هایی است که «فارست مارس»، وقتی در کارخانه شیرینی و شکلات پدرش یعنی شرکت «مارس» کار می‌کرده آموخته است. در آن زمان، کمپانی مارس تمام شکلات‌های خود را از شرکت رقیبش یعنی Hershey’s خریداری می‌کرد. مارس پس از کناره‌گیری از حرفه خانوادگی خود، به اروپا کوچ کرد و در یک کارخانه آب‌نبات سازی مشغول به کار شد و یاد گرفت چگونه خودش شکلات درست کند. او دوباره به حرفه خانوادگی‌اش بازگشت و اکنون صاحب ششمین شرکت بزرگ آمریکایی است.
 
مارس می‌گوید: اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، باید بدانید چگونه تولید کنید. بنابراین نباید دنبال کسی باشید که برای شما محصولی تولید کند که شما را ثروتمند کند.
 
 
فرصت‌طلب و موقعیت‌شناس باشید
«اریک اشمیت»، مدیرعامل سابق و مدیر اجرایی کنونی گوگل که 10 میلیارد دلار ثروت خالص دارد می‌گوید: موفقیت بزرگ بعضی وقتها مانند شانس است، اما مهم‌تر از همه این است که چگونه این فرصت را مال خود کنید. اشمیت خودش گوگل را تاسیس نکرده اما به حدی باهوش بوده که در سال 2001 میلادی به پیشنهاد کار کردن در این کمپانی پاسخ مثبت بدهد. اشمیت می‌گوید: یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های موفقیت این است که در زمان و موقعیت مناسب باشید. اشمیت توصیه می‌کند: خودتان را با داشتن برنامه اذیت نکنید. همه برنامه‌های خود را دور بریزید. آنچه که درمورد من صدق می‌کند این است که خودم برای خودم فرصت ایجاد کردم پس شما هم همین کار را بکنید. حتما درباره افراد موفق زیاد مطلب خوانده‌اید و دیده‌اید که آنها سخت کار می‌کنند و از فرصت‌ها بهترین استفاده را می‌کنند. شاید نتوانید ابداع و اختراع کنید اما تنها کاری که از عهده آن برمی‌آیید این است که سخت کار کنید تا در بهترین جای ممکن و آماده استفاده از فرصت‌ها باشید.
 
 
مراقب سلامتی خود باشید
«جاستین ماسک»، شاید خودش یک میلیاردر نباشد اما پیشنهاد خوبی برای پولدار شدن دارد. همسر سابق «ایلان ماسک»، موسس کمپانی «تسلا» از این فرمول با عنوان «موفقیت جدی» یاد می‌کند و می‌داند که رسیدن به این سطح ثروت کار آسانی نیست. او معتقد است که شما نه تنها از نظر روحی، بلکه از نظر جسمانی هم باید آماده باشید.
 
به گفته وی، داشتن سلامت جسمانی کمک می‌کند تا انرژی فرا انسانی داشته باشید. اگر از نظر ارثی سلامت کاملی ندارید، حداکثر تلاش خود را بکنید تا حد امکان وضعیت جسمانی خود را بهبود بخشید. مشکلاتی از قبیل خستگی ذهنی، شب ‌زنده‌داری، مشکلات جدی خانوادگی یا تنهایی و کم‌خوابی می‌توانند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارند. پس سعی کنید جسم خود را سرحال نگه دارید تا مغزتان سرحال و قبراق باشد و بتوانید خوب فکر کنید. از قدیم گفته‌اند: «عقل سالم در بدن سالم است.»
 
 
علایق خود را دنبال کنید
بسیاری از میلیاردرها بر این باورند که علاقه و اشتیاق برای رسیدن به اهداف اهمیت بسیاری دارد. برخی حتی این عامل را مهمترین ابزار موفقیت می‌دانند و به همین دلیل است که باید به‌جای اینکه اول از همه روی پول متمرکز شوید، تمام تمرکزتان رو روی شوق و انگیزه و علاقه‌هایتان بگذارید و بگذارید موفقیت به دنبال آنها بیاید.

چگونه همسر و خودتان را سرگرم میکنید؟

فعالیت های جالبی که میتوانید با همسرتان در خانه انجام دهید!

بعضی کارای بامزه هست که میتونین با همسرتون تو خونه انجام بدین تا هم سرتون گرم شه و هم از باهم بودنتون لذت ببرین.
اگه دارین برنامه ریزی میکنین که یه زمانی رو با همسرتون بگذرونین ما چندتا کاری که میتونین برای آخر هفته انجام بدین بهتون معرفی میکنیم.

بازی های ویدئویی
چی از این بهتره که بازی ویدئویی مورد علاقه مردتون رو بخرین و باهم بازیش کنین. نه تنها اینجوری همسرتون رو غافلگیر میکنین بلکه باعث میشن سرحال و خوشحال هم بشه. یادتون باشه که بازی سالمی انجام بدین و با کل کل های بی معنی روزتون رو خراب نکنین!

 


مسابقه آشپزی

اگه مردتون از آشپزی کردن بدش نمیاد، یه مسابقه آشپزی تدارک ببینین. ازش بخواین غذایی رو که شما دوست دارین رو درست کنه و شما هم در مقابل غذایی که اون دوست داره رو درست کنین، یه زمان پایان هم تعیین کنین که هر کی زودتر از اون زمان آشپزیش تموم شد بتونه یه جایزه برنده بشه.


فیلم تماشا کردن
هیچ چیزی بهتر از این نیست که با خیال راحت توی خونه با همسرتون فیلم یا سریال مورد علاقتون رو نگاه کنین. به همسرتون بگین برنامه ای که میخواین رو دانلود کنه و بعدش میتونین با آرامش همه اون برنامه ها رو در حالی که تنقلات و نوشیدنی های مورد علاقتون رو میخورین تماشا کنین.

 


چگونه خودتان را سرگرم کنید هنگامی که مشغول کار هستید؟


موزیک گوش کنید
هر نوع موسیقی که دوس دارین، گوش کنین. از نظر علمی ثابت شده که موسیقی باعث میشه تمرکزتون بالا بره و استرس شما رو کم کنه. موسیقی کلاسیک برای افرادی که معتاد به کار هستن و همچنین کسانی که درباره دیگر ژانرهای موسیقی مطالعه دارن، موثره.


خوردن به صورت تدریجی
یه کیف از خوراکی های مورد علاقه‌تون مثل تنقلات کنارتون بذارین و در حین کار بخورین. اما زیاده روی نکنین چون ممکنه باعث بشه به جای اینکه کارتون رو انجام بدین بیشتر خواب آلوده بشین.

 

گهگاه صحبت کنید
با توجه به اینکه بسیار سرتون شلوغه حتی فرصت نمیکنین که بزاق دهانتون رو هم قورت بدین. به همکاراتون سلام کنین اگه کمی خسته هستین و یا سوالات کوتاهی از اونها بپرسین مثلا ازشون بپرسین: آیا کارتون رو تموم کردین؟ از فیلم های جدید سینما خبر داری؟ و یا اینکه آیا خبر داری که گوشی جدید آیفون چه موقع به بازار میاد؟ از این طریق شما میتونین در طول روز و در حین کار خودتون رو با انگیزه و پر انرژی نگه دارین.

قدر داشته‌هایت را بدان ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند،
همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند.
مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست.
مهم این است درون خود چه دارید ...!
مردم موهای صافشان را فر می‌زنند
و آنها که موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می‌کنند
عده‌ای جلای وطن کرده به خارج می‌روند
و آنها که خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانه‌ها می‌سُرایند ...
مجردها می‌خواهند ازدواج کنند
متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند
عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می‌کنند
و عده‌ای دیگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شـدن هستند
لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند
و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌کشند
شاغلان از شغلشان می‌نالند
بیکارها دنبال شغلند
فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند
ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند
افراد مشهور از چشم مردم پنهان می‌شوند
مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند
سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند
سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند


هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:

"قدر داشته‌های این لحظه ات را بدان"

راه های ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی

 این روزها برقراری تعادل میان کار و زندگی را می توان از جمله شاهکارهای آدم ها دانست که خیلی هم راحت به نظر نمی رسد. یکی از دلایل این مسئله آن است که تکنولوژی باعث شده کارمندان همیشه و در هر ساعتی از شبانه روز در دسترس باشند و به این وسیله فاصله بین خانه و کار تقریبا از بین رفته است.

به گفته لوئیس هاوز (Lewis Howes)، کارآفرین و نویسنده کتاب «مدرسه تعالی» (The School of Cgreatness) «تلفن های هوشمند بزرگترین نعمت و همچنین نفرین حرفه ای مدرن هستند.»
به گفته وی به لطف وجود آنها من می توانم از هر جا و در هر زمان کار کنم و اگر به هر دلیلی خانه نشین شوم باز هم می توانم واقعا کارآمد باشم. همچنین با وجود این ابزارها و تکنولوژی ها هیچ چیز نمی تواند مانع کار کردن شبانه روزی شود.

ترس از دست دادن شغل نیز از جمله عواملی است که کارمندان را تشویق می کند ساعات بیشتری در محل کار بمانند. گزارش ها و پژوهش های انجام شده در مدرسه کسب و کار هاروارد نشان می دهد خیل عظیم 94 درصدی از حرفه ای ها بیش از 50 ساعت در هفته کار می کنند و تقریبا نیمی از آنها اظهار داشته اند بیش از 65 ساعت در هفته کار می کنند.

راه های ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی



ادامه نوشته

عادت بدی که با درآمد بالا هم باعث فقر شما می‌شوند


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


حتما برای شما هم پیش آمده که یک‌باره به خود می‌آیید و از اینکه همه پولهای‌تان دود شده‌اند شگفت زده می‌شوید و نمی دانید که این همه پول کجا رفتند. آیا تا حالا به این اندیشیده‌اید که چرا آخر هر ماه حساب بانکی‌تان خالی است؟

زیاد به این موضوع فکر می کنید که چه سوراخ‌های نامرئی وجود دارند که دائما سرمایه شما را می‌بلعند؟ اگر اینگونه است، احتمالا اینجا محل مناسبی برای برخی پاسخ‌ها است. در این ایمیل قصد داریم که به شما بگوییم دقیقا چه دلایلی باعث می‌شوند که شما علی‌رغم درآمد خوبتان، چندان قادر به پس‌انداز نیستید. در اینجا به ۸ عادت ناپسندی می پردازیم که در صورت سهل انگاری، درون درآمد شما رخنه کرده و تمام سرمایه‌تان را می خورند. پس در ادامه با ما همراه باشید.

با افزایش درآمد، بیشتر خرج می کنید
اینکه در صورت توان‌تان، استاندارد زندگی‌تان را بالا ببرید، هیچ مشکل و خطری ندارد. اما اگر شما شخصی هستید که دائما دنبال راه‌های جدید برای خرج کردن پولهای‌تان می‌گردید، احتمالا به زودی زود در شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای گرفتار خواهید شد. اگر با هرگونه افزایشی در درآمدتان (و یا حتی عدم افزایش آن) دائما هزینه‌های تان را افزایش دهید، واقعا سخت است که بتوانید هیچ پس‌انداز واقعی داشته باشید.

همیشه بر حال تمرکز دارید و اصلا نگران آینده نیستید
به طور معمول هنگامی که افراد از پس حل یک موضوع سخت و مهم بر نمی‌آیند، سعی می‌کنند که آن را نادیده بگیرند و این دقیقا دستورالعمل وقوع فجایع است. البته در زمینه مالی هم موضوع به همین شکل است. به طور معمول مردم روی نیازهای فعلی‌شان تمرکز می کنند و مذبوحانه سعی می‌کنند اینگونه بیاندیشند که نیازهای آینده‌شان هم به شکلی و در زمانی بالاخره حل خواهند شد. همان مثال ما ایرانی ها که برای هر چیزی می‌گوییم "بالاخره خدا بزرگه".

ضروری است که شما همیشه در دورنمای ذهن‌تان نگاهی هم به آینده داشته باشید و برای هر تصمیم مالی آینده را هم مد نظر قرار دهید. علاوه بر این بهتر است که همیشه مراقب و نگران همه چیز در زمان حال باشید و بیشترین تلاش‌تان را هم برای حذف و تامین آینده به کار ببندید.

فکر می کنید که هنوز برای پس‌انداز خیلی زود است
هنگامی که جوان هستید، احتمالا به دنبال انواع مختلف لذت و سرگرمی هستید که با پول می توانید آنها را بخرید. مردم اغلب فکر می‌کنند که هم‌اکنون برای شروع پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری هنوز خیلی زود است. اشتباه، اشتباه! هیچ وقت برای پس‌انداز بخشی از درآمدتان زود نیست. مهم نیست که چقدر این درآمد کم یا زیاد باشد و شما در چه سنی باشید.

از همین امروز پس‌انداز را شروع کنید. در حقیقت، متخصصان می‌گویند که شما باید قبل از آنکه چیزی خرج کنید، اول به فکر پس‌انداز باشید. همیشه بخشی از هر میزان پول یا درآمدی را که دارید، پس‌انداز کنید و آنگاه برای خرج کردن بقیه آن نقشه بکشید.

هیچ‌وقت حساب و کتاب پول‌تان را نگه نمی دارید
همه ما فکر می کنیم که همیشه می دانیم که پولهایمان کجا می روند و کی به اتمام می‌رسند. شوربختانه، این موضوع در خصوص اغلب ما صدق نمی کند. ما ممکن است مراقت هزینه‌های اصلی‌مان باشیم، اما چیزهای کوچکی که معمولا پولهای مان را می خورند بیشتر از موارد بزرگ اهمیت داشته و هزینه می‌تراشند.

ایده بسیار خوبی است که از همین الان یک دفتر یادداشت برداشته و تمامی درآمدها و هزینه‌های‌تان با ریز جزئیات (از کم تا زیاد) درون آن ثبت کنید. اینگونه بسیار بهتر می توانیم مسائل مالی مان را مدیریت و کنترل کنیم و دیدگاه بهتری در خصوص هزینه و درآمد ماهیانه و سالیانه زندگی مان خواهیم داشت.

عدم برنامه ریزی بودجه یا بودجه بندی ضعیف
شاید شما همه چیز را مکتوب می‌کنید. ولی مانند اغلب افراد نقطه شروع یک برنامه ریزی بودجه درست را گم کرده‌اید. داشتن یک بودجه واقعی و به درستی مکتوب، کاری است که می تواند تمامی برنامه های مالی شما را به موفقیت برساند.

یک برنامه بودجه ماهیانه تهیه کرده و به سختی از آن پیروی کنید. این را می توان از تجربیات شخصی افراد زیادی دریافت: این موضوع می تواند تفاوت بسیار بزرگی در چگونگی نگاه شما به پول ایجاد کند. در غیاب یک برنامه بودجه، بسیار ساده است که همه چیز را بابت هزینه‌های غیر ضرور بر باد دهید.

نامشخص بودن خواسته‌ها، نیازها و مسائل مالی‌تان
برای اینکه بتوانید پولی پس‌انداز کرده و ثروتی جمع کنید، چیزی که نهایت اهمیت را دارد این است که شما مسلما باید در خصوص آنچه که باید داشته باشید، خوب است که داشته باشید و نباید داشته باشید، حسابی مراقب باشید. شما لازم است که اهداف مالی‌تان را اولویت بندی کنید. اگر ثروتمند شدن جزو اولویتهای اصلی تان باشد، آنگاه لازم است که برخی از لذتهای فعلی را فدا کنید، خواه دوست داشته باشید خواه نه. در خصوص اهداف‌تان با خودتان روراست باشید و آنها را بنویسید. در فواصل منظم آنها را مرور کنید تا خودتان را در مسیر درست نگه دارید.

بدهی‌هایتان را نادیده می‌گیرید
برای بسیاری از مردم، مهم امروز زندگیشان است. علاقه دارند که حجم زیادی از منابع مالی‌شان را با لذت بخورند. این حقیقت دردناکی است. هنوز آنها نمی دانند که چگونه از این چرخه معیوب و شرورانه بیرون بیایند که آنها را بدون پس‌انداز یا با پس‌اندازی اندک رها کرده است.

اول از همه، پرداخت دیون و قرضها را در صدر لیست هزینه های ماهیانه‌تان ثبت کنید. برنامه منظمی برای این موضوع بچینید و شدیدا به آن پایبند باشید، مهم نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد. شما که نمی‌خواهید باور کنید فقیرید، هستید؟

دائما در حال ارتقا گجتهای الکترونیک‌تان هستید
هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. در حالی که هیچ ضرر و زیانی در خرید گجتهایی نیست که واقعا نیاز دارید، اما خرید آنها تنها به این دلیل که نسل جدید موبایل‌تان وارد بازار شده، قطعا باعث می‌شود که شما بیش از سود با ضرر و آسیب روبرو شوید.

پس از همین امروز زندگی‌تان را تغییر دهید و هر کاری که لازم است را همین الان انجام دهید چون شما قادر به انجام آن هستید. به خودتان لطف کرده و سفرتان به سوی ثروتمندی را همین امروز آغاز کنید. به قول ویلیام شانتر، اگر پس‌انداز کردن اشتباه است، من هیچ وقت نمی‌خواهم کار درست را انجام دهم.

رفتارهایی که حتما باید به کودکان آموزش داد

 رفتارهای بی‌ادبانه فرزندتان همیشه عمدی نیست. گاهی اوقات بچه‌ها تشخیص نمی‌دهند که پریدن وسط حرف دیگران، دست کردن در بینی‌شان یا بلند درمورد عیب دیگران در خیابان حرف زدن کار بی‌ادبانه‌ای است. و پدرها و مادرها هم با این زندگی پرمشغله امروز همیشه فرصت نمی‌کنند که زمان کافی برای آموزش این مسائل بگذارند. اما اگر این ۲۵ رفتار مهم را در فرزندتان تقویت کنید، او را به کودکی فوق‌العاده مودب، مهربان و باتربیت تبدیل خواهید کرد.

 
رفتار ۱: وقتی چیزی از کسی می‌خواهید، بگویید، «لطفاً».
 

رفتار ۲: وقتی چیزی از کسی می‌گیرید، بگویید، «متشکرم».

 
ادامه نوشته

50 راز داشتن کودک شاد و با استعداد

50 راز داشتن کودک شاد و با استعداد

در همین رابطه، ما روش‌هایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که می‌توانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایه به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.

دوران کودکی، همواره به عنوان بهترین و شادترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. کودکی، دنیایی از معصومیت و پاکی در کنار شادی و سبکبالی را در ذهن تداعی می‌کند. اما مسئله اینجاست که شادی و نشاط، آموختنی نیست و شکوفایی استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد.

1. به فرزند خود اجازه دهید كه علائق خود را کشف کند. به بازی‌ها و فعالیت‌هایی که او انتخاب می‌کند توجه نشان دهید. این گونه بازی‌ها می‌تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

2. فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می‌گردد. فکر نکنید چون او علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

3. بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کارها را به طور کامل و بی‌نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

4. سۆال بپرسید. با پرسیدن سوال‌های اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتی‌های دنیا مواجه شود. سپس به اتفاق هم، پاسخ سوال را بیابید.

5. پروژه‌های خانوادگی ویژه‌ای را طرح‌ریزی نمایید. فعالیت‌های مشترک می‌تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.

6. کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درس‌های خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دل‌زده سازد.

7. انتظارات سطح بالایی داشته باشید، اما این انتظارات باید واقع‌بینانه باشند.

8. در انجام کارها، کودک خود را سهیم کنید. بگذارید او با انجام کارها، موفقیت را در ذهن خود مجسم کند. بگذارید ببیند که شما درگیر فعالیت‌های معنادار هستید و به او اجازه دهید درگیر این فعالیت‌ها شود.

به صحبت‌های کودک خود گوش فرا دهید. چیزهایی که او به آن‌ها اهمیت بسیاری می‌دهد، می‌تواند سرنخی از استعدادهای خاصی باشد که از آن‌ها برخوردار است.

9. محیطی را فراهم آورید که به لحاظ تحریکات حسی، غنی باشد. مواد و اسباب‌هایی را در خانه قرار دهید که حواس کودک را تحریک می‌کنند، موادی از قبیل: نقاشی با انگشت، عروسک‌های خیمه شب بازی و ...

10. شور و اشتیاق خود را به یادگیری فعال حفظ کنید.


ادامه نوشته

 از تـمام زنـدگی‌تـان لـذت بـبـرید !


http://www.engtoday.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-efu-prod148675.html?uid=&sid=

لذت بردن از زندگی با پول راحت تر است اما برای لذت بردن اگرچه پول لازم است اما کافی نیست. حتی برخی پا را فراتر گذاشته اند و معتقدند برای لذت بردن از زندگی حتی پول هم لازم نیست. اگر کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت‌ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یک روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم... در کوچک‌ترین اتفاقات عظیم‌ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید...
 


در این یادداشت شما را با چند روش ارزان برای لذت بردن از زندگی آشنا می کنیم:

- بخندید: بزرگی گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.
 

-تحسین زیبایی:  هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.
 
- حال یک دوست قدیمی را بپرسید: امتحانش ضرر ندارد. الان، همین الان تلفن را بردارید و به یک دوست قدیمی زنگ بزنید. به این ترتیب هر دوی شما از یک لذت ارزان زندگی لذت خواهید برد.
 
- هدیه های قدیمی و یادگاری ها: هدیه های قدیمی که گرفته اید نگاه کنید، عکس های خاطره انگیز هم بد نیست. یاد آوری روزهای خوش هم زیباست . از قدیم گفته اند وصف العیش نصف العیش.
 
- آشپزی کنید: آشپزی کردن یکی از راه هایی است که به آرامش و لذت می انجامد. اگر برای کسانی که دوستشان دارید آشپزی کنید، لذتتان را دو برابر خواهد کرد.
 
- با مشکلات شوخی کنید: مشکلات زندگی تمامی ندارد پس اگر با آنها شوخی کنید شادی هایتان هم تمامی نخواهد داشت . البته فراموش نکنید منظور از شوخی این نیست که خودتان را سرکوب کنید و به باد تمسخر بگیرید.
 
- از درخت بالا بروید اگر نبود جوی آب هم هست بر روی لبه جوی راه بروید: می خندید باور کنید لذت بخش است. اگر شک دارید امتحان کنید.
 
- از داشته هایتان استفاده کنید: یکی از عادت های بد برخی از ما این است که بهترین لباس ها، غذاها، تفریحات، پول ها و حتی احساساتمان را برای روز مبادا نگه می داریم. زیاد بگو دوستت دارم. از آنچه در اختیار داری استفاده کن و آن را برای روز مبادا ذخیره نکن.
 
- به خودتان جایزه بدهید: چرا به خودتان جایزه نمی دهید! طی یک روز عادی همه ما مطمئنا موفقیت های کوچکی به دست می آوریم. شاید بالاخره موفق شده باشید با یک مشتری سرسخت برخورد کنید، یک فروش کرده باشید، یا کسی در کارتان تحسینتان کرده باشد. البته اینها موفقیت هایی نیست که ارزش ندارد برایش مهمانی بگیرید اما چرا نباید لحظه ای را برای جشن گرفتن این موفقیت های کوچک خود اختصاص دهید؟ این تجربه را با کس دیگری درمیان بگذارید، با یک ناهار خوشمزه به خودتان پاداش بدهید و یا این که با یک شاخه گل، یک بستنی خوشمزه، یک لباس مخصوص خانه ارزان و شیک، یک بسته پفک، پاستیل و .... از خودتان قدردانی کنید.

 - تشکر کنید: هر روز افراد زیادی به ما محبت می کنند. قدر دانی و تشکر از آنها نه تنها خستگی را از تن ایشان به در می کند باعث لذت و شادی خود شما هم می شود.

- موقع پیاده شدن از تاکسی از راننده تشکر کنید.

- از همکارتان به خاطر همکاری و همراهی تشکر کنید.

- از رئیستان بابت کار خوبی که برایتان انجام داده تشکر کنید.

- از مادر یا همسرتان به خاطر غذای خوشمزه تشکر کنید.

- از خدا تشکر کنید.
 
- دیدن فیلم و خواندن رمان های جذاب،شعر خواندن را هم امتحان کنید: این تفریحی است که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. تفریحی که ثروتمندان و فقرا در آن شریک اند. اما هر کدام به وسع و سطح سواد و درک هنری خودشان.
 
- به پارک و دل طبیعت بروید: طبیعت مسکنی بسیار قوی برای استرس و فشارهای زندگی مدرن است. خوردن ناهار در پارک، سر زدن به گلخانه ها یا تماشای غروب خورشید چند ایده ساده برای لذت بردن از طبیعت است.

یکی از بهترین سرگرمی های روزهای گرم سال این است که شام را بردارید و به همراه اعضای خانواده به نزدیک ترین پارک محل بروید.

 - با بچه ها رفاقت کنید: دوستی با بچه ها کودک درونتان را هر چند در خواب عمیق باشد بیدار می کند و به یادتان می آورد که وقتی نوزاد بودید روزی 300 بار می خندیدید اما این روز ها هفته ای یک لبخند می زنید!
 
- به دیگران کمک کنید: هر کاری از دستتان بر می آید برای اطرافیانتان انجام دهید. لازم نیست پول خرج کنید شنیدن درد دل یک دوست، همکار و یا همسفر اتوبوس، حمل کردن خرید های یک فرد مسن و .... هرچه از دستتان برمی آید. لذت کمک کردن به دیگران را ازخودتان نگیرید.
 
- محیط اطرافتان را مرتب کنید: اگر بیرون خود را مرتب کنید درونتان هم مرتب می شود. اتاق، محل کار، راه پله های ساختمان، کوچه و ماشینتان را تمیز کنید و بعد از اتمام کار از تمیزی لذت ببرید.

- به صبحها و شبهایتان، دوباره فکر کنید: آیا روزهایتان همیشه در عجله برای بیرون زدن از خانه است؟ آیا شب ها فقط تلویزیون را خاموش می کنید و به رختخواب می روید؟ تنظیم یک برنامه برای روزها و شب ها بسیار فایده بخش است. مثلاً صبحها تنظیم کنید که یک ساعت زودتر بیدار شوید و آن زمان را برای کار کردن روی خودتان بگذرانید، مثلاً کتاب خواندن، چیز نوشتن یا ورزش کردن. شب ها هم قبل از رفتن به رختخواب زمانی را به این فکر کنید که روزتان را چگونه گذراندید.

۴۰ درس برای قدرت یافتن در سختی‌های زندگی



 

گاهی اوقات برای اینکه بتوانید دوباره متولد شده و مدلی قوی‌تر و باهوش‌تر از خودتان شوید، باید اول کمی از درون فرو بریزید.

برای همه پیش می‌آید که در طول زندگی خود کسی که دوست دارند، به او نیاز دارند، یا چیزی که تصور می‌کردند برایشان می‌ماند را از دست بدهند. اما همین از دست دادن‌هاست که ما را قوی‌تر کرده و به سمت فرصت‌هایی برای رشد و شادی در آینده هدایت می‌کند.

در زیر درس‌های از زندگی برایتان عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند با درکی بیشتر به جلو پیش روید.

۱. شما آن چیزی نیستید که در گذشته برایتان اتفاق افتاده. 

گذشته شما هر چقدر هم که دردناک بوده باشد، آینده، روشن و پاک در مقابلتان است. شما دیگر عادت‌های گذشته‌تان نیستید. دیگر شکست‌های گذشته‌تان هم نیستید. دیگر آن چیزی نیستید که روزی دیگران با شما رفتار می‌کردند. شما همان چیزی هستید که همین الان تصور می‌کنید هستید. درست همان چیزی که همین الان مشغول انجام آنید.

۲. به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید.

شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی را دارید که همین الان دارید. آنقدرها هم نمی‌تواند بد باشد چون اگر غیر از این بود قادر به خواندن این مقاله در این لحظه نبودید. مسئله مهم این است که یک فکر مثبت پیدا کنید که الهام‌بخش شماست و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه می‌دهد. به این فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما ذهنتان را دارید که می‌تواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی همین برایتان کافی است.

۳. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است.

بخشی از زندگی و رشد کردن تجربه، مشکلات غیرقابل‌انتظار است. آدمها کارشان را از دست می‌دهند، بیمار می‌شوند و گاهی در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. وقتی جوان‌تر هستید و همه چیز خوب پیش می‌رود، تجسم این واقعیت تلخ کمی دشوار است. هوشمندانه‌ترین و گاهی سخت‌ترین کاری که در چنین موقعیت‌هایی می‌توانیم انجام دهیم این است که عصبانی شویم. باید بدانید که این خشم احساسی فقط همه چیز را بدتر می‌کند. و این اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر می‌رسند بد نیستند و حتی اگر اینطور باشند، فرصتی برای قوی‌تر شدن به ما می‌دهند

ادامه نوشته

به همین راحتی از زندگی‌تان لذت ببرید!


 

لذت بردن از زندگی با پول راحت تر است اما برای لذت بردن اگرچه پول لازم است اما کافی نیست. حتی برخی پا را فراتر گذاشته اند و معتقدند برای لذت بردن از زندگی حتی پول هم لازم نیست. اگر کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت‌ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یک روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم... در کوچک‌ترین اتفاقات عظیم‌ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید...
 


در این یادداشت شما را با چند روش ارزان برای لذت بردن از زندگی آشنا می کنیم:

- بخندید: بزرگی گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.
 


-تحسین زیبایی:  هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.
 


ادامه نوشته

چگونه فرزندمان را در دوران نوجوانی کنترل کنیم؟

تحملش سخت شده؟ هرطور که با او برخورد می کنید او طور دیگری با شما رفتار می کند؟ کلافه می شوید که چرا با این پوشش به خیابان می رود و از این که با او هم قدم شوید، خجالت می کشید؟ بارها به او تذکر داده اید که دوستانش مناسب نیستند و نباید با آن ها مراوده داشته باشد؟ تازگی ها به او شک کرده اید و احساس می کنید بوی سیگار می دهد و این مسئله حسابی نگران تان کرده است. کمی صبر داشته باشید! این مراحل را کم و بیش خودتان هم گذرانده اید. راهش این است که بیشتر با این دوره آشنا شوید و به موقع و مناسب عمل کنید. حیدر حسینی، مشاور و روانشناس به شما می گوید که نوجوانی چه مراحلی دارد و باید چطور از سوءرفتار در این دوران جلوگیری کرد.

نوجوان استقلال می خواهد

کودک سه مرحله جدایی و تفرد دارد. در ابتدا که از بدن مادر جدا می شود و بعد از یک سال خودش را به عنوان یک موجود جدا ادراک می کند. مرحله دوم زمانی است که کودک به پیش دبستانی یا مدرسه و در اصل به یک اجتماع بزرگ تر منتقل می شود. مرحله سوم، مرحله نوجوانی است. استقلال در این مرحله نقش بسیار مهمی را بازی می کند و نوجوان در این مرحله خودش را از خانواده جدا می کند و این جدایی را محیط برایش ایجاد نمی کند. این مرحله معمولا با درگیری ها و ناراحتی هایی همراه است. خیلی اوقات دیده می شود که نوجوان هم می خواهد در خانه بماند و هم شروع به ایراد گرفتن از والدین می کند. خیلی اوقات با این که والدین تمام تلاش شان را می کنند که پوشش مطابق میل نوجوان داشته باشند باز هم این نوجوان است که حالت تهدیدآمیز به خود می گیرد. خیلی اوقات اصلا فرقی نمی کند که والدین دارای چه ویژگی هایی باشند، چون نوجوان والد را تخریب می کند که بتواند راحت تر از او بگذرد و وارد مرحله جدایی شود.

نوجوان کیست؟

نوجوانی به گروه سنی ۱۰ تا ۱۸ سال گفته می شود و در واقع مرحله گذر از کودکی به بزرگسالی است و هم زمان با این گذار تغییرات زیاد جسمی، روانی و عاطفی در فرد به وجود می آید. پیچیدگی های روانی این دوران، آن را برای خیلی از والدین سخت و چالش برانگیز کرده است اما والدین باید در مواجهه با نوجوانان به این مسئله توجه داشته باشند که این دوره ۵ ویژگی بارز دارد: بلوغ، جدایی و تفرد، هویت یابی اجتماعی، توان تفکر انتزاعی و شروع بیماری های روانی. با شناخت و آگاهی از هرکدام از این مراحل و شیوه رفتار با آن می توان این دوران را بسیار خاطره انگیز کرد.


ادامه نوشته

چگونه همیشه مثبت فکر کنیم ؟

گروه اینترنتی خورشید


قدرت مثبت بودن در هر مکان و زمان نباید کوچک شمرده شود. زندگی بسیار کوتاه است، ارزشش را دارد که آن را با منفی‌بافی و ناراحتی بگذرانیم؟
آزمایش واقعی برای مثبت ماندن افراد در زندگی زمانی است که مشکلات پیش آمده و زندگی سخت می‌شود. مثبت ماندن کمک می‌کند فرد ذهن خود را در وضعیت درست قرار داده و بتواند راهکارهای خوبی برای مشکلات خود پیدا کند. منفی بودن مسری است. نه تنها بر خود فرد اثر می‌گذارد بلکه به همه کسانی که با او در ارتباط هستند هم منتقل می‌شود. 
از بین بردن منفی‌گرایی و درواقع مثبت بودن طرزفکری است که همیشه می‌توانید به آن دست پیدا کنید و آن را به صورت عادت برای خود درآورید. در زیر به نکاتی اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند دیدگاهتان را تغییر دهید:

افکارتان را تغییر دهید

مراقب افکارتان باشید. مخصوصا وقتی زندگی آنطور که شما دوست دارید پیش نمی‌رود. لحظه‌ای که می‌بینید دچار دلسردی و نومیدی شده‌اید و اعتمادبه‌نفستان پایین آمده است، افکارتان را تغییر دهید و سعی کنید به چیزی غیرمرتبط فکر کنید. این باعث می‌شود جلو داستان‌پردازی‌های منفی خود و چرخه منفی و واپس‌گرایی که در آن گرفتار شده‌اید را از بین ببرید. چیزی که ما انسان‌ها را از سایر موجودات مستثنی می‌کند، کنترلی است که بر روی افکارمان داریم.

درس بگیرید.

در هر موقعیتی درسی برای آموختن وجود دارد. هرچقدر هم که آن موقعیت بد و مایه تاسف به نظر برسد، باید بتوانید درس‌های زیبایی از آن بگیرید. گاهی‌اوقات آموختن این درس‌ها خیلی برایتان گران تمام می‌شود اما هر مشکل، موقعیتی برای درس گرفتن است. ممکن است مرتکب اشتباهی شده باشید اما الان می‌توانید آن را پذیرفته و با این فکر به راهتان ادامه دهید که در آینده بهتر تصمیم خواهید گرفت. این را درک کنید و بخاطر تجربه‌ای که به دست آورده‌اید سپاسگزار باشید.

قدرشناسی

نمی‌توانید در یک زمان هم عصبانی باشید و هم قدرشناس. سعی کنید نعمت‌ها و معجزات زندگی‌تان را بشمارید اگر به دنبال آنها باشید مطمئنا موارد زیادی را در زندگی‌تان پیدا خواهید کرد. همین که زنده هستید و می‌توانید نفس بکشید خود جای شکر دارد! 

تاییدات و تجسمات مثبت

سعی کنید خودتان را زیر نوری مثبت و مطمئن ببینید. هر وقت چند دقیقه زمان داشتید ( مثلا منتظر دوستتان هستید، در تاکسی نشسته‌اید یا در آسانسور هستید ) اینکار را انجام دهید. تایید خود ( لیستی از عبارات مثبت درباره خودتان ) یک راه عالی و ساده دیگری است که ناخودآگاهتان را تمرین می‌دهد خود را مثبت ببینید. این خیلی مهم است چون خیلی از ما خیلی به خودمان سخت می‌گیریم. 

گنجینه خاطرات

گنجینه‌ای از خاطرات داشته باشید که هر زمان یاد آنها افتادید، لبخند به روی لبان تان بیاورد. اتفاقات و موقعیت‌هایی که در آنها احساس شادی و آرامش داشته‌اید و همه چیز دنیا به نظرتان زیبا بوده است.
هر زمان که متوجه شدید دچار افکار منفی شده‌اید، به یکی از آن خاطرات فکر کنید. به یاد آوردن آن لحظات دیدگاه شما نسبت به موقعیت کنونی را متعادل خواهد کرد. متوجه خواهید شد که چیزی که امروز منفی به نظر می‌رسد فردا تغییر خواهد کرد. هیچ‌چیز در این دنیا بی‌تغییر نمی‌ماند.

رژیم ضد انتقادی

رویکرد و گرایشاتتان را تغییر دهید. ببینید می‌توانید دست از انتقاد کردن از دیگران و موقعیت‌های مختلف بردارید؟ متاسفانه در فرهنگی بزرگ شده‌ایم که در همه چیز و همه کس دنبال ایراد هستیم. سعی کنید این رویکرد را تغییر داده و به جای پیدا کردن ایراد، خوبی‌ها را ببینید و تحسین کنید.
چه مثبت باشید و چه منفی، موقعیت تغییر نخواهد کرد. پس چه بهتر که مثبت باشید.
مثبت بودن هم مثل هر عادت دیگری نیاز به تمرین دارد و برای آن باید به خودتان متعهد شده و کنترل خودتان را به دست گیرید. اما کم‌کم شروع کنید. سعی کنید به احساسات خود توجه کنید. اول باید بخواهید که تغیییر کنید. به راهتان ادامه رهید و مطمئن باشید کم‌کم به منبعی سرشار از انرژی مثبت تبدیل خواهید شد. 

راهنمای به دنیا آوردن کودک باهوش

همه مادرها دلشان می خواهد فرزندشان سالم و باهوش باشد اما بیشتر آنها نمی دانند چطور باید این کار را انجام دهند. تا زمانی که جنین متولد نشده سلول های مغزش در حال شکل گیری هستند. دانشمندان می گویند تجربه های مادر در دوران بارداری بر شکل گیری مغز کودک تاثیر می گذارد. این تاثیرها می توانند در تمام عمر کودک ادامه داشته باشند. با این وجود، زنان در دوران بارداری می توانند با انجام چند کار ساده سلول های مغزی فرزندشان را گسترش دهند و کودکی باهوش به دنیا بیاورند. اگر قصد دارید به زودی باردار شوید یا باردارید، این پیشنهادها به شما کمک می کنند ضریب هوشی فرزندتان را از دوران جنینی افزایش دهید.


1- با فرزندتان حرف بزنید

لازم نیست کلی صبر کنید تا فرزندتان به دنیا بیایید و بعد حرف زدن با او را شروع کنید. در همان دوران بارداری هم می توانید جنین را مخاطب قرارداده و با فرزند متولد نشده حرف بزنید. وقتی با جنین حرف می زنید او به صدای شما عادت می کند و الگوهای زبانی را از همان زمان تشخیص می دهد. درباره تجربه ها و فعالیت های روزانه با او صحبت کنید. برایش با صدای بلند کتاب بخوانید تا گوش او را به شنیدن تشویق و فرزندتان را برای ورود به دنیای بیرون آماده کنید.

2- میوه های تازه مصرف کنید

توصیه می شود در دوران بارداری از مصرف سبزیجات و میوه های تازهغافل نشوید. مصرف این قبیل مواد غذایی علاوه بر اینکه به کنترل وزن و سلامت خودتان کمک می کند در افزایش هوش کودکتان نیز تاثیرگذار است. سبزیجات و میوه های مختلف ویتامین و املاح معدنی مورد نیاز بدن شما را به خوبی تامین می کنند و نیاز روزانه شما به مصرف مکمل های غذایی را کاهش می دهند. در صورتی که به هر دلیل نمی توانید میوه و سبزیجات مختلف را در رژیم غذایی تان داشته باشیدتوصیه می شود حتما از مکمل های غذایی کمک بگیرید.

3- استرس هایتان را کاهش دهید

می خواهید بچه تان باهوش باشد؟ کمتر حرص بخورید. بعضی از پژوهش های اخیر نشان می دهند یکی از عواملی که روی هوش کودک تاثیر می گذارد، استرس مادر است. وقتی مادر در دوران بارداری استرس داشته باشد این موضوع روی شخصیت کودک و توسعه سلول های مغز او تاثیر منفی می گذارد؛ بنابراین در دوران بارداری سعی کنید راه و فعالیت هایی برای کاهش استرس و آرامش پیدا کرده و از محیط های پرتنش دوری کنید. ورزش کردن فعالیت خوبی است که به کاهش استرس و سلامت جنین کمک می کند. تمرین های ریلکسیشن هم به آرامش بیشتر شما کمک می کند؛ پس آنها را در برنامه تان بگنجانید.

نتایج پژوهش های دیگر نشان می دهد کودکانی که مادران آنها در دوران بارداری استرس زیادی دارند، در پنج سالگی دچار اختلال شناختی می شوند و در یادگیری زبان، کم هوشند.

4- مراقب دندان هایتان باشید

بهداشت دهان و دندان را به خوبی رعایت کنیدم. مشکلات و بیماری های مربوط به دهان و دندان در دوران بارداری بر سلامت کودک تاثیر می گذارد و با زایمان زودرس و کاهش وزن نوزاد در ارتباط است. وقتی مادران در دوران بارداری بهداشت دندان و دهان را رعایت نمی کنند فرزندان آنها احتمالا در یادگیری دچار مشکل می شوند. سیگار کشیدن در دوران بارداری خطر بزرگی است که نباید آن را نادیده گرفت. سیگار کشیدن اثرهای مشابهی بر جای می گذارد و سبب اختلال در یادگیری کودک می شود؛ ضمن اینکه سلامت دندان ها را کاهش می دهد. علاوه بر این ممکن است در آینده مشکلات سلامتی جدی ایجاد کند.

ادامه نوشته

هفـت نوع شوخـی زشت آقـایان با خانـم ها !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


من در ابتدای این مقاله اعتراف می کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی ها نداشته ام! این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!

باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

شوخی های تهدیدی
- طلاق : مثلا همسر شما می گوید "اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟" بدترین جواب این است :"خب طلاقت میدم!" بعد هم غش غش میخندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید :"بابا شوخی کردم" همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را "بی جنبه" خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال! 

خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر می رود، ناراحت می شود، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و ... البته منظور این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت تان می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.
- زن دوم : شب دیر به خانه می آیید، همسرتان می گوید :"کجا بودی تا این وقت شب؟" شما هم می گویید:"خونه دومی!!!" خیلی شوخی جالبی بود نه ؟ یا مثلا بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می کنید! مثلا به بچه هایتان می گویید:" آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!" 

البته تجربه ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند! ولی باز هم تاکید می شود که این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می رود، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زنهای مردم اینطور نیستند و ...! همین می شود بهانه برای خراب شدن یک رابطه زناشویی.
- مرگ و زندان : آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می گوید :"خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم." یا مثلا زیاد هستند آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند :"خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم." یا "سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!" البته اینها نمونه است ولی حرفهایی است که زیاد در زندگی ها هستند و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی اینها را بیان می کند، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می کند.
شوخی های مردانه
- شوخی های فیزیکی : یک سری شوخی هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می دهیم، مثلا با بیل می زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می خندیم! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می کند! خب اینها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی ها با همسرتان نکنید، خانم ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلا وقتی شما همسر خود را نوازش می کنید خیلی برای او لذت بخش است و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی ها هم اصلا نکنید.

با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهرا خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی های فیزیکی محسوب می شود که به هیچ وجه، تاکید می شود به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.
- شوخی های حاوی فحش : باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد (که البته همان هم غلط است) ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی ها استفاده نکنید، چیزی که جدیدا در شبکه هایی مثل فیس بوک دیده ام (با عذرخواهی از همه دوستان) واژه "کثافت" است که مثلا با تغییر شکل "کصافط" می نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است، و متاسفانه آقایان در رابطه های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می کنند یا لفظش را به زبان می آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.

یا مثلا واژه های دیگر، بعضی واژه ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آنها به شوخی به کار می برند مثل "لامصب" "بدبخت" "بیچاره" و ...

پس خیلی مواظب این واژه ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه های ساده زندگی خیلی ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می کنم از این الفاظ استفاده نکنید.
شوخی های تمسخر آمیز 
- شوخی در مورد اعضای خانواده : مثلا خانمی به همسرش می گوید :" اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه" شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید :"بابای تو هنوز قسط جهیزیه ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!" 

این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصا بزرگترها و پدر و مادر هم می شود، یعنی فرضا با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آنها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.
- مسخره کردن : مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می کنید "نابغه! آی کیو! دانشمند!"

یا مسخره کردن قد، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده ام، مثلا به همسرتان می گویید :"عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقا مزه چی میده ؟" و یا :"این غذا رو برم بریزم جلو گربه ها ببینم لب میزنن یا نه!"
نکته آخر را هم بگویم، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و ... را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقا خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفا مراعات کنید.

ر اهنمای به دنیا آوردن کودکان بـا هوش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


همه مادرها دلشان می خواهد فرزندشان سالم و باهوش باشد اما بیشتر آنها نمی دانند چطور باید این کار را انجام دهند. تا زمانی که جنین متولد نشده سلول های مغزش در حال شکل گیری هستند. دانشمندان می گویند تجربه های مادر در دوران بارداری بر شکل گیری مغز کودک تاثیر می گذارد. این تاثیرها می توانند در تمام عمر کودک ادامه داشته باشند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از مجله تندرستی؛ با این وجود، زنان در دوران بارداری می توانند با انجام چند کار ساده سلول های مغزی فرزندشان را گسترش دهند و کودکی باهوش به دنیا بیاورند. روی صحبت ما با شما مادر گرامیست که قصد دارید به زودی باردار شوید یا باردار هستید، این پیشنهادها به شما کمک می کنند ضریب هوشی فرزندتان را از دوران جنینی افزایش دهید.

1. با فرزندتان حرف بزنید

لازم نیست کلی صبر کنید تا فرزندتان به دنیا بیایید و بعد حرف زدن با او را شروع کنید. در همان دوران بارداری هم می توانید جنین را مخاطب قرارداده و با فرزند متولد نشده حرف بزنید. وقتی با جنین حرف می زنید او به صدای شما عادت می کند و الگوهای زبانی را از همان زمان تشخیص می دهد. درباره تجربه ها و فعالیت های روزانه با او صحبت کنید. برایش با صدای بلند کتاب بخوانید تا گوش او را به شنیدن تشویق و فرزندتان را برای ورود به دنیای بیرون آماده کنید.

2. میوه های تازه مصرف کنید

توصیه می شود در دوران بارداری از مصرف سبزیجات و میوه های تازه غافل نشوید: مصرف این قبیل مواد غذایی علاوه بر اینکه به کنترل وزن و سلامت خودتان کمک می کند در افزایش هوش کودکتان نیز تاثیرگذار است. سبزیجات و میوه های مختلف ویتامین و املاح معدنی مورد نیاز بدن شما را به خوبی تامین می کنند و نیاز روزانه شما به مصرف مکمل های غذایی را کاهش می دهند. در صورتی که به هر دلیل نمی توانید میوه و سبزیجات مختلف را در رژیم غذایی تان داشته باشیدتوصیه می شود حتما از مکمل های غذایی کمک بگیرید.

3. استرس هایتان را کاهش دهید

کمتر حرص بخورید. بعضی از پژوهش های اخیر نشان می دهند یکی از عواملی که روی هوش کودک تاثیر می گذارد، استرس مادر است. وقتی مادر در دوران بارداری استرس داشته باشد این موضوع روی شخصیت کودک و توسعه سلول های مغز او تاثیر منفی می گذارد؛ بنابراین در دوران بارداری سعی کنید راه و فعالیت هایی برای کاهش استرس و آرامش پیدا کرده و از محیط های پرتنش دوری کنید.

ورزش کردن فعالیت خوبی است که به کاهش استرس و سلامت جنین کمک می کند. تمرین های ریلکسیشن هم به آرامش بیشتر شما کمک می کند؛ پس آنها را در برنامه تان بگنجانید. نتایج پژوهش های دیگر نشان می دهد کودکانی که مادران آنها در دوران بارداری استرس زیادی دارند، در پنج سالگی دچار اختلال شناختی می شوند و در یادگیری زبان، کم هوشند.


ادامه نوشته

آداب معاشرت هایی که حتما باید بدانید

گروه اینترنتی خورشید


خیلی وقت‌ها صدای تلفن‌همراه بعضی‌ها را در سینما یا تئاتر می‌شنوید. یا خیلی‌ها را می‌بینید که با دهان پر حرف می‌زنند.
در دنیای امروز که با سرعت فوق‌العاده جلو می‌رود، به آسانی ممکن است که خیلی از آداب معاشرت اولیه را هم فراموش کنیم. متاسفانه خیلی‌ها آداب و رفتاری که والدینشان به آنها یاد داده‌اند را فراموش  کرده‌اند و خیلی‌ها هم تربیت چندان خوبی نداشته‌اند.
داشتن رفتار اجتماعی درست، خیلی سخت نیست؛ اما بیشتر ما تصور می‌کنیم که این آداب و رفتارها دیگر قدیمی شده و در دنیای امروز جایی ندارند. اما این اصلا درست نیست.
اگر هر کدام از ما لحظاتی را به بازبینی اصول و قواعد آداب اجتماعی خوب صرف کنیم، متوجه می‌شویم که نه تنها در زندگی شخصی‌مان، بلکه در روابط کاری هم به دردمان خواهند خورد.

در این ایمیل راه‌هایی برای ارتقای این آداب و رفتارها در خودتان اشاره می‌کنیم که مطمئنا کمک می‌کند تاثیر بهتری روی دیگران بگذارید.

آداب اولیه را رعایت کنید. نشان دادن ادب و احترام کار سختی نیست. به زبان آوردن «لطفا»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و «عذر می‌خواهم» کار آسانی است.
این عبارات نشان می‌دهد که برای دیگران احترام قائل هستید. حتی اگر فردی بی‌ادب باشد و اصلاً از او خوشتان نیاید، خیلی بهتر است که شما مودبانه رفتار کنید تا اینکه بخواهید به سطح تربیت او نزول کنید.

آقایان، در محیط‌های بسته کلاهتان را بردارید. این روزها خیلی از مردان جوان از این واقعیت آگاه نیستند که گذاشتن کلاه در محیط‌های بسته بی‌ادبانه است. آقایان عزیز، وقتی وارد ساختمانی می‌شوید کلاهتان را از سرتان بردارید!

در را نگه دارید. این قانون فقط مخصوص مردها نیست. بله، درست است که آقایان باید در را برای خانم‌ها نگه دارند و بگذارند که خانم‌ها زودتر از آنها وارد شده یا خارج شوند اما خانم‌ها هم باید همین کار را برای افراد سالخورده یا کسانیکه دستشان پر است انجام دهند.

وقت‌شناس باشید. هیچ چیز بدتر از منتظر نگه داشتن دیگران نیست. این کار واقعا بی‌ادبانه است و نشان می‌دهد برای وقت دیگران ارزش قائل نیستید. اگر عادت دارید که همیشه دیر بر سر قرارهایتان می‌رسید، ساعتتان را 10 تا 15 دقیقه جلو بکشید تا سر ساعت برسید.

در انظار عمومی خودتان را آرایش نکنید. اگر نیاز است که روی صورتتان کاری انجام دهید، موهایتان را شانه بزنید و یا آرایش کنید، سعی کنید این کار را جلو چشم بقیه و در محیط عمومی انجام ندهید.
به سرویس بهداشتی آن محل بروید و یا صبر کنید تا به خانه بروید. خانم‌ها، زدن سریع رژلب بدون آینه اشکالی ندارد اما درست نیست که کیف لوازم آرایش تان را در یک محیط عمومی بیرون بیاورید و با آینه جیبی شروع به آرایش کردن خودتان کنید. همچنین گرفتن ناخن‌ها یا لاک زدن هم در محیط‌های عمومی کار نادرستی است.

تا حد امکان در محیط‌های عمومی کمتر آدامس بجوید. اگر به دلیلی منطقی مثل خوشبو کردن دهان یا از بین بردن خشکی دهان، باید آدامس بجوید،  سعی کنید این کار را در ماشین تان و بین راه انجام دهید.
اگر واقعا لازم است که در یک محیط عمومی آدامس بجوید، سعی کنید این کار را آرام‌تر انجام دهید و از باد کردن آن یا ایجاد صدای بلند با آدامس خودداری کنید.

زنگ موبایل تان را در صورت لزوم خاموش کنید. اولین کاری که بعد از وارد شدن به یک محیط عمومی می‌کنید این است که زنگ موبایل تان را خاموش کنید. به خاطر داشته باشید که نیازی نیست به همه تماس‌هایی که با شما گرفته می‌شود همان لحظه پاسخ دهید.
اگر می‌دانید که تماسی ضروری است، عذرخواهی کنید و به محیط یا اتاق دیگری رفته و آنجا با تلفن صحبت کنید. سعی کنید مکالمه‌تان پشت تلفن کوتاه باشد و از طرف مقابل بخواهید که در اولین فرصت با او تماس بگیرید.

مودبانه حرف بزنید. وقتی با کسی صحبت می‌کنید، چه سر کار باشد و چه در محیط اجتماعی‌تر، هیچوقت درمورد پول، مذهب و سیاست حرف نزنید.
این موضوعات بسیار حساس هستند و می‌تواند موجب انفجار احساسی شما یا طرف‌مقابلتان شود و همین مسئله باعث شود صدایتان را بالا ببرید، حتی فریاد کشیده یا از الفاظ نادرست استفاده کنید.

رفتار خوب نشان دهنده این است که برای دیگران ارزش و احترام قائلید و از تربیت خوبی برخوردارید.

راه هایی برای بهبـود روابـط با دیگـران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


همه انسان ها در زندگی خود با افرادی در ارتباط هستند. بعضی از این روابط چندان در حد خوبی نیستند، بعضی دیگر خوب، متوسط، هیجان انگیز، پرتنش، عاشقانه و ... هستند. با این حال، چیزی که بسیار قطعی است، این است که داشتن روابط عالی نقش موثری را در شادی فرد ایفا می کند. برای اینکه مطمئن باشید روابطتان با دیگران در بهترین حالت ممکن قرار دارد، دانستن نکاتی برای بهتر شدن این روابط بسیار ضروری است. 

بارها شنیده ایم افرادی که عاشق هستند مبتلا به سرماخوردگی نمی شوند. علتش این است افرادی که در یک رابطه عاشقانه هستند، می توانند تلخ ترین اتفاقات زندگیشان را به شادی تبدیل کنند. داشتن روابط عالی، کیفیت زندگی فرد را ارتقا می دهد. بنابراین بسیار مهم است یاد بگیریم چه عواملی فرد را تبدیل به دوستی خوب می کند و یاد بگیریم که چطور خودمان می توانیم چنین دوست خوبی باشیم.
روابط سالم، واقعا می توانند وضعیت ذهنی، احساسی و حتی فیزیکی فرد را ارتقا دهند، درحالیکه روابط ناسالم و روابط مسموم و خطرناک، فرد را به سمت ناامیدی، غم و افسردگی سوق می دهند. باید تلاش کنید و با صرف زمانی بسیار در بررسی صفات اخلاقی افرادی که از آن ها به عنوان دوستان خوب یاد می کنید، ویژگی های مثبتشان را شناسایی و همان ویژگی ها را در خودتان نیز تقویت کنید. به عنوان مثال، اگر در میان دوستانتان وفاداری ویژگی مهمی محسوب می شود شما هم باید این ویژگی را در خودتان ایجاد یا تقویت کنید و وفاداریتان را به آن ها ثابت کنید. وافراد دیگری هم که با شما در ارتباط هستند وقتی چنین ویژگی ای را در شما می بینند مایل هستند همانطور که شما در ارتباط با آن ها وفادار هستید نسبت به شما وفادار باشند. این یک وضعیت برد برد است که در آن هر دو سوی رابطه برنده هستند.


ده نکته عالی ای که برای داشتن روابطی خوب در ادامه معرفی می شوند، کمک می کنند تا کیفیت رابطه تان را با دیگران ارتقا دهید. مهم نیست خواهان ارتقای کیفیت چه نوع رابطه ای هستید، این نکات کمک می کنند تا هر نوع رابطه ای اعم از روابط دوستی، روابط میان خواهر و برادر و یا روابط عاشقانه بهتر شوند. به خاطر داشته باشید برای اینکه این نکات به کیفیت روابطتان کمک کنند دو کار باید انجام دهید، اول اینکه خودتان را در نظر بگیرید و ببینید چطور می توانید این نکات را در خودتان پرورش دهید و دوم اینکه از آن ها برای رشد فردی خودتان استفاده کنید:


1. مشخص کنید چه کسانی دوست شما هستند.
افرادی را که می شناسید به دسته های مختلفی از جمله "خانواده"، "دوستان صمیمی"، "آشنایان" و "همکاران" تقسیم کنید. مشخص کردن اینکه چه کسانی دوست شما هستند واینکه افراد پیرامونتان به چه گروهی تعلق دارند کمکتان می کند تا مدت زمانی را که لازم است به آن ها اختصاص دهید، تعیین کنید. این امر کمک می کند راحت تر مشخص کنید برای وقت گذراندن با افراد، چه کسی در اولویت قرار دارد و به این طریق دیگر وقتتان را صرف افرادی که با آن ها خیلی مایل به برقراری ارتباط نیستید، نمی کنید.

2. رفتار خود ر اصلاح کنید.
اگر از آن دسته از افرادی هستید که در دقیقه نود، قرار خود را با دوستانتان به هم می زنید و یا بیشتر مواقع دیر سر قرارتان می رسید، همین حالا دست از این رفتار بردارید. وفا نکردن به تعهداتتان به دیگران ثابت می کند که برای آن ها یا زمانشان ارزشی قائل نیستید.
3. با دیگران صادق باشید و در عین حال موجب رنجششان نشوید.
برای اینکه در مناسبتی شرکت نکنید متوصل به دروغ نشوید. به دوستانتان بگویید نمی خواهید در مراسم شرکت کنید و دلیلتان را هم بگویید. اگر فکر می کنید ممکن است از شنیدن حقیقت ناراحت شوند با مهربانی و ملاحظه با آن ها صحبت کنید و حقیقت را بگویید اما هرگز دروغ نگویید.

4. تلاش نکنید که همه را از خود راضی نگه دارید.
همه ما افراد زیادی را می شناسیم که سعی می کنند در برابر تک تک افرادی که در زندگیشان هستند همانی باشند که آن ها می خواهند و همیشه از این تلاش یک نتیجه حاصل می شود و آن این است که این همه تلاش جوابی در پی ندارد. کسانی دوست واقعی شما هستند که شما را به خاطر آنچه که هستید دوست دارند و کسانی که تائیدتان نمی کنند یا دوستتان ندارند دوست واقعی تان نیستند و مطمئنا دوست ندارید این گروه از افراد در زندگیتان حضور داشته باشند، پس بیهوده تلاش نکنید.
5. درمورد زندگی خصوصی دیگران صحبت و غیبت نکنید
ممکن است اجتناب از این مورد در میان همکاران دشوار باشد اما برای داشتن محیط کاری ای عاری از استرس، موردی بسیار ضروری است. صحبت نکردن در مورد زندگی دیگران، موجب می شود انرژی تان برای صحبت کردن درمورد مسائل مهم با دوستان و کسانی که دوستشان دارید حفظ شود. به عبارت دیگر در مورد دیگران و زندگیشان همیشه به گونه ای صحبت کنید که انگار در حضورتان هستند و گفته هایتان موجب رنجششان نمی شود.

6. بخشنده و بزرگوار باشید.
دیگر این سخن کلیشه ای شده است اما واقعیت همین است: با دیگران همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. هیچ چیز به اندازه اجرای همین نکته موجب نمی شود که دیگران شما را مورد ستایش خود قرار دهند.
7. گوش کنید، گوش کنید و باز هم گوش کنید
گاهی اوقات گوش دادن تنها کاری است که می توان انجام داد. دوستانتان همیشه به دنبال این نیستند که برای مشکلشان به سرعت راه حلی بیابید بلکه شاید تنها بخواهند شما را در چیزی سهیم کنند. حتی اگر به دنبال توصیه شما هستند، ابتدا با دقت کامل و بدون قطع صحبتشان به آن ها گوش دهید و بعد نظرتان را بگویید.
8. همانقدر که دریافت می کنید، بدهید.
اگر دوستانتان دائما شما را دعوت می کنند (یا شما مرتبا خودتان را به مجالس آن ها دعوت می کنید!) تعادل را برقرار کنید و خودتان را میزبان یک رویداد کنید. در این حالت دوستانتان می بینند که شما هم تعادل را حفظ کرده اید و به این جهت شما را مورد احترام خود قرار می دهند.
9. صحبت کنید
اگر چیزی موجب آزارتان می شود، دوست یا شریک زندگیتان را مطلع کنید. این کار را بدون اهانت کردن یا فریاد کشیدن انجام دهید. برای بیان چنین موضوعاتی می توانید اینطور آغاز کنید: "خیلی دوستت دارم و برای رابطمون خیلی ارزش قائل هستم و به همین خاطر خواستم بدونی مساله ای هست که باعث رنجشم شده". و بعد با احترام و آرامش درمورد آن مساله صحبت کنید و نظرتان را برای برطرف کردن مشکل با وی درمیان بگذارید. این کار را در آرامش انجام دهید. دوست یا شریکتان ممکن است در ابتدا ناراحت شود اما اگر آن ها برای رابطه با شما احترام و ارزش قائل باشند، به سخنانتان گوش می دهند و در یافتن راه حل و اجرای آن به شما کمک می کنند.
10. مرزهای خود را مشخص کنید
مطمئن شوید که در ارتباط با افراد حد و حدود مناسب را برقرار کرده اید. برای درک بهتر به نکته شماره یک برگردید که طبق آن افرادی را که می شناسید در گروه های متفاوتی جای دادید و برای هر گروه مرز مشخصی ترسیم کردید. به عنوان مثال همکار شما نباید در ساعاتی مشخص به منزلتان زنگ بزند (مگر آنکه مورد اضطراری ای پیش آمده باشد). اگر برای داشتن زمانی تنها و اختصاصی برای خود (زمانی برای استراحت و رسیدن به آرامش) دچار مشکل هستید، تاریخی را برای چنین شرایطی مشخص کنید، به همسر خود اطلاع دهید و نسبت به انجام آن متعهد باشید. تعیین مرز برای خود، یکی از بهترین و سالم ترین کارهایی است که می توانید برای بهبود وضعیت خود و روابطتان انجام دهید، پس این نکته را به عنوان یکی از مهمترین نکات برای بهبود روابط به حساب بیاورید. از آن در روابط خود با دیگران استفاده کنید و شاهد بهبود در روابط باشید.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

زنان شاغل شادترند یا مردان؟!

مطالعات جدید درخصوص سبک های زندگی در 34 کشور جهان نشان می دهد که زنان شاغل در مقایسه با مردان شاغل شادتر و کمتر دارای استرس هستند. مردانی که در پیشرفته ترین کشورهای جهان زندگی می کنند، ساعات بیشتری کار می کنند و دستمزد بیشتری نیز دریافت می دارند، اما به نظر می رسد که بیشتر در معرض خطر قرار دارند و دارای امید به زندگی پایین تری هستند. زنان از لحاظ شاد بودن نمره بیشتری را در این مطالعه کسب کردند، این در حالی است که آن ها با میانگین دو ساعت و نیم، روزانه دو برابر مردان در امور خانه داری فعالیت دارند. «شاخص زندگی بهتر» آنلاین متعلق به «سازمان توسعه و همکاری اقتصادی» تندرستی را بر اساس مولفه هایی از قبیل سلامت، شغل، جامعه، تحصیلات، امنیت و "تعادل زندگی" اندازه گیری می کند. هم اکنون محققان حاضر در پروژه کنونی، سن، جنسیت و کشور را نیز به این مولفه ها افزوده اند. یافته های آن ها نشان می دهد که بریتانیا دوازدهمین کشور شاد در میان این کشورهاست و جلوتر از فرانسه و آلمان، اما عقب تر از استرالیا و امریکا قرار دارد. امریکا در رده نخست و استرالیا در رده سوم جای دارند. در این مطالعه ترکیه در رده آخر جای گرفت. زنان در 34 کشور نمونه موردی، به طور متوسط هر روز 279 دقیقه را به خانه داری و مراقبت از فرزندان یا سالخوردگان اختصاص می دهند، این در حالی است که مردان 131 دقیقه را به انجام این امور می گذرانند. در این 34 کشور، 72 درصد مردان و 59 درصد زنان شاغل بودند و این ارقام شامل کارهای پاره وقت نیز می گردد. همچنین مشخص شد که مردان اندکی سالم تر از زنان هستند، اما دارای امید به زندگی کوتاه تر (حدود شش سال کمتر) هستند. به گفته محققان، درست است که مردان بیشتر از زنان کار می کنند و دستمزد بیشتری نیز دریافت می دارند، اما به نظر می رسد بیشتر قربانی یورش یا قتل هستند، درحالیکه زنان مدت طولانی تری زندگی می کنند و دارای شبکه های اجتماعی قوی تری هستند؛ با این حال زنان در اواخر عمر بیشتر در معرض فقر قرار دارند.

مرد‌ها چه زنی را همسر ایده آل می‌دانند؟


 

برای تازه عروس‌ها اینکه همسرشان روز به روز عاشق‌تر شود، موضوع بی‌اهمیتی نیست.

آن‌ها دوست دارند با تک تک حرف‌ها و رفتار‌هایشان یک قدم به همسرشان نزدیک‌تر شوند اما همیشه ماجرا این طور پیش نمی‌رود. گاهی هر قدم رو به جلوی زن، مرد را ده‌ها قدم به عقب می‌راند. برای زنی که فکر می‌کند، حساب همه چیز را کرده و تمام تلاشش را به خرج داده کنار آمدن با این موضوع، آسان نیست. اگر شما چنین احساساتی را تجربه کرده‌اید، باید بار دیگر گذشته‌تان را مرور کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان یک زن ایده آل جلوه نکرده‌اید.

 

● باید خاص باشید
همسر ایده آل : یک مرد به دنبال زنی خاص می‌گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی‌کند. مرد‌ها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آن‌ها را در سراسر زندگیشان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده آل آن‌ها شباهت زیادی با‌‌ همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن‌ها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیانشان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری‌‌هایشان راه می‌دهند.

 

● باید قانع باشید
همسر ایده آل : مرد‌ها دوست دارند، بعد از ازدواج‌‌ همان طوری که پیش از این بوده‌اند بمانند. آن‌ها همسری می‌خواهند که با وجود معایب یا خلق و خوی خاصشان آن‌ها را بپذیرد و عاشقشان بماند. این ویژگی یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که در ذهن مرد‌ها می‌گذرد. آن‌ها از سرکوفت خوردن بیزارند و دوست دارند همسرشان با همین اخلاقی که دارند و همین وضع زندگی‌ای که دارند بسازد و مدام برای تغییر کردن، آن‌ها را تحت فشار نگذارد. برخلاف اغلب زن‌ها که سعی می‌کنند، از مرد معمولی مقابلشان همسر ایده آل و رویایی بسازند، مرد‌ها دوست دارند با زنی زندگی کنند که به همین وضع موجود قانع باشد.

 

● باید سعی کنید زیبا باشید
همسر ایده آل : 
درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مرد‌ها به آن توجه می‌کنند اما این موضوع در انتخاب همسر آینده آن‌ها بی‌تاثیر هم نیست. انگار مرد‌ها دوست دارند از این طریق انتخابشان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آن‌ها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می‌توان از اینکه یکی از کاندیداهای ازدواج مردان اطرافتان هستید یا خیر مطمئن شوید.

 

● باید جاه طلب باشید
همسر ایده آل : نمی‌توان در این مورد یک قانون بی‌چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن‌ها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.


● 
باید نیمی از مشکلات مال شما باشد
همسر ایده آل : 
سال‌ها از روزگاری که مرد‌ها بار خانه را یک تنه به دوش می‌کشیده‌اند گذشته است. مردهای امروزی دوست دارند زنشان دوشادوش آن‌ها حرکت کند، بحران‌های خانه را بشناسد و گاهی مانند آن‌ها استرس‌های زندگی بعد از ازدواج را به دوش بکشد. آن‌ها دوست ندارند تنها فکر کنند، تنها تلاش کنند، تنها نگران باشند و تنها عمل کنند. مردهای امروز به دنبال همسری هستند که در تمامی این لحظه‌ها کنارشان باشد و این مشکلات را مشکلات خودش بداند، نه اینکه اگر کاری برای حل کردنشان می‌کند آن را یک لطف تلقی کند.

 

● باید با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید
همسر ایده آل  : جدا شدن از زندگی مجردی در سال‌های بعد از ازدواج سخت‌ترین اتفاقی است که می‌تواند برای یک مرد بیفتد. مرد‌ها از تنهایی بعد از ازدواج می‌ترسند. آن‌ها دوست دارند روابط قبلیشان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیلشان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن‌ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی‌تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده‌اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند. آن‌ها ترجیح می‌دهند، با ازدواج خانواده پیشینشان بزرگ‌تر شود نه اینکه از یک خانواده بیرون بروند و خانواده تازه‌ای را بسازند. اغلب مرد‌ها در ارتباط داشتن با آدم‌های تازه و شرایط تازه کمی مشکل دارند. آن‌ها دوست دارند، زنشان روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و آن‌ها را در پیوند زدن به این اجتماع یاری دهد. گذشته از این، آن‌ها دوست دارند با ورود همسرشان به خانواده‌شان، روابط خانوادگی و فامیلی گرم تری را هم برایشان به همراه بیاورد و لاک تنهاییشان را از آن‌ها بگیرد.

 

● باید ستایش کنید
همسر ایده آل  : دوست داشته شدن حس خوبی به آدم‌ها می‌دهد. مرد‌ها هم از این قاعده مستثنا نیستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند، وقتی خسته از کار بر می‌گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر اینکه زنی تا این حد دوستشان دارد به همه فخر بفروشند. خیلی از مرد‌ها زندگی خود را با اطرافیانشان مقایسه می‌کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن‌ها منتقل می‌کنند برایشان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن‌ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند. مرد‌ها دوست دارند همسرشان قدرت و تواناییشان را ستایش کند و به آن‌ها تکیه داشته باشد. آن‌ها از اینکه مستقل‌ترین زن جهان هم برای تصمیم گیری‌هایش با آن‌ها مشورت کند و در مشکلاتش به آن‌ها تکیه کند لذت می‌برند.

 

● باید با منطق باشید
همسر ایده آل  : 
گرچه خیلی از زن‌ها گمان می‌کنند با فداکاری تمام و کمال می‌توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مرد‌ها ترجیح می‌دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مرد‌ها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می‌کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می‌دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوششان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می‌گذارد.

 

● باید پیشرفت کنید
همسر ایده آل  : یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی‌تواند یک همسر ایده آل باشد. مرد‌ها دوست دارند زنشان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود. برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن‌ها به دنبال زنی دنیا دیده می‌گردند که موضوعات روز را می‌شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی‌دارد

چـگونه لـباس بـپوشیم کـه خـوش انـدام تر شویم؟

ژاكت های راحت 
با استفاده از لباسهای بافتنی یا تریكو كه در عین پوشاندن بد فرمیهای بدن فرم اندامتان را نشان می دهد خود را لاغرتر نشان دهید . لاغرترین قسمت  تنه تان  كه درست در زیر قفسه سینه می باشد را با استفاده از یك دكمه تكی مشخص تر نمایید. به دكمه دوخته شده در زیر سینه در ژاكت خاكستری رنگ عكس زیر  دقت نمایید، به مانند ژاكت طوسی رنگ در عكس زیر جایی كه می خواهید مورد توجه قرار گیرد از یك ژاكت یقه هفت كشباف استفاده نمایید. ژاكتی را انتخاب نمایید كه شال یكطرفه ای داشته باشد و بطور هنرمندانه ای قسمت بدفرم میانی بدن را بپوشاند . ( به مانند ژاكت قرمز رنگ عكس فوق ) 

 
  
 
 


شلوارهایی برای كنترل همه قسمتهای بدن 

با استفاده از این لاغر كننده های مخفی در عرض چند ثانیه اندامی تركه ای پیدا كنید . شلوارهایی با پارچه های كشی كه كاملا ً قالب تن می باشد ( شلوارهای شیك  با دم پای گشاد ) و موجب قشنگ تر شدن هر نوع اندامی می شوند . 

 

 

 
 
دامنهایی با کمرهای پهن 
این دامن ها به خاطر کمر پهنی که دارند باعث می شود پاهایتان بلندتر به نظر برسد. کمر این دامن ها به منظور برجسته تر كردن گودی ها و انحناهای بدن در باریك ترین قسمت بدن یعنی در زیر قفسه سینه قرار می گیرد . 

 

 

 
كت های اداری 
با پوشیدن یك كت تنگ و قالب تن تیپ خود را تكمیل نمایید . لازم نیست برای خرید این كت هزینه گزافی را متقبل شوید كافیست یكی از كتهای قدیمی خود را كه در كمد آویزان كرده اید را درآورده و با درآوردن اپل آن، آن را به روز کرده و مورد استفاده قرار دهید . 
 
ww04.jpg (410�47)

 

 

 
شلوارهایی عالی 
شلوارهایی با پارچه های كلفت و سنگینی چون گرپ گاواردین بپوشید . این نوع شلوارها به دلیل سنگین بودن پارچه زیبایی اندام تان را چند برابر می کنند. .
 
 
ادامه نوشته

توصیـه های چهل گانـه برای داشتـن خانـواده ای بی نظیـر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1. در هر شرایطی آرامش خانواده را حفظ کنید.
۲.
 سعی کنید غیر از روابط خانوادگی، دوست، همکار، همکلاسی، مشاور و حامی برای یکدیگر باشید.

۳.
 بیماری، درد یا ناراحتی خود را پنهان نکنید.
۴.
 روز را با دعای کوتاه شروع کنید.

۵.
 القاب خوب و جدید برای یکدیگر انتخاب کنید.
۶.
 حدافل هفته ای یک بار تمام اعضای خانواده به مناسبتی دور هم جمع شده، دستان یکدیگر را بگیرد و تک تک با صدای بلند برای همدیگر دعا کنید.

۷.
 افسانه ها و داستان های کهن سرزمین مادرتان را با یکدیگر بخوانید و یا برای هم تعریف کنید.
۸. 
حداقل هر سه ماه یکبار مهمان عزیز خانه خود باشید.

۹. 
ماجراهای دوران کودکی خود را برای فرزندانتان تعریف کنید.
۱۰. 
حداقل یک وعده غذای روزانه را در کنار یکدیگر باشید.

۱۱.
 حداقل هر ۲ ماه یک بار یک فیلم با اعضای خانواده ببینید.
۱۲.
 کمک های اولیه را یاد بگیرد تا در شرایط ضروری بتوانید جان فردی از خانواده خود را نجات دهید.

۱۳. 
خیلی ها صمیمیت را با بی ادبی اشتباه می گیرند. فراموش نکنید هر چه باهم صمیمانه و دوستانه تر باشید احترام یکدیگر را بیشتر دارید.
۱۴.
 همیشه یکدیگر را به خوردن غذاهای سالم و خام تشویق کنید.

۱۵.
 یکدیگر را همان گونه که هستید با تمام ویژگی های جسمانی و روانی بپذیرید.
۱۶.
 همه اعضای خانواده نحوه درست استفاده از اینترنت را یاد بگیرید.

۱۷. 
تمام اعضای خانواده را تحت پوشش بیمه درمانی و بیمه عمر قرار دهید.
۱۸.
 سنجش بینایی و شنوایی را بطور منظم انجام دهید.

۱۹.
 هرگز یکدیگر را تهدید نکنید.
۲۰. 
به دنبال کشف نهفته در بین خانواده باشید.

۲۱.
 روز مادر وپدر را با زیبایی هرچه تمامتر جشن بگیرید.

۲۲.
 نسبت به همسایه ها مهربان باشید و حقوق آنها را رعایت کنید.

۲۳.
 حداقل سالی یکبار با اعضای خانواده به زادگاه پدری و مادر خود بروید.

۲۴. 
وقتی بزرگی وارد خانه میشود جلوی او بلند شوید و این عمل را به اعضای خانواده یاد بدهید.

۲۵.
 به مناسبت های مختلف دسته جمعی به فروشگاه های خیریه بروید و از آنجا خرید کنید.
۲۶. 
سعی کنید هدایای خود را با خانواده سهیم شوید.

۲۷.
 هرچندوقت یکبار آلبوم خانوادگیتان را نگاه کنید.
۲۸. 
هرگز از نقاط ضعف یکدیگر استفاده نکنید.

۲۹.
 درباره باورها و عقاید مذهبی خود با یکدیگر گفت و گو کنید.
۳۰.
 به یکدیگر کتاب هدیه بدهید.

۳۱.
 به تیم های ورزشی مورد علاقه یکدیگر احترام بگذارید.
۳۲. 
در بازی های خانوادگی تقلب نکنید.

۳۳.
 با تشکر از یکدیگر فرهنگ سپاسگذاری را ترویج دهید.
۳۴.
 از صحنه های خوب و به یاد ماندنی خود عکس بگیرید.

۳۵. 
هرگز بازی های کامپیوتری خشن نگیرید.
۳۶.
 یکدیگر را تشویق کنید تا خودشان باشند نه نسخه ای از دیگران.

۳۷. 
استفاده درست را از آب، برق، گاز، تلفن را جدی بگیرید.
۳۸. 
در شب یلدا و امثال آن تمام افراد خانواده دور هم جمع شوید.

۳۹.
 شب هایی که برق می رود شمع روشن کنید و به شعر خوانی بپردازید.
۴۰. 
قوانین ویژه ای برای خانواده تان وضع کنید و نسبت به آنها پیمان ببندیم. مثلا :

الف. در پذیرایی از مهمان، همه با هم همکاری داشته باشید.
ب. صبح ها همه با خوشرویی به یکدیگر سلام کنید.
ج. پدر و مادر، باید تاخیر خود را به سایر اعضای خانواده اطلاع دهند.

10 راهکار برای جذب انرژی مثبت

وقتی ناراحت و بی حوصله هستی جذب انرژی مثبت محیط کار سختی به نظر می رسد اما اگر باور داشته باشیم که شادی و غم زاییده شرایط محیطی اطراف ما نیست بلکه حاصل انتخاب ماست آنوقت انتخاب بین شادی و غم آسان می شود.

 شاد بودن و شاد زیستن آسان است اگر که بخواهیم برای شادی کافی است:
 

 1- روز خود را با دعا و شکرگذاری شروع کن

زمانی که دعا کردن را شروع میکنی , انگار دری را باز کرده و به سوی خدا گام بر می داری . دعا و شکرگذاری تو را در زمان حال نگه می دارد و همین حضور در لحظه , حال و هوایی مثبت در تو ایجاد کرده و میزان انرژی ارتعاشی مثبت را چند برابر می کند که باعث آرامش کل بدن می شود .
2- همان طور با دیگران رفتار کن که دلت می خواهد با تو رفتار شود .
وقتی روز خود را با دلخوری آغاز کنی , تمام روزت را تباه کرده ای . وقتی فکر کنی که دیگران هم عین خودت هستند و فقط از لحاظ ظاهر با تو فرق می کنند , دیگر دلت نمی خواهد در مقابل آنها جبهه بگیری و احساسات منفی ات را نثارشان کنی . توجه داشته باش که رفتار آگاهانه ات باعث می شود انرژی مثبت اطرافیان را به سوی خودت جذب کرده و باتری وجودت را با انرژی مثبت آنها شارژ کنی .

ادامه نوشته

افت تحصیلی چیست و عوامل موثر بر آن کدام است؟


وقتی فاصله بین استعداد بالقوه فرد و استعدادهای بالفعل او مشهود و زیاد باشد می گوئیم افت تحصیلی اتفاق افتاده است. افت تحصیلی فقط تجدیدی و مردود شدن نیست بلکه وقتی که یادگیریهای دانش آموز از توان بالقوه و حد انتظار کمتر باشد افت تحصیلی اتفاق افتاده است.

- ضریب هوشی پایین:

دانش آموزی که ضریب هوشی (آی کیو) او 70 به پایین است طبیعتا در آموزش مشکل خواهد داشت. نباید دانش آموز را با دیگری مقایسه کرد بلکه باید کاری کرد که از استعدادهای حاضر بهترین استفاده را ببریم. احترام به هوش فرزندان، پذیرش آن از سوی خانواده و معلم و تلاش برای فعال کردن آن از ضروریات امور تربیتی است. دانش آموز با داشتن ضریب هوشی متوسط ( 100 ) می تواند به درجات علمی خوبی برسد به شرطی آنکه امکانات روانی، محیطی و آموزشی مناسب هم فراهم باشد.

- بیسواد بودن والدین و عدم رفع اشکالات درسی دانش آموز:

بیسواد بودن والدین و ناتوانی آنها در هدایت تحصیلی فرزندان و رفع اشکالات درسی آنها یکی از عوامل مهم افت تحصیلی دانس آموز است. هوش و توان تحصیلی در این خانواده ها آسیب می بیند و فرزند روزبروز از نظر اعتماد بنفس به تحلیل می رود. بهتر است والدین به سوی با سواد شدن قدم بردارند و آموزش ببینند تا بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و به آنها در یادگیری کمک کنند.

- مدرسه هراسی و ترس از معلم:

گاهی مدرسه هراسی و ترس دانش آموز از معلم آنقدر بالاست که تعادل روانی و رفتاری او را بهم می ریزد. اضطراب در احساس دانش آموزان اثر می گذارد، تمرکز ذهن را مختل می کند و هیجانات فرد از تعادل خارج می شود. دانش آموز در کلاس باید بتواند از معلم سوال کند و پاسخ بشنود. نباید دانش آموز پیش دیگران مسخره شود. تنبیهات شدید معلم هم باعث مدرسه گریزی دانش آموز می شود.

- نداشتن ارتباط بین والدین و مدرسه:

نبودن رابطه بین اولیاء و مدرسه باعث فراموش شدن معلم و دانش آموز می شود. ضعفهای او پنهان می ماند، اشکالات رفتاری و درسی رفع نمی شود. داشتن نمرات پایین و تکرار آنها بی کفایتی دانش آموز را تقویت می کند و ادامه این روند افت تحصیلی را بدنبال خواهد داشت. در مدرسه باید شرایطی فراهم شود که والدین بتوانند با آرامش و عزت نفس با مدیر، معلم و فرزند خود ارتباط برقرار کرده و درباره اخلاق، رفتار، درس و تلاش او جویا شوند.

- نبودن آرامش روانی و عاطفی در منزل:

عدم امنیت روانی در منزل، انداختن ترس و لرز بر جان فرزندان، کتک کاری بین زن و مرد، طلاق و جدایی، اعتیاد والدین، فقر و نداری، مهاجرت های تحصیلی و... از جمله عواملی هستند که در افت تحصیلی فرزندان بسیار موثرند. نمی توان بد زندگی کرد اما خوب تربیت نمود، بلکه در منزل باید زمینه های آرامش روانی، عزت نفس، پذیرش فرزندان، احترام به آنها، کنترل واژه ها و گرامی داشتن تلاش فرزندان در نظر گرفته شود تا دانش آموز با راحتی خیال، احساس ارزشمندی و احساس امنیت روانی به تلاش و تحصیل خود ادامه دهد.

- بکار بردن واژه های تحقیر آمیز در منزل:


نوع واژه هایی را که والدین در منزل بکار می برند اگر تحقیر آمیز و همراه با توهین باشد و این روند ادامه یابد آثار سوء روانی در فرزندان و حتی خود والدین می گذارد. واژه های منفی احساس بی کفایتی را در فرزندان تقویت می کند. دانش آموز خود را شایسته آموختن نمی داند و می گوید: من توان خواندن این درس را ندارم و یا من هرگز به جایی نمیرسم. این نگرش و خودپنداره دانش آموز درباره خود، ریشه در دوران کودکی و خانواده دارد. توهین به هوش دانش آموز و مسخره کردن نمره دریافتی او و مقایسه کردن فرزند با دیگران و همچنین بد گویی پشت سر معلم دانش آموز و به استهزاء گرفتن آموزش و پرورش از سوی "والدین ناوارد" از عوامل مهم افت تحصیلی فرزندان است. والدین اگر فرزندان سالم، نیکوکار و درسخوان می خواهند اولین کار این است که باید در منزل واژه های خود را کنترل نمایند. کلماتی را بکار ببرند که شادابی، خودارزشمندی، تلاش و "خودپنداره مثبت" را تقویت کند.

- روش مطالعه غلط و معنی دار نبودن آموخته ها:

خوابیده درس خواندن، قدم زنان درس خواندن، در جای بسیار نرم نشستن، نزدیکی زیاد چشم به کتاب، رعایت نکردن استراحت در طول مطالعه، نداشتن تمرکز و دقت، شلوغ بودن روی میز مطالعه و... باعث می شود یادگیری به نحو مطلوب اتفاق نیافتد و ما نتوانیم در امتحان نمره مناسب بگیریم.

- کارا نبودن معلم در تدریس:

معلم باید با علم روانشناسی و تدریس روز آشنا باشد. از دانش آموزان درباره شیوه تدریسش نظرخواهی کند و با همکاران موفقش مشورت کند.

- اختلات شخصیتی و مشکلات جسمانی کودک:

گاهی علت افت تحصیلی دانش آموز به ویژگی های روانی و شخصیتی فرد برمی گردد. بیش فعال بودن کودک، اختلال سلوکی، افسردگی های خفیف، نگرانی از خانواده، مهاجرت از مدرسه قبلی، آزار و اذیت دانش آموزان، طلاق و جدایی، بی سرپرست بودن یا بد سرپرست بودن دانش آموزان و مشکلات شخصیتی دیگر می تواند افت تحصیلی رابرای فرزند فراهم کند. گاهی علت مشکلات تحصیلی و یادگیری دانش آموز مشکلات فیزیولوژیکی و بدنی است. کم خونی، بیماری قند، داشتن انگل، اختلال در غده تیروئید، صرع خفیف و ناشناخته و... از جمله عواملی هستند که می تواند در تحصیل دانش آموز اثر گذاشته و افت تحصیلی را بوجود آورند.

- اضطراب در امتحان و ترس از نمره کم:

اضطراب در امتحان اگر شدید باشد تمرکز فرد، مختل شده و پردازش مطالب در ذهن بهم می ریزد و باعث افت تحصیلی می شود.


برگرفته از کتاب: روانشناسی خانواده، نوشته حسین علیزاده

نـکات مهم تـغذیه ای بـرای کودکان و دانـش آمـوزان

بـدون صـرف صبـحانه باید به درس فکـر کرد یا گرسنـگی؟!

نـکات مهم تـغذیه ای بـرای کودکان و دانـش آمـوزان
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


دختر سر از پانمی شناخت و در حالی که دفتر ریاضی اش را رو به مادر می گرفت گفت: "بازم امروز نمره خوب واست گرفتم مامان جون." آنگاه خود را در آغوش مادر انداخت و ادامه داد: " می دونم، به خاطر اینه که مامان گلم هر روز صبح زود از خواب بیدار می شه و برام صبحونه آماده می کنه."


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


و زن به این می اندیشید که سال قبل چقدر دخترش را به خاطر افت تحصیلی نصیحت می کرد؛ تا بعد از آن روز که معلم او را به مدرسه فراخوانده و پرسیده بود: "مینا جون صبحانه اش را کامل می خوره؟" گویی در آن لحظه آب سردی بر تن زن ریخته بودند؛ با شنیدن حرف های معلم درباره مزایای خوردن صبحانه به این فکر می کرد که اشتباه از خود او بوده که تنها به تهیه میان وعده ی غذایی برای زنگ تفریح مینا اکتفا می کرده و...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آری، همین صبحانه ای که شاید خیلی از مادرها نسبت به آن بی اعتنا باشند و گاهی کودک هم صبح زود به علت تعجیل برای از دست ندادن سرویس، دیر نرسیدن به مدرسه و به تبع آن اضطراب و بی‌اشتهایی رغبتی برای خوردنش ندارد؛ ممکن است عوارض جبران ناپذیری در طول سال تحصیلی برجسم، روح و حتی یادگیری کودک بگذارد. کسالت و خواب آلودگی، بدخلقی، بی علاقگی به فراگیری دروس و... همه از نکاتی است که تنها خوردن صبحانه می تواند راه گشای بهبود آن باشد. باید بدانیدکه رشد و نمو قدرت یادگیری بچه‌ها تا حدود زیادی به وعده غذایی صبحانه وابسته است.

ادامه نوشته

کلیـدهای طلایـی بـرای جـذب شوهــــر


(قابل توجه همسرانی که قدر شوهر را نمی دانند)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برخلاف جذابیت‌های جسمی، ایجاد جاذبه احساسی زمان زیادی می‌طلبد. اگر واقعاً می‌خواهید رابطه بلندمدتی را با شریک زندگی‌تان تجربه کنید، باید بسیار صبور باشید و در این راه تلاش زیادی به خرج دهید. در این مقاله با هم چند روش را مرور می‌کنیم تا بتوانید با شوهرتان ارتباط عاطفی عمیقی ایجاد کنید. پس برای آنکه شوهرتان را تحت تاثیر قرار دهید و یک زندگی زیبا را در کنار او تجربه کنید، از همین امروز دست به کار شوید.

 برای همسرتان شخص قابل اعتمادی باشید
مردها به دنبال خانم‌هایی هستند که بتوانند به آن‌ها اعتماد کنند. کسی که آن‌ها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم‌ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می شود که مردها محتاط تر عمل کنند.

 یک زن مهربان باشید
مردها به دنبال خانم‌هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش باشد. البته این امر بدان خاطر نیست که مردها انتظار دارند خانم‌ها آن‌ها را نیز تر و خشک کنند بلکه بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

 یک زن کاملا ایده آل باشید
مردها به دنبال زن‌هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم‌هایی نیست که دائما به دنبال مد می روند و چهره خود را به انواع و اقسام اشکال مختلف در می آورند.

 علاقه‌مندی همسرتان را زیر سۆال نبرید
سرگرمی‌ها و علاقه‌مندی‌های همسرتان ممکن است با سلیقه شما جور درنیایند و شما همان احساس را نسبت به آن فعالیت‌ها نداشته باشید. اما اگر قرار باشد به هم نزدیک شوید و رابطه صمیمی‌تری داشته باشید، باید فعالیت‌هایی را با یکدیگر انجام دهید. این مسئله کمک می‌کند یکدیگر را بهتر درک کنید و ابعاد دیگر فردی که دوست دارید را نیز به بینید. خودتان هم می‌توانید از قرار گرفتن در محیطی متفاوت لذت ببرید و دوستان جدیدی هم پیدا کنید.

 سبک بیان احساسی همسرتان را بشناسید
شیوه بیان احساسات در زنان و مردان کاملاً متفاوت است. خانم‌ها معمولاً احساسات خود را در قالب واژگان بروز می‌دهند، در حالی که مردها ترجیح می‌دهند سکوت کنند و البته گریه هم نکنند. در بیان عشق هم همین تفاوت وجود دارد. عدم درک این تفاوت‌ها می‌تواند منجر به ناامیدی گردد و مانع برآورده شدن انتظارات همسران از یکدیگر شود. زمان خود را با همسرتان بگذرانید و ببینید چه چیزهایی او را خوشحال می‌کند و چه مسائلی پریشانی او را به دنبال دارد. بدین ترتیب درک متقابل میان شما افزایش می‌یابد و میزان سۆتفاهم‌ها به حداقل می‌رسد.

 ارتباطی شفاف و صادقانه برقرار کنید
زنان راهکارهای زیادی دارند که می‌توانند به واسطه آن‌ها مردان را از نظر احساسی درگیر خود کنند. در حالیکه برخی زنان می‌کوشند با نادیده گرفتن مشکلات و تظاهر به تغییر سبک زندگی نظر شوهرشان را به خود جلب کنند، برخی دیگر تلاش می‌کنند با استفاده از برقراری ارتباط، رابط‌های مستحکم ایجاد کنند. آن‌چه را که می‌اندیشید در رابطه شما درست و یا نادرست است، صادقانه با همسر خود در میان بگذارید. با این کار این فرصت به وی می‌دهید تا انتظارات شما را درک کند و خود نیز آزادانه انتظارات و احساساتش را بیان کند. بدین‌ترتیب فرصتی فراهم می‌شود تا هر دو شما رابطه دوستانه‌تری برقرار کنید که به منزله شالوده رابطه میان شما عمل خواهد کرد.

 از به کارگیری تدابیر منفی اجتناب کنید
مردان از زنان ناامید خوششان نمی‌آید. شرایطی را فراهم نسازید که شوهرتان در برابرتان بایستد. در مورد مسائلی که می‌دانید به هر حال تغییری در آن‌ها ایجاد نمی‌کند، از او انتقاد نکنید. از آنجایی که شما می‌خواهید رابط‌های احساسی ایجاد و آن را تقویت کنید، باید صبور باشید و آرامش خود را حفظ کنید. به همسرتان فضا و زمان لازم را بدهید تا از پیله خود بیرون بیاید و همراه با شما احساس رهایی را تجربه کند. برای این منظور باید به نرمی و آهستگی این امکان را برای وی ایجاد کنید تا بتواند درک کند شما دارای چه شخصیتی هستید و به قدری اعتمادسازی کنید که احساس کند می‌تواند حرف دلش را با شما در میان بگذارد. برای ایجاد حس اعتماد، بسیار مهم است که خود شما تا حد امکان برخورد معقولی داشته باشید و مشکلات را با ملایمت و با نهایت صبر مدیریت نمایید.

  چرا برخی کـودکان از رفتن به مـدرسه مـی‌ترسند؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 ترس از محیط مدرسه

چند روز دیگر قرار است حسین به مدرسه برود، لباس فرمش آماده شده و کیف و کفش و وسایلش را به کمک مامان خریده​و موهایش را هم کوتاه کرده و حالا قرار است یک پسر منظم و مرتب و باسواد شود.
اما او هنوز به پای مامان و بابا آویزان می شود که می خواهم در خانه بمانم و نمی خواهم به مدرسه بروم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تا حالا چند بار وسایل مدرسه اش که منظم و مرتب توی کمدش چیده شده بود، گم شده و مامان کلی خانه را گشته تا آن را پیدا کرده است. بی خبر از این که حسین به امید این که وقتی وسایل نباشد به مدرسه راهش نمی دهند آنها را پنهان می کرده است. مامان نمی داند علت ترس حسین چیست. او در مهدکودک و پیش دبستانی هیچ مشکلی نداشته، اما حالا​ نمی خواهد به مدرسه برود و می گوید بگذارید بی سواد باشم ! اما بیایید با مامان حسین فکر کنیم چه چیزهایی می تواند حسین کوچولو را بترساند؟

ادامه نوشته

   ایـن اشـتباهات نـابودکننده زنـدگی مـشترکند


 

عشق مثل یک کودک نوپاست و درست مثل هر کودکی نیاز به مراقبت و توجه دارد. اگر مراقب آن نباشید به راحتی نابود می‌شود و زندگی شما را به خطر می‌اندازد. ما یاد نگرفته‌ایم در مورد رفتار با همسرمان آموزش ببینیم بنابراین اشتباه کردن اجتناب‌ناپذیر است. اشتباهاتی که افراد در مورد زندگی مشترک انجام می‌دهند، معمولا بین تمام زوج‌ها مشترک است. اینها رایج‌ترین اشتباهاتی هستند که افراد در رابطه با همسرشان مرتکب می‌شوند و با ارتکاب آنها پایه‌های زندگی مشترک را سست می‌کنند. اين اشتباه‌ها را بشناسید و از آنها اجتناب کنید.
 


1.  خودتان را فدا می‌کنید
زنان معمولا به راحتی از چیزهایی که در زندگی می‌خواهند می‌گذرند. آنها آمادگی این را دارند که نقش یک آدم وابسته به شوهر را بازی کنند و زندگی‌شان را وقف سرویس دادن و حمایت از همسرشان کنند. در حالی که زن باید یک شریک کامل و برابر در ازدواج باشد. زن‌ها عادت کرده‌اند از همسرشان تبعیت کنند و به جای خواست خودشان به خواست همسرشان تن دهند. همین موضوع به مرور آنها را از زندگی ناراضی خواهد کرد. درون این زن‌ها بعد از مدتی پر از خشم ناگفته از همسر می‌شود. آنها فکر می‌کنند همسرشان زندگی آنها را کنترل می‌کند درحالی‌که آنها خودشان آن شرایط را ایجاد کرده‌اند.از گوشه‌ای که برای خود درست کرده‌اید بیرون بیایید.

 

شما باید حقوق مساوی برای خود و همسرتان در زندگی در نظر بگیرید. در زمینه‌های مختلف مثل کارهای خانه، وظیفه پدر و مادری و حتی برنامه‌ریزی برای تفریحات درست به اندازه همسرتان صاحب‌نظر باشید و در این تصمیمات با هم شریک شوید. در زندگی برای پیشرفت خودتان انرژی بگذارید و برنامه‌های شخصی تدارک ببینید. این کار باعث می‌شود کمتر از همسرتان ناراضی باشید و با او درگیر شوید. مطمئن باشید او هم از پیشرفت شما خوشحال خواهد بود.
 


2.  انتظارات‌تان را واضح بیان نمی‌کنید
زوجین باید از همان ابتدای ازدواج انتظارات خود درباره مسائل مختلف زندگی را به طور واضح بیان کنند. جمله رایج �#1593;زیزم هر چه تو بگویی� در ابتدای ازدواج برای زوج‌ها سم است. شما باید تمام انتظاراتی که از همسرتان دارید را واضح و روشن بیان کنید و درباره آنها با همسرتان حرف بزنید. تقسیم کارهای خانه، خرج و برج و تربیت فرزندان و سایر کارهای مشترک باید بین دو نفر واضح باشد تا جلوی اختلافات بعدی گرفته شود. شما لازم است با هم حرف بزنید. اگر توقعی از همسرتان دارید آن را در مراحل اول به طور واضح و بدون عصبانیت بیان کنید حتی اگر فکر می‌کنید انتظارتان غیر منطقی است درباره آن با همسرتان حرف بزنید و اجازه دهید او شما را قانع کند.


ادامه نوشته

۹ دلیل خستگی خانم های خانه دار

به گزارش افکارنیوز ، شما تنها نیستید، خیلی از خانم ها این روزها به طور دائم احساس خستگی می کنند و حوصله کارهای خانه را ندارند! درواقع ۷۰درصد از خانم های خانه دار دچار خستگی، بی حوصلگی و کرختی روزانه می شوند! اما نکته مهم این است که خستگی شما بی دلیل نیست و با کمی تحقیق درمورد علت و تلاش برای برطرف کردن آن می توانید از شر آن راحت شوید و از هر ثانیه از زندگی خود نهایت استفاده را ببرید. در اینجا ۹ دلیل اصلی خستگی در خانم ها را با هم بررسی می کنیم و به شما می گوییم چطور برآنها غلبه کنید.

۱. مصرف بیش از حد کافئین
چای و قهوه خستگی تان را در نمی آورند

اگر فکر می کنید با مصرف چندین لیوان چای و قهوه در طول روز می توانید خستگی تان را برطرف کنید، سخت در اشتباهید! مصرف بیش از حد مواد حاوی کافئین به خصوص بعد از غروب آفتاب می تواند برعکس عمل کند و باعث شود شب ها خواب کافی نداشته باشید. شیرینی های خوشمزه ای هم که درکنار نوشیدنی های تان می خورید اگرچه در لحظه خوردن حس خوبی ایجاد می کنند اما قندخون را دچار نوسان کرده و همین موضوع خستگی را چندین برابر می کند. بهترین راه برای رفع خستگی پیروی از یک رژیم غذایی سرشار از میوه و سبزی تازه و پروتئین های بدون چربی است. با این کار می توانید وزن اضافی تان را هم کم کرده و از چاقی که یکی دیگر از دلایل اصلی خستگی است، دوری کنید.

۲. نداشتن فعالیت ورزشی
کم تحرک ها خسته تر هستند

ورزش نکردن یکی از دلایل مهم خستگی است. روانشناسان معمولا برای رفع خستگی در ابتدا به بیماران شان پیروی از یک برنامه ورزشی منظم را پیشنهاد می کنند. البته یادتان باشد ۳تا۶ ساعت قبل از خواب نباید هیچ نوع ورزشی انجام دهید. اگر احساس می کنید بعد از ورزش خسته تر می شوید باید بدانید که ورزش درواقع انرژی تولید می کند نه اینکه آن را کاهش دهد! تقریبا تمامی تحقیقاتی که روی این مسئله صورت گرفته ثابت کرده اند افراد کم تحرکی که شروع به ورزش می کنند خیلی کمتر از افرادی که همیشه یکجا بیکار می نشینند احساس خستگی می کنند. برای رفع خستگی باید حداقل ۳ روز در هفته روزی ۴۰ دقیقه ورزش کنید. مهم نیست چه ورزشی انجام می دهید فقط اینکه یکجا ثابت و بیکار ننشینید! بعد از یک ماه ورزش خودتان شاهد تغییرات ایجاد شده خواهید بود و در ۳تا ۶ ماه آینده نیز به بهترین وضعیت خواهید رسید.

.

ادامه نوشته

ای کـاش زن زنـدگی ام ایـن رازها را می دانـست!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1. مرا تحسین کن.
2. 
می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.

3. 
سعی کن نیازهای مهم مرا با صداقت برطرف کنی.
4. 
مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.

5. 
طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.
6.
 اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.

7.
 ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آنگاه خودم به سوی تو خواهم آمد.
8. 
وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی.

9. 
هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن.
10. 
کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم.
11.
 درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص برنامه های مورد علاقه ام.
12.
 احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند.

13.
 سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار.
14. 
به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار.
15. زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی.
16.
 هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است.

17.
 نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن.
18. 
بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند.

19.
 وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در راضی کردن تو ناکام شده ام.
20.
 تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی.

21.
 خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم.
22.
 به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد.

23.
 من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم.
24. 
اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم.

25. 
اگر در رفتارهایت رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد.
26. 
ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است.

27.
 وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم.
28.
 اگر نتوانم "نه" بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی "نه" گفتن را داشته باشم، احتمال "بله" گفتنم بیشتر می شود.

29.
 گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم.
30. 
همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت.

31. 
قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم.
32. 
این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو.

33. 
گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن.
34.
 هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم.

35. 
می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی.
36.
 هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم.

37. 
همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی.
38. 
به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته.

39.
 هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه درواقع می خواهم بگویم: "هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم."
40.
 وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده.

41. 
گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم.
42. 
درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی.

43.
 برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم.
44.
 به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر.

45.
 برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم.
46.
 به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم.

47. 
وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن!
48.
 به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و در مورد تو به کار ببرم.

49. 
وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست.
50. 
همیشه باورم کن.

کارهای یک هفته را در یک روز انجام دهید

- انرژی فیزیکی
اولین منبع، انرژی فیزیکی و قدرت جسمانی ما است. بدون انرژی فیزیکی کافی انجام هیچ کار بزرگی امکانپذیر نیست. بدون انرژی جسمانی کافی، هیچگاه نمی توانیم عملکرد بالایی داشته باشیم. یک فوتبالیست هر چقدر که نگرش مثبتی داشته باشد، در صورت خستگی زیاد نمی تواند در بازی درخششی داشته باشد.

وینس لومباردی می گوید: «خستگی انسان را ترسو می کند.» ما برای انرژی جسمانی خود اهمیت بسیار کمی قائل هستیم. معمولا به راحتی ساعات خواب خود را به کارهای دیگر اختصاص می دهیم. با خوردن غذاها و خوراکی های مضر به بدن لطمه می زنیم. این ضرب المثل قدیمی کاملا درست است که «عقل سالم در بدن سالم است».


ادامه نوشته

توصیه هایی کاربردی برای تـدام زنـدگی مشتـرک


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 1. کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

 2. گذشت کنیم؛ مطمئنا زندگی بدون خطا نیست و هر کدام از ما دچار اشتباهاتی می شویم و با گذشت می شود زندگی شیرین تری داشت.

 3. این را قبول کنیم که او با یکسری عادات و خوی ها بزرگ شده است و راحت نمی تواند آنها را کنار بگذارد. به او فرصت دهیم.

 4. به خاطر همسر خود کمی از مطالب مفید و روانشناسی استفاده کنیم؛ چرا که ما تجربه کافی را در اوایل زندگی نداریم.

 5. قدر حال را بدانیم شاید فردا دیگر دیر باشد.

 6. این را خوب درک کنیم که می توانید بهترین لحظات رو با همسر خود داشته باشیم؛ هیچ کس نمی تواند جای همسرمان رو بگیرد.

 7. صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

 8. منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی طرفانه قضاوت کنیم.

 9. مثبت نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

 10. یکدل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می شود و یکدلی به وجود می آورد.

 11. ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می باشد.

 12. با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می توانیم مالک قلب های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی برقرار کنیم.

 13. محبت پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

 14. سعی کنیم همدیگر را در کارهایی که در دست انجام داریم تشویق کنیم؛ چراکه هیچ کس مثل زن و شوهر نمی توانند مشوق هم باشند.

 15. راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه های زندگی را سست می کند.

 16. محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

 17. به نیازهای همسرمان توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می شود او خواسته های خود را به راحتی بیان کند.

 18. بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می توانیم به هدف های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودگیش جلوگیری کنیم.

 19. با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از زوجین باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می شود.

 20. قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسئولیت ها و همکاری هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه های خاصی نیازمند نیستیم!

 21. احساس مسئولیت داشته باشیم؛ زن یا شوهر باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

 22. سعی کنیم حرمت هم را همیشه رعایت کنیم. حتی موقع دعوا !

 23. خوش قول باشیم؛ برای حرف ها و قول های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسئول بدانیم چون خوش قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

 24. سلایق و علایق او را بدانیم تا با این کار به او بگوئیم که چقدر برایمان مهم است؛ در بسیاری از موارد زن وشوهر از هم توقع دارند که او را خوب بشناسد و بدانند که او چی دوست دارد.

 25. خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : "اگر من جای او بودم چه می کردم"

 26. سختی ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک تر می نماید.

 27. روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می کند.

 28. به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی های زندگی مان را می پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می شود.

 29. همدیگر را آرام کنیم؛ روزها همیشه بدون مشکل نیستند و شرایط سخت از زندگی جدایی ناپذیر است. اگر یک روز همسرمان عصبانی بود باید سعی کنیم او را آرام کنیم و بر عصبانیت او نیافزاییم.

 30. با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته تر است.

 31. با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

 32. برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

 ۳۳. فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

 ۳۴. از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می شود.

 35. روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می شود. هرگز نباید از نقطه ضعف ها به عنوان اسلحه ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

 36. مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

 37. مقایسه نکنیم؛ با مقایسه، هم همسر خود را از خود ناراحت می کنیم و هم زندگی را برخود سخت می گیریم اما باید بدانیم که تمام انسان ها نمی توانند شبیه هم باشند.

 38. سعی کنیم در هر زمانی جویای حال همسر خود باشیم؛ این امر باعث می شود تا حس اهمیت زن وشوهر برای هم بیشتر شود.

 39. روزهای خوب با هم بودن رو به یاد هم بیاریم؛ این امر باعث می شود تا روز های با خاطرات تلخ راحتتر فراموش شود.

 40. شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می کند حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف های او توجه داریم.


۷ دلیل اصلی که شما احساس شادی نمی‌کنید


 

نگاهی به اطراف خود بیندازید.

چند نفر از افراد دور و بر شما، شاد نیستند؟

چند نفر از آن‌ها لبخند بر لب دارند و واقعاً شاد هستند؟

اکثر افراد پیرامون ما شاد نیستند. چرا این‌گونه است؟

کجای راه را اشتباه رفته‌ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟

من در محله ای بزرگ شدم که در آن هر روز صبح انسان‌ها با چهره ای غمگین از خانه های خود بیرون می آمدند و به سمت ایستگاه اتوبوس می‌رفتند. در ایستگاه به راحتی می‌توانستید جمع زیادی از این افراد را ببینید. بودن در کنار این افراد به من نکات ارزشمندی را آموخت. آموختم که چرا مردم شاد نیستند.

 

۱-نگران بودن.

مادر، با چهره ای درهم روی صندلی نشسته است و نگران امتحان آخر هفتهٔ پسرش است. این امتحان تعیین می‌کند آیا پسرش به یک مدرسهٔ خوب خواهد رفت یا خیر. او همچنین در فکر این است که به محله ای که نزدیک مدرسهٔ پسرش است نقل مکان کنند. او در فکر این است که نکند پسرش با دوستان بدی قاطی شود و کار سطح پایینی گیرش بیاید.

مارک تواین یک‌بار گفت “من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را می‌شناسم، اما اکثر آن‌ها هیچ گاه اتفاق نمی‌افتند”. وقتی شما نگران هستید، یک تصور غیر واقعی از آینده را در ذهن خود ایجاد می‌کنید؛ و اعتقاد به این تصور، موجب ایجاد احساس منفی در شما می‌شود. به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی، خودتان را از آینده می‌ترسانید.
 

راه حل:شاد باشید، نگرانی را رها کنید. نگرانی برای شما هیچ سودی ندارد. اگر برای مشکل شما هیچ راه حلی وجود ندارد، نگرانی هم کمکی نمی‌کند. اگر راه حلی برای مشکل وجود دارد، پس باید با تمام قدرت به سمت آن بروید.

 


ادامه نوشته

ویـژگی های مـردانه که هر زنی باید بشنـاسد




گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تا به حال فکر کرده اید که به عنوان یک زن چه چیزهایی را در مورد ویژگی های جنسیتی همسرتان باید بدانید؟


نوبتی هم باشد حالا دیگر نوبت آقایان است که بروند زیر ذره بین و در مورد ویژگی های روانشناختی آنها برای خانم ها بگوییم. معمولا خانم ها می گویند ما یک سرزمین ناشناخته ایم که آقایان در مورد ما چیزی نمی دانند اما احتمالا با خواندن این مطلب متوجه می شوید سرزمین ذهن آقایان هم چندان برایتان شناخته شده نبوده است. یادتان باشد دانستن این تفاوت های جنسیتی مانع خیلی از دعواهای بی مورد میان همسران می شود و به آنان کمک می کند اختلاف های شان را بهتر مدیریت کنند. پس این شما و این بعضی چیزهایی که می خواستید در مورد مردان بدانید اما روی آن را نداشتید که آنها را از خودشان بپرسید ...

اقتدارطلبی مردان
روانشناس ها می گویند اگر یک چیز مردها را از زن ها متفاوت کند، آن ویژگی رقابت جویی و اقتدارطلبی مردهاست. مردها از اول بچگی یاد می گیرند رقابت طلب باشند تا موفق شوند. حتما شما هم پسربچه هایی را دیده اید که در بازی همدیگر را هل می دهند و به هم دستور می دهند. حتما هم می دانید تفنگ، ماشین و البته بازی های رایانه ای رقابتی محبوب ترین وسایل بازی پسربچه ها هستند؛ چیزهایی که آنها را برای نشان دادن اقتدارشان و پیروزی بر رقیب آماده می کند. از طرف دیگر هورمون تستستورون یا هورمون مردانه هم آنان را برای این رقابت جویی که گاهی به پرخاشگری تبدیل می شود، آماده می کند.

نصیحت پذیر نبودن مردها
مردها به خاطر ویژگی اقتدارطلبی شان با هر چیزی که نشاندهنده این باشد که توانایی شان زیر سوال رفته است، مقابله می کنند. یکی از چیزهایی که به نظر مردان نشان دهنده زیر سوال رفتن اقتدار است، نصیحت کردن همسرانشان خواهد بود. حتما شما هم تجربه این را داشته اید که اگر روی چیزی بیش از حد اصرار کنید، شوهرتان آن را انجام نمی دهد یا با نق زدن و نارضایتی انجامش می دهد. هدف مردها در این مواقع این نیست که شما را ناراحت کنند یا با حرفتان موافق نباشند، مسئله این است که لحن نصیحت گرانه شما باعث موضع گیری او شده است. کافی است لحن تان را جوری عوض کنید انگار که دارید در زمین او بازی می کنید.

راه حل سریع مردها
وقتی برای مردها مشکلی را تعریف می کنید، بیشتر از هر چیزی در سرشان به فکر راه حل آن مشکل هستند. برای شما به عنوان یک زن احتمالا از همه مهمتر این است که شوهرتان مشکل شما را بشنود و با شما همدردی کند اما برای آنان مهم این است که به عنوان کمک، راه حل مشکل شما را بگویند، ضمن اینکه پیدا کردن راه حل نشاندهنده توانایی آنهاست. به هر حال راه حل دادن سریع اصلا به معنای نادیده گرفتن حس شما و حوصله نداشتن حرف های شما نیست. آنان فکر می کنند شما به این خاطر مشکلتان را تعریف کرده اید تا راه حلی پیدا کنید. گاهی سکوت مردها هم به همین معناست. سکوت می کنند چون راه حلی ندارند!

خونسردی مردان
"مردها اصلا عاطفه حالی شان نمی شود." این اتهامی است که خیلی از خانم ها به آقایان می زنند اما روانشناسان حرف دیگری دارند. آنها می گویند چیزی که خانم ها و آقایان را در این مورد از هم متفاوت می کند این است که آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند اما برای خانم ها تقریبا همه چیز می تواند عاطفی باشد. به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخیل می کنند اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.

عصب شناس ها می گویند دلیل این قضیه این است که مرکز عاطفه در مردها فقط در نیمکره راست مغز است اما در خانم ها مراکز عاطفه در هر دو بخش چپ و راست مغز پراکنده اند. مرکز صحبت کردن و تفکر منطقی سمت چپ مغز است برای همین تفکر منطقی خانم ها با عواطف شان در هم آمیخته است اما مردها می تواننند این دو را از هم جدا کنند. این تفاوت جنسیتی، در دعواهای بین خانم ها و آقایان خیلی خوب خودش را نشان می دهد.

وقتی خانم ها وسط بحث با شوهرشان داغ می کنند یا عصبانی می شوند یا گریه می کنند یا هر دو، معمولا همزمان بهت می کنند چطور شوهرشان همچنان خونسرد ایستاده و منطقی بحث را پیش می برد. در واقع آقایان غیرعاطفی نیستند. گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر است که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نیست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند. آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند.

سکوت مردان
مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روانشناس ها آن را ثابت کرده است. روانشناس ها می گویند زن ها روزانه 6 هزار تا 8 هزار لغت به کار می برند اما مردها یک سوم این تعداد کلمات را می گویند. دلیل این پدیده آن جور که عصب شناس ها می گویند این است که مرکز تکلم در مردها فقط در سمت چپ مغزشان واقع شده است اما مرکز تکلم در زن ها هم در سمت راست و هم در سمت چپ مغز وجود دارد. البته روانشناس های تکاملی می گویند مردها در طول هزاران سال یاد گرفته اند کم حرف باشند. آنها می گویند هزاران سال پیش مردها برای شکار باید ساکت کمین می کردند وگرنه شکار در می رفت و بقای خانواده به خطر می افتاد.

از آن طرف زن ها باید با همگروهی های خانم خودشان حرف می زدند و از بچه های شان مراقبت می کردند. بقای آنها به همین رابطه داشتن بر می گشت. مردها در طول رشد هم دیرتر زبان باز می کنند و مهارت های کلامی شان از زن ها کمتر است. در ادامه به این شکل های متفاوت حرف زدن مردان و زنان می پردازیم.

تیتروار حرف زدن مردها
اگر صحبت کردن د ر مورد مسائل روزمره را به دو شیوه گزارش توصیفی وگزارش علمی تقسیم کنیم، زن ها به شیوه توصیفی و مردها به شیوه علمی حرف می زنند. در واقع خانم ها، بیشتر در مورد جزئیات حرف می زنند اما حرف زدن مردها بیشتر منطقی و علمی است. آنها آن چیزی که فکر می کنند گفتنش لازم است را می گویند. برای همین به نظر می رسد مردها فقط تیتر اتفاق ها را می گویند و نه شرح آنها را. این اصلا به این معنا نیست که شوهرتان نمی خواهد شما از اتفاقات روزمره خبردار شوید، یا شما را لایق دانستن آنها نمی داند. مردها به طبیعت خودشان رفتار می کنند و شما نباید با دید زنانه خودتان حرف های آنها را تفسیر کنید.

صراحت مردان
زن ها معمولا غیرمستقیم حرف خودشان را می زنند و گلایه دارند چرا مردها حرف های شان را نمی فهمند. مثلا ممکن است شما به همسرتان بگویید چایی نمی خوری و منظورتان این باشد که بای با هم چایی بخوریم اما مردها معمولا به درون خودشان مراجعه می کنند و اگر چایی میل نداشته باشند با صراحت این را می گویند. این صراحت نشانه بی ادبی یا بی توجهی همسرتان نسبت به شما نیست. او فقط طبق طبیعت مردانه اش به شما گوش می دهد.

دستور دادن مردان
مردها از بچگی به امری حرف زدن عادت می کنند و دخترها به پیشنهادی حرف زدن. پسرها در بازی های شان می گویند: "توپ را بنداز برای من!" اما دخترها می گویند: "می یاین با هم خاله بازی کنیم؟" هم دخترها و هم پسرها به خاطر شیوه خاص حرف زدن خودشان تشویق می شوند و این نوع حرف زدن در آنها نهادینه می شود. اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند. اینکه در دنیای زنانه و ظریف خودتان که همه جمله ها را ترجیحا به صورت پیشنهاد می گویید تا به صورت امر، جملات مردانه را تفسیر کنید چیزی را حل نمی کند.

کج بودن دوزاری مردان
زن ها راحت تر می توانند ذهن دیگران را بخوانند. مردها در این مورد خیلی ضعیف تر عمل می کنند. آنها کمتر از زن ها از روی چهره به قصد یا احساس پشت آن پی می برند. شما به عنوان یک زن احتمالا از این ناتوانی مردها خیلی شاکی هستید و آن را به پای بی توجهی می گذارید اما واقعا این شم زنانه شما را ندارند و بهتر است احساسات تان را به زبان بیاورید تا آنها متوجه شوند.

نـكات زیـبا و آموزنـده برای زنـدگی

• آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است

• وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما

• سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد

• اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید

• افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

• پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر

• كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم

• كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

• انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند

• همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

• تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است

• دشوارترین قدم، همان قدم اول است

• عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید

• آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد

• وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید

• در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش

• امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست

• برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست

• امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم

• بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید

• آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند

• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود

• اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست

• وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند

• كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

• كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند

• بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی

• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید

• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید

• خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد

• درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش

• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند كه خیال می كند دیگران را فریب داده است

• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند

• هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد

• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

• اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

• اینكه ما گمان می كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشی

۱۰ درس مهم زندگی که آدم‌ ها خیلی دیر یاد می ‌گیرند …!



۱۰ درس مهم زندگی که آدم‌ ها خیلی دیر یاد می ‌گیرند !

 

به گزارش سایت فان نیک به نقل از میگنا – قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید، «چطور اینقدر زود دیر شد؟» پس برای فکر کردن به زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید. برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن، خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید. زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

 

اینها ۱۰ چیزی هستند که قبل از اینکه خیلی دیر شود باید یاد بگیرید:

 

این لحظه، زندگی شماست!

زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید نیست. زندگی شما بین الان و نفس بعدی است. زمان حال – همین حالا و همین جا – تنها چیزی است که زندگی به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید، بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها چیزی است که می‌توانید از کسی انتظار داشته باشید، ازجمله خودتان.

 

زندگی طولانی نیست!

این زندگی شماست و باید برای آن بجنگید. برای آنچه درست است بجنگید. برای اعتقاداتتان بجنگید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای کسانی که دوستشان دارید بجنگید و هیچوقت فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع کنید. فردا دیر است.

 

فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان سودآور خواهد بود!

وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف می‌رسد–چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان و تعهد دارد–باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که بقیه نمی توانند؟»

 

هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!

اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست مهربانی برای شماست که کمکتان می‌کند باری از روی دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.

 

ادامه نوشته

سیزده بدر (13 فروردین)


سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»، همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ایران، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است.
در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و مستندترین گفتارها، نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه گردآوری کنیم.
بهتر است در آغاز، پیشگفتاری پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحوست داشته یا نه فراهم آوریم :

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.
اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.
برای مثال دو بیتی ای از «ابونصر فراهی» هست که نحوست روزهای هر ماه را بیان می کند :

هفت روزی نحس  باشد در مهی        زان  حذر  کن   تا   نیابی  هیچ رنج
سه و  پنج و سیزده با  شانزده       بیست ویک وبیست وچهار وبیست وپنج

از سویی دیگر پس از نفوذ فرهنگ سامی نوبت به رخنه ی فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»، «خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند.

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.
همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است. و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها «حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال».

در کتاب « المحاسن و الاضداد » گفته شده :
«... در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کـُشتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود، می بستند.» عدد شش اشاره است به شش گاههنبار و عدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.

 

تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.
همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.

همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

 


ادامه نوشته

۷ دلیل اصلی که شما احساس شادی نمی‌کنید


 

نگاهی به اطراف خود بیندازید.

چند نفر از افراد دور و بر شما، شاد نیستند؟

چند نفر از آن‌ها لبخند بر لب دارند و واقعاً شاد هستند؟

اکثر افراد پیرامون ما شاد نیستند. چرا این‌گونه است؟

کجای راه را اشتباه رفته‌ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟

من در محله ای بزرگ شدم که در آن هر روز صبح انسان‌ها با چهره ای غمگین از خانه های خود بیرون می آمدند و به سمت ایستگاه اتوبوس می‌رفتند. در ایستگاه به راحتی می‌توانستید جمع زیادی از این افراد را ببینید. بودن در کنار این افراد به من نکات ارزشمندی را آموخت. آموختم که چرا مردم شاد نیستند.

 

۱-نگران بودن.

مادر، با چهره ای درهم روی صندلی نشسته است و نگران امتحان آخر هفتهٔ پسرش است. این امتحان تعیین می‌کند آیا پسرش به یک مدرسهٔ خوب خواهد رفت یا خیر. او همچنین در فکر این است که به محله ای که نزدیک مدرسهٔ پسرش است نقل مکان کنند. او در فکر این است که نکند پسرش با دوستان بدی قاطی شود و کار سطح پایینی گیرش بیاید.

مارک تواین یک‌بار گفت “من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را می‌شناسم، اما اکثر آن‌ها هیچ گاه اتفاق نمی‌افتند”. وقتی شما نگران هستید، یک تصور غیر واقعی از آینده را در ذهن خود ایجاد می‌کنید؛ و اعتقاد به این تصور، موجب ایجاد احساس منفی در شما می‌شود. به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی، خودتان را از آینده می‌ترسانید.
 


 

راه حل:شاد باشید، نگرانی را رها کنید. نگرانی برای شما هیچ سودی ندارد. اگر برای مشکل شما هیچ راه حلی وجود ندارد، نگرانی هم کمکی نمی‌کند. اگر راه حلی برای مشکل وجود دارد، پس باید با تمام قدرت به سمت آن بروید.

ادامه نوشته

توصیه هایی برای کنترل خشم در زندگی زناشویی


خشم، هیجانی طبیعی است که همه ما آن را در زندگی تجربه می کنیم، اما زمانی که به دفعات اتفاق بیفتد و نحوه ابراز آن مناسب نباشد می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگواری را برای فرد و اطرافیان رقم زند. خشم اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی جزئی باشد و یا در نوع حاد، واکنشی جنون آمیز باشد. واکنش افراد مختلف در مقابل احساس خشم متفاوت است. برخی ازافراد خشم خود را فرو می خورند و نمی خواهند کسی متوجه شود آن ها تا چه حد عصبانی و ناراحت هستند. آن ها به شدت رفتار خود را کنترل می کنند و هیچ نشانی از عصبانیت را بروز نمی دهند.

برخی از افراد هنگام احساس خشم رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می دهند. با صدای بلند داد می زنند، ناسزا می گویند، دیگران را کتک می زنند، آن ها را مسخره می کنند، به صحبت دیگران گوش نمی دهد و حقوق دیگران را نادیده می گیرند. برخی دیگر در زمان احساس خشم آرام ولی محکم صحبت می کنند، صحبت دیگران را قطع نمی کنند، بدون این که به حقوق دیگران تجاوز کنند، احساسات خود را شفاف و محترمانه بیان می کنند.

به این رفتارها رفتارهای "جرات مندانه" می گویند. فرد با کمک رفتار جرات مندانه می تواند بدون پرخاشگری و "خودخوری" به دیگران نشان دهد که عصبانی و ناراحت شده است. با توجه به تاثیرات مخرب رفتارهای پرخاشگرانه در خانواده و به خصوص رابطه زوجین در ادامه راهکارهایی برای مدیریت خشم ارائه می شود:

آیا واقعا اهمیت دارد

قبل از این که جر و بحثی را باهمسرتان شروع کنید، با خود فکر کنید آیا موضوع واقعا ارزشش را دارد که شما را عصبانی کند؟ یا می توانید به سادگی از آن بگذرید؟ و یا طور دیگری رفتار کنید.

به نشانه های بروز خشم دقت کنید

در هنگام خشم ابتدا نشانه های آغازین و هشدار دهنده خشم بروز می کند. با شناخت این نشانه ها و کنترل آن ها می توان از شدت یافتن خشم جلوگیری کرد. تغییرات بدنی همچون افزایش ضربان قلب، افزایش فشارخون، منقبض شدن عضلات، تغییر تنفس، مشت شدن دست ها و به هم فشردن دندان ها از نشانه های فیزیولو‍ژیک خشم است.

احساس منفی خود را بیان کنید

گاهی اوقات زوجین هنگام اختلاف و بروز مشکل به جای بیان ناراحتی و خشم خود، آن احساس را به نمایش می گذارند مثلا اخم می کنند، حرف نمی زنند، داد و فریاد می کنند و... نکته مهم این است که اگر ناراحتی خود را به زبان نیاورید همسرتان متوجه نمی شود که شما چه احساسی دارید. به جای خشم و پرخاشگری، با استفاده از کلمات مناسب احساس خود را بیان کنید. مثلا بیان کنید "زمانی که به قولت عمل نمی کنی، ناراحت می شوم". با بیان احساسات خود، زمینه مناسبی را برای حل مشکلی که چنین احساساتی را به وجود آورده است، فراهم می کنید.

مراقب کلام خود باشید

تحقیر، توهین، تهدید، سرزنش و پرخاشگری نکنید. دقت کنید اگر صدایتان بلندتر شده، به تندی و یا با پرخاشگری صحبت می کنید کمی مکث کنید تا آرام شوید.

موقعیت را ترک کنید

زمانی که فکر می کنید در صورت ادامه بحث دیگر نمی توانید خشم خود را کنترل کنید ادامه صحبت تان را به زمان دیگری موکول کنید، با این کار به خود و همسرتان فرصت می دهید تا از عصبانیت و خشم فاصله بگیرید و رفتار مناسب تری داشته باشید. برای این منظور می توانید بگویید:" الان شرایط روحی مناسبی نداریم، ممکن است حرف هایی بزنیم که هر دو بعدا پشیمان شویم اجازه بده در شرایط بهتری با یکدیگر صحبت کنیم" و یا این که:"من الان عصبانیم، بعد درباره این موضوع صحبت خواهیم کرد".

خود را آرام کنید

روش هایی مانند تنفس عمیق، شست و شوی دست و صورت، نوشیدن آب و پیاده روی در کاهش خشم و عصبانیت موثر است. ریلکسیشن(آرام سازی) نیز یکی از روش های موثر برای کاهش خشم و اضطراب است. ریلکسیشن به معنای آرام کردن عضلات منقبض بدن است. وقتی فرد خشمگین می شود، بدن حالت انقباض پیدا می کند، اما وقتی بدن در حالت ریلکس قرار می گیرد، دیگر تنش و انقباضی در بدن وجود ندارد و ذهن فرد نیز آرام می شود. برای یادگیری دقیق آرام سازی می توانید از کتاب ها و سی دی های آموزشی استفاده کنید.

مسائل و مشکلات خود راحل کنید

گاهی زوجین به این دلیل دچار خشم و عصبانیت می شوند که به دنبال حل مسئله نیستند برای خروج از بن بست عصبانیت، به حل مشکلاتی که موجب خشم و عصبانیت می شود، بیندیشید. بدین منظور نخست مشکل را به طور دقیق تعریف کنید، سپس راه حل هایی برای آن انتخاب کنید، آن گاه نکات مثبت و منفی هر راه حل را بررسی کنید و در پایان بهترین راه حل را انتخاب کنید.

گذشت کنید

گذشت به معنای فراموش کردن مسئله نیست، بلکه گذشت به معنای رها کردن خود از خشم است. گذشت نشانه کنترل شما بر احساساتتان است نه نشانه ضعف.

از عذرخواهی نترسید

اگر متوجه شدید رفتار شما باعث ناراحتی و عصبانیت همسرتان شده است عذرخواهی کنید. این امر برای ترمیم رابطه و کاهش آثار زیانبار پرخاشگری ضروری است.

چرا مردها از خرید رفتن با زنان بیزارند؟!

buy

تعداد همسرانی که عادات مشابهی برای خرید دارند و این کار را با هم انجام می‌دهند، زیاد نیست حتی پژوهشگران هم این موضوع را تایید می‌کنند که زنان و مردان یک دنیا تفاوت در خرید کردن دارند و حتی نگاه آنها به این موضوع، زمین تا آسمان متفاوت است. این تفاوت‌ها گاهی دلیل بحث‌های زن و شوهری می‌شود و گاهی باعث می‌شود که مهر «دل‌مرده»، «خسیس» یا  «بی‌حوصله» را روی همسرتان بچسبانید. اگر می‌خواهید همسرتان را در خریدها با خود همراه کنید، باید با این تفاوت‌ها بیشتر آشنا شوید و قبل از بردن او به مراکز خرید به این موضوع از دریچه دید او نگاه کنید.

برای مردها خرید رفتن تفریح نیست، وظیفه است

وقتی چند روز تعطیل هستید و حوصله‌تان در خانه سر رفته است، معمولا نخستین راهی که برای آرام کردن خودتان به آن فکر می‌کنید پاساژگردی است. احتمالا برای شما هم مثل بیشتر زنان خرید کردن یک تفریح و راهی برای بیرون آمدن از فشار است. بسیاری از زن‌ها در زمانی که استرس زیادی را تجربه می‌کنند، دوست دارند با خرید کردن خودشان را آرام کنند و خوشحالی از دست رفته را، حتی به شکلی موقت به زندگی‌شان برگردانند. اما همسرتان احتمالا مثل مردهای دیگر به این موضوع نگاه کرده و با این تفاوت شما را آزرده می‌کند. مردها ترجیح می‌دهند روز تعطیل‌شان را با خانواده، دوستان یا حتی تنها بگذرانند و به معنای واقعی استراحت یا تفریح کنند. برای آنها خرید کردن وظیفه و راهی برای برطرف کردن نیاز است و نه یک فعالیت تفریحی. اگر از یک مرد بپرسید که دوست دارد آخر هفته‌اش را چطور بگذراند، احتمالا پیشنهاد بازی کردن فوتبال، فیلم دیدن یا خوابیدن را مطرح می‌کند، درحالی که برای زنان پاساژگردی و خرید کردن، می‌تواند یکی از اولین گزینه‌ها باشد. زنان گمان می‌کنند در مسافرت، حتما باید زمان قابل‌توجهی را به خرید کردن اختصاص دهند درحالی که مردها دوست دارند به دیدن آثار باستانی یا رفتن به مکان‌های تفریحی بپردازند.

مردها کمتر از زنان خرج نمی‌کنند

درحالی که بسیاری از مردها همسرشان را به ولخرج بودن متهم می‌کنند، بررسی‌ها نشان می‌دهند که مردها کمتر از همسرشان پول خرج نمی‌کنند، بلکه تنها به شیوه‌ای متفاوت خرید می‌کنند. درحالی که شما در ۶ ماه ممکن است ۴ میلیون برای خریدن لباس خرج کنید، همسر شما در پایان این مدت، با خریدن یک سینمای خانگی، مقدار زیادی آچار و ابزار یا تعویض اتومبیلش ممکن است بیشتر از میزان پول خرج کند. روانشناسان می‌گویند تفاوت زنان و مردان در میزان خرج کردنشان نیست، بلکه در نوع آن است. از نظر آنها مردها در تمام مدتی که همسرشان به خریدن چیزهای کوچک مشغول است، برای خرید کالای گران‌قیمتی که به آن احتیاج دارند تحقیق و پس انداز می‌کنند و معمولا دوست دارند حسابی صبر و پس‌انداز کنند و بعد گزینه‌ای که در بازار موجود است را بخرند.

shoping

مردها به برچسب قیمت نگاه می‌کنند

بله! برای همسرتان مهم است که شما چقدر پول خرج می‌کنید. اگر چنین برخوردی را از او دیدید، عصبانی نشوید و به خساست متهمش نکنید، درحالی که شما قبل از دیدن برچسب، به زیبایی و تناسب آن لباس توجه می‌کنید، همسرتان قبل از دیدن خود لباس، به این فکر می‌کند که آیا قدرت خریدش را دارد یا نه، درحالی که شما ممکن است برای خریدن چیزی که دوستش دارید، از احتیاجات ضروری دیگرتان صرف‌نظر کنید، مردها معمولا برای خریدن یک کالای گران‌قیمت، مدتی پس‌انداز کرده و از چند ماه قبل مقدمات تهیه آن را فراهم می‌کنند. شاید همسرتان به این دلیل دیگر با شما خرید نمی‌آید که پیش از این با دیدن این رفتار، او را به خساست متهم و بساط قهر و دعوا را فراهم کرده‌اید.

مردها برای خریدهای کوچک وقت زیادی نمی‌گذارند

اگر به همسرتان بگویید «امروز برویم خرید! به یک گوشواره بدلی سیاه احتیاج دارم» قطعا شوکه می‌شود. از نظر یک مرد، وقت گذاشتن برای خرید، یعنی تهیه کالاهای ضروری. کمتر مردی حاضر می‌شود تنها برای دیدن مغازه‌ها و نشان کردن جنس‌ها برای آینده به مغازه برود. اگرچه شما تهیه یک جوراب را هم خرید به حساب می‌آورید، همسرتان ترجیح می‌دهد نیازهایش را روی هم جمع کند و بعد برای خرید کردن وقت بگذارد. شاید شما برای خرید یک دست لباس، چندین روز وقت صرف کنید اما همسرتان معمولا کل خرید‌هایش را روی هم جمع می‌کند و در یک یا ۲ روز آنها را انجام می‌دهد.

مردها  معمولا اولین چیزی که چشمشان را گرفته است را می‌خرند و به اینکه ممکن است انتخاب‌های بهتری هم وجود داشته باشد، فکر نمی‌کنند. مردها خرید گروهی را دوست ندارند و از اینکه نظرهای متفاوت آنها را گیج کند و به خریدن چیزی که دوستش ندارند مجبورشان کند، بیزارند.

مردها برای خرید کردن غرورشان را نمی‌شکنند

اگر از همسرتان بخواهید چند عدد گوجه بخرد و تاکید کنید که به میزان بیشتری نیاز ندارید، مطمئن باشید اتفاقی که انتظارش را دارید، نمی‌افتد. همسر شما این بار هم با ۲ کیلو گوجه و چند پاکت میوه دیگر به خانه برمی‌گردد و به اینکه به آنها نیازی ندارید، توجهی نمی‌کند. اگر با او به مغازه‌ای که حسابی تخفیف می‌دهد هم بروید، هیچ تلاشی برای چانه‌زدن نمی‌کند و در ایده‌آل‌ترین شرایط به گفتن اینکه «تخفیفش را هم لحاظ کنید» اکتفا می‌کند. با دیدن این اتفاق‌ها عصبانی نشوید و بیهوده تنش ایجاد نکنید. مردها گمان می‌کنند کم خریدن به معنای بی‌پولی و چانه زدن به معنای شکستن غرور است. آنها گاهی به دلیل رودربایستی با مغازه‌داری که بسیاری از لباس‌ها را برایشان از قفسه بیرون کشیده، لباسی که نه به آن علاقه و نه نیاز دارند را می‌خرند تا شرمنده صاحب مغازه نشوند. در مقابل شما هنگام میوه خریدن، قطعا نیاز خود را بررسی می‌کنید و هنگام لباس خریدن، تنها چیزی را می‌خرید که با دل و جان دوستش دارید و معمولا اهمیتی به احساسات مغازه‌دار هم نمی‌دهید.(خرید اینترنتی)

مردها به تنهایی خرید می‌روند

درحالی که شما برای خرید یک مانتو، گروهی از دوستانتان را جمع می‌کنید و از این اتفاق به عنوان یک برنامه تفریحی یاد می‌کنید، همسرتان معمولا دوست دارد به تنهایی یا تنها با حضور شما به خرید برود. اگرچه شما دوست دارید چند نظر را برای لباسی که امتحان کرده‌اید، بپرسید و مطمئن شوید که بهترین انتخاب را کرده‌اید، همسرتان معمولا اولین چیزی که چشمش را گرفته است را می‌خرد و به اینکه ممکن است انتخاب‌های بهتری هم وجود داشته باشد، فکر نمی‌کند. مردها خرید گروهی را دوست ندارند و از اینکه نظرهای متفاوت آنها را گیج کند و به خریدن چیزی که دوستش ندارند مجبورشان کند، بیزارند.

مردها به فصل حراج توجهی نمی‌کنند

اگر به خاطر حراج‌های پایان فصل، همسرتان را موظف کرده‌اید که هر روز با شما در پاساژ‌ها قدم بزند، احتمالا تنش‌های زیادی را در این چند روز به او وارد کرده‌اید. واقعیت این است که مردها به فصل حراج اهمیتی نمی‌دهند. آنها فقط زمانی خرید می‌روند که به چیزی احتیاج داشته باشند و این تفکر که شاید در یکی از پاساژ‌ها یک جنس غیرضروری ارزان پیدا کنند و بعد از چند روز گشتن همراه با سرگردانی آن را بخرند را نادرست و حتی آزاردهنده می‌دانند، پس اگر همسرتان در مقابل این خواسته شما، واکنش ناخوشایندی نشان داد، ناراحت نشوید. مردها از خرید بی‌هدف و غیرضروری بیزارند.

مردها از پاساژ رفتن بیزارند

درحالی که شما دوست دارید برای انتخاب یک لباس یا کالا، مغازه‌های بسیاری را ببینید و تک‌تک چیزهایی که از نظرتان ارزش خریدن را دارد امتحان کنید، همسرتان دوست دارد ساده‌ترین و کوتاه‌ترین راه را برای خرید کردن انتخاب کند. او ترجیح می‌دهد وسایل موردنیازش را آنلاین بخرد یا به مغازه‌ای که همیشه از آن خرید می‌کند، برود و با اینکه انتخابش محدود باشد هم مشکلی ندارد. آنها حاضر نیستند با این «احتمال» که ممکن است کالای موردنظرشان را پیدا کنند، یک روز تمام را به خریدن یک وسیله اختصاص دهند.


ده قانـون کلـی بـرای داشتن یک زنـدگی موفق




قانون یکم

به شما جسمی داده شده. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

قانون دوم

در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

قانون سوم

اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

قانون چهارم

درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

قانون پنجم

آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

قانون ششم

قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید، سرزنش نکنید، تحقیر و مسخره نکنید، وگرنه سرتان می آید. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.

قانون هفتم

دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم

انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم

جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.

قانون دهم

خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

منبع:پرشین استار

راه هایی برای شناخـت خصوصیـات ذهـن زنـان !



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


زنان و مردان با هم تفاوت های اساسی دارند. این جمله دیگر آنقدر تکراری شده که برای درک آن نیاز به توضیح بیشتری نیست. زن و مرد از دو جنس مختلف با روحیات متفاوت هستند و برای آنکه بتوانید با موجودی که تا این حد با شما متفاوت است زندگی خوبی داشته باشید باید او را بشناسید. پس سعی کنید هرطور شده این ویژگی های زنانه را بشناسید تا بیشتر پی به خصوصیات زنان ببرید :


1. پیوندجویی

روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر فقط یک فرق بین زن‌ها و مردها باشد این است که برای زن‌ها ارتباط برقرار کردن با دیگران مهم‌ترین چیز است و برای مردها استقلال و اقتدار. این‌که زن‌ها خیلی بیشتر به ارتباط با دیگران اهمیت می‌دهند، از همان کودکی شروع می‌شود. حتماً همه‌ی شما دیده‌اید دخترها عروسک را به‌عنوان اسباب‌بازی اصلی انتخاب و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ‌روان‌شناس‌ها به این ویژگی زنانه "پیوندجویی" می‌گویند.

پیوند با خانواده‌ی پدری : زن‌ها از مردها پیوندجوتر هستند و برای رابطه با دیگران اهمیت بیشتری از مردان قائل‌اند. یکی از مهم‌ترین کسانی که زن‌ها برای رابطه با آنها انرژی می‌گذارند، خانواده‌ی پدری‌شان است. از خواهر، مادر، برادر و پدر گرفته تا بچه‌های خواهر‌ و برادرها و دایی و عمو و عمه و خاله همه و همه می‌توانند در دایره‌ی دغدغه‌های یک زن قرار بگیرند و از همه‌ی آنها خبر بگیرند. معمولاً مردها این رفتار همسران‌شان را در تقابل با قدرت خودشان می‌دانند و برای همین از زن‌ها می‌خواهند بین خانواده و شوهرشان به یکی اولویت بدهد. معلوم است می‌خواهند آن یکی هم خودشان باشد. در صورتی که رابطه با خانواده‌ی پدری، فقط به خاطر ویژگی پیوندجویی خانم‌هاست. همان ویژگی که آنها را به شوهران‌شان هم وصل کرده است!

رازداری نکردن : یکی از مسائلی که بین مردها و زن‌ها همیشه اختلاف است مرز بین چیزی است که باید بیرون از خانه گفته شود و چیزهایی که نباید گفته شود. زن‌ها به خاطر ویژگی پیوندجویی معمولاً هم‌ مرزها را بازتر می‌گیرند و هم تعداد آدم‌هایی که می‌توان چیزهایی را که در ذهن مردها خصوصی است به آنها گفت. یک زن ممکن است در اتوبوس بین شهری سر درددل را به یک کنار دستی غریبه باز کند و خصوصی‌ترین چیزهای زندگی‌اش را به او بگوید. اتفاقی که در مورد مردان تقریباً غیرممکن است.

2. عاطفی بودن

زن‌ها عاطفی‌تر از مردها هستند. این یک باور عمومی است که اتفاقاً پایه‌های علمی هم دارد. البته روان‌شناس‌ها کمی جزئی‌تر در این مورد اظهار نظر می‌کنند. آنها می‌گویند مردها می‌توانند جنبه‌های عقلانی و احساسی یک ماجرا را از هم جدا کنند، اما زن‌ها حتی در یک بحث منطقی زود احساساتی می‌شوند. عصب‌شناس‌ها می‌گویند دلیل این قضیه می‌تواند این باشد که مرکز عاطفه در مرد‌ها فقط در نیمکره‌ی راست مغز آنهاست در صورتی که مراکز عاطفه در زن‌ها هم در سمت چپ و هم در سمت راست مغز پراکنده است. حتماً می‌دانید سمت چپ مغز مسئول تکلم و تفکر منطقی است. برای همین احتمالاً خیلی از مردها تعجب می‌کنند چرا وقتی یک بحث منطقی را با زنان‌شان پیش می‌برند، آنها ناگهان احساساتی می‌شوند. البته در مقابل خانم‌ها هم از این‌که مرد‌ها حتی در یک بحث احساسی می‌توانند خونسردی خودشان را حفظ کنند و با منطق خودشان پیش بروند تعجب می‌کنند.

اگر بخواهیم کلی‌تر نگاه کنیم، مخصوصاً مردهایی که زنان موفقی دارند، ممکن است به این اشتباه بیفتند که چون همسرشان در جمع آدم‌هایی است که خیلی خوب از پس خودشان و کارهای‌شان برمی‌آیند دیگر نیازی به حمایت عاطفی ندارد. اما روان‌شناسی زنان دقیقاً بر عکس این را می‌گوید. حتی زنانی که اسطوره‌ی اعتماد به نفس هستند در مقابل شما دوست دارند زنانه رفتار کنند و از حمایت عاطفی‌تان برخوردار شوند. دعوای همیشگی زنان و مردان در به جمله آوردن جمله "دوستت دارم" توسط مردها ریشه در همین تفاوت جنسیتی دارد.

زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید.

3. خوش‌صحبتی

مردان معمولاً از این شکایت دارند که همسران‌شان خیلی حرف می‌زنند. برای همین در مورد زیاد حرف زدن زنان هم تا دل‌تان بخواهد لطیفه و پیامک درست شده است. روان‌شناسان هم موافق‌اند زن‌ها و مردها هم در میزان صحبت کردن و هم در شیوه‌ی صحبت کردن با هم فرق دارند. عصب‌شناس‌ها می‌گویند مردان برای حرف زدن فقط از نیمکره‌ی چپشان استفاده می‌کنند اما زن‌ها از هر دو نیمکره. روان‌شناسان رشد می‌گویند تجهیزات سخن گفتن (مثلاً تارهای صوتی) در زن‌ها زودتر از مردان رشد می‌کند.

روان‌شناس‌های تکاملی هم می‌گویند، در طول قرن‌ها مردها یاد گرفته‌اند ساکت‌تر باشند و زن‌ها یاد گرفته‌اند که بیشتر حرف بزنند. آنها می‌گویند هزاران سال پیش زنان به صورت گروهی با زنان دیگر حرکت می‌کردند و در حالی‌که بچه‌های‌شان را در بغل داشتند پا را از محدوده‌ی غار فراتر نمی‌گذاشتند. اگر آنها با همدیگر رابطه برقرار می‌کردند احتمال بقای‌شان بیشتر بود. اما مردها باید خاموش در بالای تپه به انتظار شکار می‌نشستند. اگر آنها حرف می‌زدند شکار فرار می‌کرد و بقای‌شان به خطر می‌افتاد.

گذشته از میزان حرف زدن مشکلاتی که تفاوت در ‌نحوه‌ی حرف زدن خانم‌ها و آقایان ایجاد می‌کند خودش را به شکل‌های متفاوتی در محیط خانواده نشان می‌دهد که در ادامه‌ی فصل با ذکر مثال آن‌ها را توضیح می‌دهیم.

گزارش توصیفی خانم‌ها : روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر دو دسته‌بندی کلی در مورد گزارش روزمره باشد یکی گزارش توصیفی و یکی گزارش علمی است. زن‌ها معمولاً از حرف زدن‌شان گزارش توصیفی و با جزئیات، اما مردها از گزارش علمی و منطقی استفاده می‌کنند. این تفاوت از همان بچگی هم در مورد دختر‌ها و پسر‌ها وجود دارد. حتماً یادتان هست خواهرتان چه‌طور با آب‌وتاب در مورد اتفاق‌های مدرسه برای مادرتان حرف می‌زد اما شما به عنوان یک پسر حس می‌کردید اتفاق خاصی در مدرسه نیفتاده است که قابل تعریف کردن باشد. در واقع نه گزارش توصیفی زن‌ها نشانه‌ی پرحرفی آنهاست و نه تیتروار ردیف کردن وقایع روزانه‌ی مردها، نشانه‌ی‌ بی‌توجهی‌شان. بهترین راهکار برای مردها این است که بگذارند زن‌ها طبق طبیعت‌شان رفتار کنند و حرف خودشان را بزنند و آنها گوش بدهند. همین! مخصوصاً زن‌های خانه‌دار، که بیشتر تنها هستند، بیشتر به گوش دادن مردها نیاز دارند. گاهی همین گوش ندادن آن‌قدر برای خانم‌ها مسئله می‌شود که آنها را به وادی طلاق می‌کشاند.

ضمن این‌که زن‌ها حرف می‌زنند تا صرفاً حرف زده باشند، مردها همیشه دنبال راه‌حل می‌گردند و برای همین حرف زن‌ها را قطع می‌کنند تا راه حل دهند و مکالمه را تمام کنند و این همیشه زن‌ها را عصبانی می‌کند.

غیر مستقیم حرف‌زدن خانم‌ها : سبک بیان زن‌ها و مردها با هم فرق می‌کنند. مردها حرف‌شان را شفاف و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها غیرمستقیم می‌خواهند منظورشان را برسانند. یونگ، روان‌شناس مشهور در یکی از کتاب‌هایش زن‌ها را به عنکبوت تشبیه می‌کند. می‌گوید آنها برای رسیدن به مقصودشان آن‌قدر نقطه‌های مختلف را با تارهای‌شان به هم وصل می‌کنند که گاهی خودشان در تار خودشان گیر می‌افتند. البته‌ شیوه‌ی حرف زدن زن‌ها خیلی هوشمندانه است. وقتی همسر شما غیرمستقیم حرف بزند، حتی اگر شما با او مخالفت کنید، رابطه موقتاً به هم نمی‌خورد. همه‌ی اینها به همان پیوندجویی و عاطفی بودن زن‌ها مربوط است که در فصل‌های قبل هم به آنها اشاره شد. در واقع مردها نباید فکر کنند که حرف‌های زن‌ها کلمه به کلمه همان است که می‌گویند. آنها باید با توجه به فضای عاطفی و اتفاق‌های قبلی حرف زن‌ها را رمزگشایی کنند. ممکن است معنای حرف همسر شما دقیقاً عکس آن چیزی باشد که می‌گوید یا می‌خواهد. معمولاً باید پشت حرف‌های او دنبال "جلب حمایت عاطفی" و "شرح وظایف خودتان به عنوان یک شوهر" باشید!

مبالغه‌ی زنان : زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید. این جدل به جای این‌که چیزی را حل کند زن‌ها را غمگین‌تر یا عصبانی‌تر می‌کند. بهتر است به حرفش گوش دهید و بگذارید حرفش را بزند تا آرام شود.

4. شم زنانه

زن‌ها و مردها زبان بدن متفاوتی دارند. زن‌ها لبخند بیشتری می‌زنند. فضای شخصی کمتری لازم دارند و معمولاً نزدیک‌تر به هم می‌ایستند. زن‌ها حالت بدنی متفاوتی می‌گیرند و معمولاً دست‌های‌شان را به حالت مۆدبی به هم قفل می‌کنند یا حالت دست به سینه می‌گیرند و پاهای‌شان را هم به هم نزدیک‌تر می‌کنند و موقع نشستن آنها را به یک طرف می‌گیرند.

اما از همه‌ی اینها مهم‌تر این است که زن‌ها توانایی کشف نشانه‌های زبان بدن دیگران را دارند. چیزی که روان‌شناس‌ها به آن می‌گویند "رمزگشایی". زن‌ها بیشتر از شما می‌توانند از حالت صورت و بدن‌تان بفهمند چه منظور یا احساسی دارید. بنابراین سعی نکنید به آنها دروغ بگویید! ضمن این‌که چون توانایی شما در این مورد کمتر است سعی کنید ذره ذره زبان بدن همسرتان را یاد بگیرید تا بتوانید ذهن او را بخوانید. حالا که توانایی طبیعی‌تان در این مورد کمتر است، لااقل خودتان، خودتان را تربیت کنید!

banner 49 بنر

5. حسادت زنانه

زنان دوست دارند آخرین کسی باشند که به قلب شوهرشان وارد می‌شوند. بعد از آن هم به وسیله‌های مختلفی می‌خواهند در را پشت سرشان ببندند و نگذارند کسی وارد شود. برای زن‌ها حتی از اولین لحظه‌ی آشنایی مهم این است آیا این مرد تا آخر عمر به من وفادار خواهد ماند یا نه. عصب‌شناس‌ها می‌گویند "احساس خاص بودن" و این‌که "من تنها زنی هستم که در زندگی شوهرم وجود دارد" تأثیر فوق‌‌العاده‌ای روی شیمی و مغز زنان می‌گذارد.

روان‌‌شناس‌های تکاملی می‌گویند نیاز به تعهد مردها در طول سالیان دراز ایجاد شده است. زن‌ها برای منتقل‌کردن ژن‌ها به بچه‌های‌شان باید مردی را انتخاب می‌کردند که در دوره‌ی بارداری و شیر دادن به بچه از او مراقبت کند. مردان متعهد با احتمال بیشتری این کار را انجام می‌دهند.

انحصارطلبی زن‌ها آن‌قدر قوی است که حتی می‌تواند باعث یک اضطراب دائمی و ترس از خیانت شوهرشان شود. زن‌ها از ابزارهای زیادی برای بسته ماندن در پشت سرشان استفاده می‌کنند. بعضی از آنها شوهرشان را امتحان می‌کنند، بعضی از آنها مرتب در مورد زن‌های دیگر از شوهرشان می‌پرسند، بعضی از آن‌ها شوهرشان را بازخواست می‌کنند، بعضی مرتب وسایل شخصی مثل موبایل همسرشان را چک می‌کنند، بعضی از آنها محدودش می‌کنند و بعضی حتی شوهرشان را مجبور می‌کنند محیطی را که "شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت" را عوض کنند.

اگر خیانت جنسی زن برای مردان یک فاجعه باشد، خیانت عاطفی مردها برای زن‌ها فاجعه است، بنابراین حسادت زن‌ها هم بیشتر از نوع عاطفی است تا جنسی. بهترین راه برای شما به عنوان یک مرد یک جمله است: "همسرتان را حساس نکنید."

تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی!

6. تنوع‌طلبی زنانه

زن‌ها در بسیاری از موارد از مردها تنوع‌طلب‌ترند. از مبلمان منزل گرفته تا لباس و آرایش. عصب‌شناس‌ها می‌گویند این به جنسیت آنها برمی‌گردد. در مغز مردها برای هر چیزی تقریباً یک مرکز در یک نیمکره وجود دارد، اما مغز زن‌ها حالت عمومی‌تری دارد و برای هر کار چندین مرکز پراکنده در دو نیمکره وجود دارد. غیر از این جسم پینه‌ای که دو نیمکره را به‌هم متصل می‌کند در زن‌ها ضخیم‌تر‌ است. همین می‌تواند باعث تنوع‌طلبی آنها شود. علاوه بر این، تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی.

روان‌شناسان می‌گویند احساسات گسترده‌ی زنان و تفاوت‌های مغزی‌شان باعث می‌شود حسابی تنوع‌طلب باشند. تنوع‌طلبی خانم‌ها معمولاً خودش را در پوشش، آرایش، گرایش به مد، پاساژگردی و تغییر مبلمان نشان می‌دهد. چیزی که شما به‌عنوان یک مرد ممکن است حوصله‌اش را نداشته باشید. ممکن است شما این رفتارها را پای ولخرجی، بی‌ملاحظگی یا بیکاری همسرتان بگذارید اما در واقع آنها دارند طبق طبیعت تنوع‌طلب خودشان رفتار می‌کنند. اگر می‌خواهید آنها را درک کنید به عشق ماشین‌های همجنس خودتان نگاه کنید که دل‌شان می‌خواهد هر ماه ماشین یا وسایلش را عوض کنند.

اگر جنسیت فرزند برایتان مهم است بخوانید!


با وجود تکراری بودن جمله «مهم نیست بچه پسر باشه یا دختر، مهم اینه که سالم باشه» در سال‌های گذشته همیشه خانواده‌هایی وجود داشتند که در آرزوی داشتن فرزند پسر، خانواده‌ای چند نفره از دختران داشتند و البته بودند خانواده‌هایی که برعکس بودند. در این میان برخی از قدیمی‌ها هم توصیه‌هایی برای پسر یا دختردار شدن می‌دادند که اغلب مبنای علمی نداشت. با پیشرفت علم اما احتمال تعیین جنسیت فرزند پیش از بارداری، پررنگ و پررنگ‌تر شده است. این روزها با تعیین زمان لقاح و همچنین تغذیه پیش از بارداری می‌توان احتمال تعیین جنسیت فرزند را بالا برد. در اینجا برخی از مواردی را که بهتر است بدانید با هم مرور می‌کنیم. فراموش نکنید که همه این روش‌ها احتمالی است و هنوز به‌جز لقاح آزمایشگاهی روض قطعی برای تعیین جنسیت جنین وجود ندارد.


اگر قصد دارید بچه‌دار شوید و جنسیت بچه برایتان مهم است، این مطلب را از دست ندهید
دختر یا پسر؟ قرمز یا آبی؟
2 کروموزوم  X   یعنی دختر
همان‌طور كه گفته شد سلول جنسی زن 2 کروموزوم  X دارد و می‌تواند یکی از آنها را به فرزندش بدهد اما سلول‌های جنسی مرد دارای 2 نوع کروموزوم جنسی Y وX  هستند. اگر اسپرم حاوی X  به تخمک كه آن هم حاوی كروموزوم  X است وارد شود، جنین دختر خواهد بود. در اصل روش‌هایی که امروزه برای تعیین جنسیت توصیه می‌شود همگی برای پیش از بارداری است و اگر لقاح انجام شود، دیگر نمی‌توان جنسیت جنین را تغییر داد.


مى‌‌گوینـد اینها بچـه را دخـتر مى‌كند


محیط را اسیدی کنید 

باور درست
یکی دیگر از موارد قابل توجه در دختردار شدن آن است که پیش از مقاربت باید واژن اسیدی باشد؛ به همین دلیل بهتر است واژن را با 2 قاشق غذاخوری سرکه سفید که در یک چهارم لیوان آب محلول شده، شست‌وشو داد. برای اسیدی ماندن محیط زن باید از هیجان جنسی دوری کند زیرا به این ترتیب محیط رحم خنثی می‌شود و شانس تولد دختر هم کاهش می‌یابد.


ادامه نوشته

فرزندم برای بچه های دیگر قلدری می کند،چطور رفتارش را اصلاح کنم؟

شایان، کودک 3 ساله‌ای است که گاهی برادر خود را می‌زند. این کار چیزی شبیه به زورگویی است. برای شایان مهم نیست که مادرش راجع به او چه فکری می‌کند. شایان نمی‌داند چگونه در این سن احساسات خودش را بروز دهد. مادرش می‌گوید من اصلا رفتارهای کودک‌م را دوست ندارم. اما باید چه‌کار کنم؟ ...

گاهی والدین بسیار آرام و خونسرد از قلدری و برخی رفتارهای فرزند خود بسیار تعجب می کنند. چنین والدینی اغلب تصور می کنند که فرزندشان نمی تواند با همسالان خود کنار بیاید و راه های برقراری ارتباط صحیح با بچه های دیگر را بلد نیست. به عنوان مثال فرزند آن ها در واکنش به نزدیک شدن یک کودک دیگر جیغ می کشد، موهایش را می کشد، او را هل می دهد و یا می زند. این رفتارها برای والدینی که نحوه صحیح برخورد با وی را نمی دانند، بسیار نگران کننده است.
همه کودکان تا حدی در دوران رشد و تکامل خود نسبت به دیگران رفتارهای تهاجمی بروز می دهند.

کودکان نو پا به طور مداوم علت و معلول پدیده‌ها را امتحان می‌کنند. با خود می‌گویند اگر من این کار را انجام دهم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ کودکی که چشم خرس عروسکی اش را درمی آورد، می خواهد همین کار را با کودک دیگری بکند! کودکان نمی دانند قدرت خود را چگونه باید کنترل کنند و حتی با آن چه کنند. آن ها توان درک « علت و معلول » و توان درک « درد » دیگران را ندارند. به همین دلیل یک کودک قلدر ممکن است ناگهان به سمت کودک دیگری حمله ور شود و به بهانه گرفتن اسباب بازی اش توسط او، هلش بدهد یا بزند، کودکان در سنین پایین نمی دانند که چگونه عصبانیت خود را نشان دهند و چون نمی توانند حرف بزنند، از توانایی فیزیکی برای نشان دادن عصبانیت خود استفاده می کنند.

به علاوه باید به خاطر داشت که هر کودکی سرشت خاصی دارد. بعضی کودکان آرام و ساکت می نشینند و برخی پرتحرک تر و فعال تر هستند و همین بچه ها هم بیشتر به تهاجم به سایر کودکان گرایش دارند. در طول زمان کودک یاد می گیرد که خودش را کنترل کند و همبازی خوبی برای سایر بچه ها باشد.
بنابراین درست نیست که بنشینید و کودکان‌تان هر کار که می‌خواهند انجام بدهند. اگر حالا دخالت نکنید و وارد عمل نشوید وقتی بزرگ‌تر می‌شوند به فردی کاملا زورگو تبدیل می‌شوند چون راه دیگری برای رفع احتیاجات خود پیدا نمی‌کنند.

والدین می توانند کودک فعال خود را مدیریت کنند و مهارت های مورد نیازش را به وی آموزش دهند. این نکته ها شاید به بسیاری از والدین کمک کند که بتوانند کودک خود را در مواقع قلدری بهتر مدیریت و کنترل کنند.

پیشگیری از قلدری کودکان باید از خانه شروع شود، بنابراین والدین باید از این لحاظ سرمشق‌های خوبی برای فرزندانش باشند و آنها را انجام قلدری برحذر دارند.

برای بحث‌ کردن با کودک درباره قلدری این نکات را رعایت کنید :
1 - به او توضیح دهید که قلدری و زورگویی کردن هرگز قابل قبول نیست.

2 - قواعدی را در باره رفتار پرخاشگرانه تعیین کنید، و این قواعد را به طور محکم و مداوم اعمال کنید.

3 - به کودک‌تان سرمشق دهید؛ به کودک نشان دهید که برای به دست آوردن چیزی که می‌خواهد نیاز به تهدید کردن یا آزار دادن آنها نیست.

4 - انضباط را با تنبیهات غیرجسمی ایجاد کنید، مانند محروم کردن کودک از امتیازات

5 - وقتی تهاجمی رفتار می کند و به سمت کودکان دیگر حمله می برد، او را تنها نگذارید، کنارش بنشینید و حرکاتش را اصلاح کنید. وقتی با دست کودکی را هل می دهد، دستش را بگیرید و آرام روی دست کودک مقابل بکشید و به او یاد دهید که چگونه با دوستش رفتار کند. وقتی کودک دیگری را نیشگون می گیرد بگویید « دردش می گیرد، بهتر است با هم بازی کنید ».
اگر نمی تواند خودش را کنترل کند او را از سایر بچه ها به طور موقت جدا کنید و پس از مدتی دوباره برگردانید و آموزش ها را تکرار کنید.
به او نوازش و نازکردن را بیاموزید و بارها و بارها با او این کار را تمرین کنید.

6 - سعی کنید اسباب بازی های خشن را از دسترس او دور کنید. طبیعی است که اگر اسباب بازی خشن در دسترس او باشد، به بازی های خشن گرایش پیدا می کند.

7 - رفتارهای او را توضیح دهید. مثلا وقتی کودک دیگری را هل می دهد: « بگویید تو از دوستت عصبانی هستی چون اسباب بازی ات را گرفت ».

8 - او را تشویق کنید که احساساتش را به صورت کلمه بیان کند و نه با حرکت خشن. به عنوان مثال بگویید: وقتی عصبانی می شوی، بهتر است بگویی عصبانی هستم تا دیگران متوجه شوند. حتی کودکان کم سن و سال هم می دانند عصبانیت یعنی چه

9 - به دیگران بگویید که کودکتان تهاجمی رفتار می کند چون هنوز یاد نگرفته است احساساتش را به درستی بیان کند. تاکید کنید که بچه ها را دوست دارد و به تدریج یاد می گیرد که با بقیه مهربان باشد.

به خاطر داشته باشید که فراگیری مهارت های اجتماعی زمان زیادی می برد و صبوری، درک و هدایت شما، به کودک کمک می کند تا این مسیر را بهتر و سریع تر طی کند.

9 نکته خرید کت و شلوار برای مردان خوش پوش


هر آقایی باید‌‌‌ حد‌‌‌اقل یك د‌‌‌ست كت و شلوار د‌‌‌اشته باشد‌‌‌. بالاخره برای هركسی مجالس عروسی و مهمانی‌های رسمی پیش می‌آید‌‌‌ و د‌‌‌ر این مواقع كت و شلوار بهترین انتخاب است. انتخابی كه كاملا هم ریشه‌های ایرانی د‌‌‌ارد‌‌‌. اگر به كتاب‌های معتبری كه د‌‌‌رباره تاریخچه پوشاك نوشته‌ شد‌‌‌ه سری بزنید‌‌‌، می‌بینید‌‌‌ كه 2 نوآوری د‌‌‌ر د‌‌‌نیای تحولات پوشاك مربوط به ایرانی‌ها بود‌‌‌ه است.

مجله ایده ال: اول اینكه ایرانیان باستان زیر بالاپوش خود‌‌‌ پیراهن و شلوار می‌پوشید‌‌‌ه‌اند‌‌‌ و د‌‌‌وم اینكه به‌مرور زمان بالاپوش‌های ایرانی جای خود‌‌‌ را به كت‌هایی د‌‌‌اد‌‌‌ند‌‌‌ كه روی شلوار پوشید‌‌‌ه می‌شد‌‌‌. خلاصه اینكه كت و شلوارهایی كه حالا جهانی شد‌‌‌ه و رنگ به رنگ و مد‌‌‌ل به مد‌‌‌ل د‌‌‌ر همه جای د‌‌‌نیا پید‌‌‌ا می‌شود‌‌‌، خاستگاه اولیه‌اش ایران بود‌‌‌ه است. از تاریخچه این لباس رسمی كه بگذریم نكاتی د‌‌‌رباره انواع كت و شلوار وجود‌‌‌ د‌‌‌ارد‌‌‌ كه همه ما برای یك انتخاب د‌‌‌رست به آن نیاز پید‌‌‌ا می‌كنیم.

1. اهمیت د‌‌‌كمه

هنگام خرید‌‌‌ كت و شلوار حواستان به تعد‌‌‌اد‌‌‌ د‌‌‌كمه‌های كت باشد‌‌‌. كت‌هایی كه د‌‌‌كمه كمتری د‌‌‌ارند‌‌‌ رسمی‌تر هستند‌‌‌ و باید‌‌‌ برای مجالس رسمی انتخاب شوند‌‌‌. علتش هم این است كه كت‌های یك یا 2 د‌‌‌كمه، یقه بازتری د‌‌‌ارند‌‌‌ و پیراهن زیر كت بیشتر د‌‌‌ید‌‌‌ه می‌شود‌‌‌، د‌‌‌ر نتیجه حالت رسمی‌تری پید‌‌‌ا می‌كند‌‌‌. د‌‌‌ر اروپا كت‌های 2 د‌‌‌كمه برای مهمانی‌ها رایج‌تر است ولی ایرانی‌ها انواع 3 د‌‌‌كمه را ترجیح می‌د‌‌‌هند‌‌‌. هرچه تعد‌‌‌اد‌‌‌ د‌‌‌كمه بیشتر می‌شود‌‌‌ كت‌ها نیمه‌رسمی می‌شوند‌‌‌؛كت‌های فانتزی و مد‌‌‌رن و با طراحی نو هم اغلب د‌‌‌كمه بیشتری د‌‌‌ارند‌‌‌.

2. رابطه میان قد‌‌‌ و د‌‌‌کمه

بد‌‌‌ نیست د‌‌‌ر انتخاب تعد‌‌‌اد‌‌‌ د‌‌‌كمه كت به قد‌‌‌تان هم توجه كنید‌‌‌. كت‌های 2 د‌‌‌كمه برای مرد‌‌‌ان كوتاه‌تر و كت‌های 3 د‌‌‌كمه برای مرد‌‌‌ان بلند‌‌‌تر مناسب‌ هستند‌‌‌. این را هم فراموش نكنید‌‌‌ كه بعضی از كت‌ها یك رد‌‌‌یف د‌‌‌كمه د‌‌‌ارند‌‌‌ و بعضی د‌‌‌یگر 2طرف‌ د‌‌‌كمه‌ د‌‌‌ارند‌‌‌. د‌‌‌سته د‌‌‌وم برای افراد‌‌‌ چهارشانه مناسب نیستند‌‌‌ و عرض شانه‌ها را بیشتر نشان می‌د‌‌‌هند‌‌‌. كت‌های تك‌د‌‌‌كمه هم خیلی رسمی هستند‌‌‌ و اگر قرار است فقط یك د‌‌‌ست كت و شلوار د‌‌‌ر كمد‌‌‌ لباستان د‌‌‌اشته باشید‌‌‌، بی‌خیال این كت‌ها شوید‌‌‌ چون خیلی خاص‌اند‌‌‌.

3. پشمی‌های اسم و رسم‌د‌‌‌ار

جنس كت و شلوار هم رسمی و غیررسمی بود‌‌‌ن آن را تعیین می‌كند‌‌‌. هرچه میزان پشم پارچه بیشتر باشد‌‌‌ رسمی‌تر از كار د‌‌‌رمی‌آید‌‌‌. معمولا كت‌های خیلی رسمی صد‌‌‌ د‌‌‌رصد‌‌‌ پشم هستند‌‌‌. مرغوبیت‌شان هم به كیفیت و نوع پشم به‌كار رفته بستگی د‌‌‌ارد‌‌‌. البته بهتر است نقطه ضعف‌شان را هم بد‌‌‌انید‌‌‌. پارچه‌های پشمی خیلی بیشتر و سریع‌تر چروك می‌شوند‌‌‌ و باید‌‌‌ فكر پوشید‌‌‌ن آنها د‌‌‌ر محیط‌های اد‌‌‌اری و كاری را از سرتان بیرون كنید‌‌‌. چون نظم و آراستگی آنها د‌‌‌ر حد‌‌‌ یك مجلس رسمی است و برای محیط كار مناسب نیستند‌‌‌.

4. اهمیت استاند‌‌‌ارد‌‌‌ بود‌‌‌ن

نباید‌‌‌ سایز کت و شلوارتان خیلی بزرگ باشد‌‌‌. د‌‌‌قت كنید‌‌‌ سرشانه‌های کت جذب شانه‌ها باشد‌‌‌ نه بزرگ‌تر از شانه‌هایتان. قد‌‌‌ كت و شلوار غیر از موارد‌‌‌ استثنا استاند‌‌‌ارد‌‌‌های ثابتی د‌‌‌ارد‌‌‌ كه باید‌‌‌ رعایت شود‌‌‌. همین نكات ظریف باعث می‌شود‌‌‌ خوش‌تیپ و برازند‌‌‌ه به نظر برسید‌‌‌. برای كت‌های معمولی كه مد‌‌‌ل‌شان خیلی بلند‌‌‌ یا كوتاه نیست وقتی كت را می‌پوشید‌‌‌، د‌‌‌ر حالت ایستاد‌‌‌ه د‌‌‌ست‌ها را كنار بد‌‌‌ن قرار د‌‌‌هید‌‌‌، قد‌‌‌ كت باید‌‌‌ تا نوك انگشت شست باشد‌‌‌. قد‌‌‌ آستین هم بهتر است به اند‌‌‌ازه‌ای باشد‌‌‌ كه یكی، د‌‌‌و سانتی‌متر از لبه آستین پیراهن از زیر آن بیرون بزند‌‌‌. بلند‌‌‌ی یقه كت هم باید‌‌‌ طوری باشد‌‌‌ كه یقه پیراهن از كت بیرون باشد‌‌‌. به قد‌‌‌ شلوار هم توجه كنید‌‌‌. لبه پشت شلوار باید‌‌‌ تا لبه پایین پاشنه كفشتان برسد‌‌‌ و وقتی راه می‌روید‌‌‌ جورابتان د‌‌‌ید‌‌‌ه نشود‌‌‌. البته حواستان به رنگ جوراب هم باشد‌‌‌ كه همرنگ شلوارتان انتخاب كنید‌‌‌. د‌‌‌ر ضمن این روزها د‌‌‌یگر پوشید‌‌‌ن شلوار خیلی گشاد‌‌‌ و خیلی تنگ د‌‌‌ر کت و شلوار، رواج ند‌‌‌ارد‌‌‌. یك نکته مهم د‌‌‌ر شلوارهای کت و شلوار این است كه کمر آنها به اند‌‌‌ازه نیم تا یک سایز امکان تنگ یا گشاد‌‌‌ شد‌‌‌ن د‌‌‌ارد‌‌‌ و برای آنکه شلوار مناسب اند‌‌‌امتان د‌‌‌اشته باشید‌‌‌ نگرانی زیاد‌‌‌ی نخواهید‌‌‌ د‌‌‌اشت.

5. با رنگ تیره بد‌‌‌رخشید‌‌‌

اگر می‌خواهید‌‌‌ د‌‌‌ر یك مجلس رسمی مثل جشن عروسی شركت كنید‌‌‌ بهتر است سراغ رنگ‌های تیره بروید‌‌‌. طیف خاكستری تا مشكی كه ساد‌‌‌ه و بد‌‌‌ون طرح یا راه‌راه باشد‌‌‌، كاملا مناسب است. برای این نوع مجالس پارچه‌های چهارخانه را فراموش كنید‌‌‌ چون اصلا رسمی نیستند‌‌‌. این طرح‌ها بیشتر به د‌‌‌رد‌‌‌ مهمانی‌های غیررسمی می‌خورند‌‌‌.

6. متناسب با قد‌‌‌وبالای شما

اگر قد‌‌‌ بالاتنه شما نسبت به پایین‌تنه كوتاه‌تر است باید‌‌‌ كت‌هایی با یقه باز و برگرد‌‌‌ان یقه بلند‌‌‌ و باریك بپوشید‌‌‌ ولی اگر پاهای كوتاهی د‌‌‌ارید‌‌‌ كت‌های كوتاه‌تر برای شما برازند‌‌‌ه‌تر است؛ چون كت‌های بلند‌‌‌ باعث می‌شوند‌‌‌ پاهای شما كوتاه‌تر از حد‌‌‌ی كه هست به نظر برسد‌‌‌. یاد‌‌‌تان باشد‌‌‌ حتی اگر د‌‌‌وباره شلوارهای د‌‌‌مپا پاكتی مد‌‌‌ شد‌‌‌، اگر پاهای كوتاهی د‌‌‌ارید‌‌‌ از انتخاب آنها پرهیز كنید‌‌‌ چون اصلا به‌ شما نمی‌آید‌‌‌.

7. چاق یا لاغر، مسئله این است

د‌‌‌ر مورد‌‌‌ آقایان چاق یا لاغر نكات مهمی وجود‌‌‌ د‌‌‌ارد‌‌‌. اصولا كت و شلوارهایی كه پارچه‌های براق د‌‌‌ارند‌‌‌ شما را چاق‌تر از چیزی كه هستید‌‌‌ نشان می‌د‌‌‌هند‌‌‌. تاثیر پارچه‌های ضخیم و كلفت یا طرح‌های چهارخانه د‌‌‌رشت هم همین است. این قبیل طرح‌ها برازند‌‌‌ه افراد‌‌‌ لاغر است. آقایان چاق بهتر است از كت و شلوارهایی با رنگ‌های تیره و مات استفاد‌‌‌ه كنند‌‌‌. كت‌های پشت‌چاك‌د‌‌‌ار به‌خصوص اگر 2 چاك د‌‌‌ر پشت د‌‌‌اشته باشند‌‌‌، برای افراد‌‌‌ د‌‌‌رشت‌هیكل مناسب نیستند‌‌‌. چون چاك‌های پشت جلب توجه می‌كند‌‌‌ و د‌‌‌رشت بود‌‌‌ن هیكل بیشتر به چشم می‌آید‌‌‌. برش كت هم مهم است. بعضی كت‌ها به‌طور کامل د‌‌‌ر قسمت کمر جذب می‌شود‌‌‌ ولی انواع د‌‌‌یگر از زیر بغل تا نزد‌‌‌یک ران پا برشی راسته د‌‌‌ارد‌‌‌. برش‌های راسته برای مرد‌‌‌ان با اند‌‌‌ام و بالاتنه د‌‌‌رشت‌تر مناسب‌تر است.

8. كتان‌های غیررسمی

كت و شلوارهای جنس كتان كاملا غیررسمی ولی برای مهمانی‌های معمولی ساد‌‌‌ه و شیك هستند‌‌‌. بهتر است این نوع كت و شلوارها را به جای پیراهن با تی‌شرت‌های یقه‌هفت روشن بپوشید‌‌‌. البته حواستان باشد‌‌‌ كه بعضی از كت‌های كتان شانه‌های بزرگ و پهن د‌‌‌ارند‌‌‌ و چند‌‌‌ان شما را خوش‌هیكل نشان نمی‌د‌‌‌هند‌‌‌. شاید‌‌‌ انواع بد‌‌‌ون آستر انتخاب بهتری باشند‌‌‌. برش و د‌‌‌وخت كت و شلوارهای كتان اهمیت خاصی د‌‌‌ارد‌‌‌. برش شانه‌ها باید‌‌‌ بلند‌‌‌ و كت تا حد‌‌‌ی تنگ باشد‌‌‌.

9. قد‌‌‌كوتاه‌ها د‌‌‌قت كنند‌‌‌

آقایان كوتاه‌قد‌‌‌ نباید‌‌‌ كت و شلوارهای با رنگ متفاوت و متضاد‌‌‌ بپوشند‌‌‌. مثلا كت قهوه‌ای و شلوار كرم یا برعكس. رنگ‌های متضاد‌‌‌ قد‌‌‌ را كوتاه‌تر نشان می‌د‌‌‌هد‌‌‌. پیشنهاد‌‌‌ می‌شود‌‌‌ افراد‌‌‌ قد‌‌‌كوتاه ازكت و شلوارهای یكرنگ استفاد‌‌‌ه كنند‌‌‌. پارچه‌های راه‌راه هم انتخاب مناسبی است و تاثیر خوبی د‌‌‌ر بلند‌‌‌تر نشان د‌‌‌اد‌‌‌ن قد‌‌‌ د‌‌‌ارد‌‌‌.

نفوذ درقلب دیگران بدون جراحی!

800x600 دیدن، شنیدن و گفتن 3 وسیله مهم برای برقراری ارتباط با اطرافیان است. در نگاه اول همه چیز بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسد، اما شاید تعجب كنید اگر بدانید ده‌ها و احیانا صدها كتاب در زمینه ی چگونگی به‌كارگیری این حواس برای ایجاد ارتباطی موثر نوشته شده است.

800x600

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

در این مقاله ده پیشنهاد برای بهتر وراحت تر ارتباط برقرار کردن را مطالعه می کنید :

مدیریت احساسات خود را به دست گیرید

«اگر می‌خواهید شاد باشید، شادمانه رفتار كنید».

 احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما می‌توانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت می‌كنند، با مدیریت و كنترل آنها می‌توانید از شر آنها رهایی پیدا كنید. وضعیت بدن خود را تغییر دهید (اگر حركت می‌كنید، بنشینید و بلند شوید)‌ و مطابق با احساسی كه دوست دارید رفتار كنید. اگر با اطرافیان خود با روحیه‌ای شاد و مثبت برخورد كنید، تاثیر بهتری روی آنها خواهید داشت.

 كمی از منطق فاصله بگیرید

«در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن كه منطقی باشند، احساساتی‌اند».

 این یك نكته كلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال می‌دهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت می‌كنیم. این یكی از دلایلی است كه گفته می‌شود در ارتباط با مردم زبان بدن (حالت‌های چهره و وضعیت بدن) و تن صدا بیش از 93 درصد كار را انجام می‌دهد.

 معانی عمیقی در زیر كلماتی كه به كار می‌بریم نهفته‌اند ،اما زبان، بدن و تن صدا، احساسات و افكار واقعی ما را آشكار می‌سازند. به این دلیل است كه توانایی تغییر و كنترل احساسات و داشتن روحیه‌ای مثبت در حین برقراری ارتباط اهمیت پیدا می‌كند. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالت‌های چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.

ادامه نوشته

روش های آموزش نظم به کودک در سنین مختلف


همه والدین تجربه این شرایط را داشته اند : کودک ۳ ساله ای که در مغازه برای داشتن یک آب نبات پا به زمین می کوبد و خودش را روی زمین می اندازد. یا بچه ۸ ساله ای که برای به دست آوردن یک وسیله بازی در میان جمع داد و بیداد می کند و به شما توهین می کند. ممکن است درزمانی شاهد این وضع باشید و فکر کنید که فرزند شما هیچ گاه چنین نخواهد کرد. اما بعد از یک چشم به هم زدن می بینید که شما هم در چنین شرایطی هستید و نمی دانید چه باید بکنید. بنابراین اگر هم هنوز فرزندی ندارید بد نیست این مطلب را بخوانید تا برای برخورد با شرایطی ازاین دست آماده شوید.

ممکن است از خودتان پرسیده باشید که چرا این قدر نظم دادن به کودکان معضل بزرگی شده؟ شاید به این علت باشد که والدین این کار را مانند مسابقه طناب کشی می بینند. از یک طرف می ترسند که بچه را با آزادی بیش از حد لوس و بد اخلاق بار بیاورند و از طرف دیگر ترس دارند که مبادا با کنترل بیش از حدشان کودکی عبوس و بی عاطفه عایدشان شود. اما آنچه برای تربیت یک کودک منظم و قانونمند و در عین حال خوش رفتار و مهربان لازم است، داشتن یک رویه متعادل است که می خواهیم درباره آن توضیح دهیم.


قوانین پایه

اولین قدم برای موفقیت در نظم دهی این است که چند قانون پایه را برای کودک مشخص کنید. این قوانین باید برای همه یکسان بوده و همه افراد خانواده به آن مقید باشند. تعداد این قوانین نباید خیلی زیاد باشد 4 یا 5 قانون کلی که برای همه اعضای خانواده یکی باشد، کافی است.

همه با هم : از همان ابتدا به کودک یاد بدهید که همه خانواده با هم و در کنار هم هستید و به هم کمک می کنید. یک کودک نوپا هم در این خانواده می تواند به بقیه کمک کند حتی اگر این کمک تنها بالا بردن دستهایش موقع در آغوش گرفتن او باشد.

ادامه نوشته

انتـظارات زنـان از هـمسر ایـده آلشان


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آهای آقایان، می‌دانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید؟ این راهنمایی است كه به شما می‌گوید همسران‌تان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه می‌توانید همسری ایده‌آل باشید.


1. به عواطف او احترام بگذارید
بگذارید گریه كند. زنان همیشه قدردان مردهایی هستند كه به عواطف و احساسات‌شان اهمیت می‌دهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه می‌كند به او دستمال تعارف كنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه می‌شود.

2. اهمیت آنچه می‌پوشید
با نظر او لباس بپوشید. مدها می‌آیند و می‌روند اما توجه یك مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یك زن حائز اهمیت است. باید سعی كنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را می‌پسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواسته‌اش توجه كنید.

لباس پوشیدن شما آنطور كه همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند كه بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان می‌گویند این یكی از اولویت‌های ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث می‌شود مردها قوی‌تر و جالب‌‌تر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید كه این رنگ به مهربان‌تر نشان دادن شما كمكی نمی‌كند.

3.از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمی‌افتد
یك مرد سنتی باشید. زمانی كه پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی می‌توانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابه‌جا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌كنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.

4.اشتباهات خود را پنهان نكنید
شجاع باشید، اعتراف كنید. می‌خواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند كه با ملاحظه و متفكر باشد، به خصوص وقتی می‌دانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه می‌تواند اعم از بدخلقی یا بی‌توجهی به آنها به دلیل خستگی از كار باشد. آنها مشتاقند ببینند كه شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباه‌تان اعتراف كنید.

5. نقش حلال مشكلات را بازی نكنید
گوش كنید، راه‌حل ارائه ندهید. وقتی چیزی همسرتان را آزار می‌دهد او گوش شنوای شما را می‌خواهد نه نصیحت. مردها فكر می‌كنند باید همه چیز را حل كنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یك زن گوش سپردن به حرف‌هایش مانند معجزه‌ای عمل می‌كند كه به عمیق‌تر شدن رابطه كمك می‌كند.

6.سر تكان دادن كافی نیست
با دقت گوش كنید. خانم‌ها واقعا دوست دارند بدانند كه به حرف‌هایشان توجه می‌كنید. كافـی نیست سر تكان دهید و وقتی مكث می‌كنند منتظرند عكس‌العمل شما همراه با توجه كامل باشد. مثلا اگر از كارفرمای خود شكایت می‌كنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم كه روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی كنید در ارائه راه‌حل شتاب نكنید.

7.تقلید می‌تواند نشانه علاقه باشد
نشانه عشق را از یاد نبرید. همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقه‌اش را به شما نشان می‌دهد. مثلا او ممكن است غذایی را كه باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقه‌تان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.

8. به یك بار گفتن اكتفا نكنید
چند بار بگویید، نه یك بار. بد نیست گاهی ویژگی‌های فردی مثبت او را گوشزد كنید. مثلا از زیبایی‌اش تعریف كنید و بدون اینكه به شما بگوید تغییرات ظاهری‌اش را تحسین كنید. تغییراتی از قبیل كاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند كوچك هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقه‌مند می‌كند.

9.از رابطه‌تان صحبت كنید
فرصتی برای صحبت فراهم کنید. وقتی او می‌خواهد سر صحبت در مورد روابط‌تان را باز كند لزوما قرار نیست مشكلی را مطرح كند. روانشناسان معتقدند كه زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترك، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور كلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند كه این نشانه خوبی است. یك صحبت صادقانه دونفره می‌تواند یك زوج را به هم نزدیك‌تر می‌كند.

10.با او چشم در چشم صحبت كنید
چشم در مقابل چشم. شما به عنوان یك مرد ممكن است ترجیح بدهید در كنار همسرتان نشسته و با او صحبت كنید اما او اغلب ترجیح می‌دهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مكالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یك زوج خواهد شد.

11. لحظه را از دست ندهید
گاهی شما فرمان را در دست بگیرید. نگذارید او همیشه پیش‌قدم شده و سرحرف را باز كند. اگر به شما فرصت صحبت كردن می‌دهد سعی كنید از آن استفاده كرده و بحث را هدایت كنید هرچند موضوع ساده‌ای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.

12. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست
چرا شاعر نمی‌شوید؟ همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمی‌كند 2 ماه از ازدواج‌تان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یك شاخه گل، دعوت به یك شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر كلیشه‌ای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر می‌شود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقه‌هایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند كرد.

هشت توانایی شگفت انگیز بچه های زیر ۲ سال

هشت توانایی شگفت انگیز بچه های زیر ۲ سال

بچه ها خیلی باهوش تر از چیزی هستند که ما بزرگ ترها فکر می کنیم. اینکه می گوییم بچه ها، منظورمان بچه های زیر ۲ سال است که می توانند به سادگی زشتی ها و زیبایی های اطرافشان را درک کنند و خوشحال، عصبانی یا ناراحت شوند...


اگر شما هم فرزند زیر ۲ سال دارید، بد نیست نگاهی به این ۸ ویژگی شگفت انگیز بیندازید تا راه ورسم برخوردی بهتر و مناسب تر را با آنها بدانید.


۱. می دانند که رییس کیست

بچه ها از حدود ۱۰ ماهگی متوجه رفتار اطرافیانشان می شوند و حتی با دیدن کارتون های مختلف، می توانند بفهمند که نقش اصلی کارتون کیست و چه کسی باید در رفتار و گفتار، تابع چه کسی باشد. به عبارت ساده تر، بچه ها از ۱۰ ماهگی به بعد متوجه رییس و مرئوس بودن آدم های حقیقی دور و برشان یا شخصیت های مجازی کارتون هایی که می بینند، می شوند و حتی این را درک می کنند که بزرگ ترها به نوعی رییس کوچک ترها هستند. پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ معتقدند که این امر، پایه و اساس اولیه شکل گیری تفکر در ما انسان هاست.

۲. صداهای ظریف و کلفت را از هم تشخیص می دهند

نتایج یک تحقیق انگلیسی در سال ۲۰۰۹ نشان داد بچه ها از حدود ۶ ماهگی می توانند صداهای ظریف و کلفت را از هم تشخیص دهند و متوجه تقلید صدا هم بشوند. مثلا ممکن است وقتی برای بچه های ۶ یا ۷ ماهه صدای جوجه، بز، خروس یا مرغ درمی آورید، خوششان بیاید و بخندند اما اگر برای همین بچه ها صدای گاو یا حتی سگ دربیاورید، آنها احتمالا می ترسند یا می زنند زیر گریه. به طور کلی، بچه ها با شنیدن صداهای ملایم و ظریف، به آرامش می رسند. به همین دلیل توصیه می شود با آنها با ملایمت صحبت کنید و با صدایی ریزتر از صدای خودتان برایشان شعر، داستان یا لالایی بخوانید.

 

ادامه نوشته

علت های اصلی جدایی بین زوج ها چیست؟


علت های اصلی جدایی بین زوج ها چیست؟
دلایل بسیاری وجود دارد که باعث می شود زوجها تصمیم بگیرند از هم جدا شوند.
خیانت :
۱۷ درصد طلاقها بخاطر خیانت یکی از طرفین رخ می دهد اما بسیاری معتقدند که خیانت هرگز دلیل اصلی طلاق نیست بلکه نشان دهنده آن است که یک رابطه مدتهاست از هم پاشیده است و در واقع نتیجه ادامه دادن به یک رابطه مشکل دار و یا بدون عشق است. به هرحال خیانت همسران یکی از دلایل رایج زوجها برای طلاق است .
خشونت :
خشونت های خانگی چه از نوع فیزیکی و چه از نوع روحی روانی یکی دیگر از دلایل اصلی طلاق زوجها محسوب می شوند. معمولا” اثبات خشونتهای روحی بسیار سخت تر است و با نامهایی از قبیل تحقیر ، ناسازگاری توصیف می شود.
ناسازگاری و عدم تفاهم :
برخی از زوجها بخاطر فشارهای والدین و اطرافیان و یا فقط بخاطر احساس تنهایی در ازدواج عجله می کنند و بعد از مدتی متوجه می شوند که با همسر خود تفاهم ندارند و سازگار نیستند.علاوه براین اعتقادات و رفتار آدمها در طول زمان تغییر می کند و ممکن است زوجی که ۱۰ سال بیش باهم تفاهم و سازگاری داشتند در حال حاضر با هم سازگار نباشند.
فقدان ارتباط :
بسیاری از افرادی که از همسرانشان جدا شده اند می گویند هرگز به صحبتهای همسر خود در هنگام دعوا و مشاجره گوش نمی کردند و اهمیت نمی دادند. ارتباط ر ازدواج بسیار مهم است و اگر زوجی احساس کنند که نمی توانند با یکدیگر صحبت کنند مشکلاتشان حل نشده باقی می ماند.
فرزندان :
گاهی فرزندان باعث بروز اختلافات اساسی در میان والدینشان می شوند زیرا برخی از زوجها درباره تصمیماتی که برای فرزندانشان می گیرند و قوانینی که برای آنها وضع می کنند نمی توانند به توافق برسند ، در نتیجه یکی از آنها احساس می کند که دیگری قدرت او را تضعیف می کند و همین باعث بحث و اختلاف نظر آنها می شود.
برآورده نشدن توقعات :
یکی از زوجها و گاهی هردوی آنها ممکن است احساس کنند که ازدواجشان آن چیزی نیست که آنها می خواستند . بعضی ها دوست ندارند که ازدواجشان یک ازدواج معمولی باشد و احساس می کنند که همسرشان توقعات آنها را برآورده نمی کند مخصوصا” اگر آنها فرهنگها و اعتقاد مذهبی متفاوتی داشته باشند.
پول :
اگر نگرش زوجهای جوان به پول و مسائل مالی خیلی متفاوت باشد این موضوع باعث می شود درمورد مسائلی مالی خانه به توافق نرسند ودچار اختلاف شوند. مثلا” اگر یکی از زوجها خسیس باشد و دیگری ولخرج ، اختلافات و درگیریهای زیادی در بین آنها بوجود می آید که ممکن است حتی منجر به طلاق شود.
اعتیاد :

هر نوع اعتیاد باعث بوجود آمدن مشکلات و اختلافات شدید در ازدواج می شود . منظور از اعتیاد فقط اعتیاد به مواد مخدر ، سیگار و الکل نیست ، حتی اعتیاد به قمار ، خرید واینترنت هم می تواند باعث بروز مشکلات جدی در ازدواج شود

برکات پیوند محکم با خویشاوندان

مهم این است که انسان، بتواند این پیوند را محکم کند و با کارهاى اشتباه موجب قطع آن نشود. انسان، باید هنگام نعمت و آرامش به آنها نیکى کند، تا در هنگام بروز مصیبت و ظهور بحران ها و طوفان ها، به حمایت او برخیزند. حقیقت، این است که غلبه بر بسیارى از مشکلات زندگى، کار یک فرد نیست و حمایت گروه یا گروه هایى را مى طلبد. حال، چه کسى بهتر از اقوام و بستگان و خویشاوندان هستند که هم یکدیگر را به خوبى مى شناسند و هم پیوندِ خون و عاطفه، آنها را به هم مربوط ساخته است؟! امّا افسوس که بسیارى از افراد، همین که به نوایى رسیدند، همه این مسائل را فراموش کرده و از آنان فاصله مى گیرند و این ذخایر روز بیچارگى را، از دست داده و سنگر خود را در برابر حوادث سخت، در هم مى شکنند. تعبیرات لطیفى که در روایات آمده است، دقیقاً ناظر به همین معانى است.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «صِلَةُ الرَّحِمِ وَ حُسْنُ الْجِوارِ، یُعَمِّرانِ الدّیارَ وَ یَزیدانِ فِی الاَْعْمارِ؛ صله رحم و پیوند با خویشاوندان و نیکى با همسایگان، خانه و شهرها را آباد و عمرها را زیاد مى کند»(1).

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «صِلَةُ الاَْرحامِ وَ حُسنُ الْجِوارِ، زیادَةً فِی الاَْموالِ؛ صله رحم و نیکى با همسایگان، سرمایه ها را فزونى مى بخشد(2)».

در روایت دیگرى از همان امام همام(علیه السلام) چنین آمده است: «صِلَةُ الأَرْحامِ تُزَکَّی الاَْعمالُ و تُنْجِى الأَموالُ و تُرْفَعُ الْبَلْوى وَ تُیَسَّرُ الْحِسابُ وَ تُنْسى فِی الاْجَلِ ؛ صله رحم، اَعمال انسان را پربار مى کند و اَموال او را نمو مى دهد و بلاها را برطرف ساخته و حساب قیامت را آسان مى کند و مرگ را به تأخیر مى اندازد.»(3)

در مقابل، قطع رحم و بریدن پیوندهاى خویشاوندى، آثار دردناکى در زندگى انسان، در دنیا، و مجازات سختى در آخرت براى او دارد.

ای مردم! هیچ كس هر اندازه هم ثروتمند باشد، از خویشان (ایل و عشیره) خود و حمایت عملی و زبانی آن ها از خویش بی نیاز نیست. آنان بزرگ ترین گروهی هستند كه از انسان پشتیبانی می كنند و پراكندگی و پریشانی او را از بین می برند و در مصیبت ها و حوادثی كه برایش پیش می آید بیش از همه به او مهربان و دلسوزند. نام نیكی كه خداوند برای انسان در میان مردم پدید می آورد بهتر است از مال و ثروتی كه وی برای دیگران باقی می گذارد

 


ادامه نوشته

خانم‌ها واقعا به دنبال چه‌جور مردی هستند؟



بارها شنیده‌ایم که مردهای متاهل مردهای مجرد را نصیحت می‌کنند که رمز یک ازدواج موفق این است که بگویید «چشم عزیزم».

باوجود ایده‌های مختلف و سردرگم‌کننده، تصمیم گرفتیم ببینیم از دیدگاه خانم‌ها مردها واقعاً باید در رابطه چگونه رفتار کنند.

اینجا پنج نکته آورده‌ایم به همه مردها کمک می‌‌کند تا در مسیر زندگی همانی شوند که خانم‌ها به دنبال آن هستند.

درس اول: مسئولیت‌پذیر باشید.

کاری که فکر می‌کنید اشتباه است را انجام ندهید تا بعداً گناه آن را گردن دیگران بیندازید. اگر اشتباهی مرتکب شدید، مسئولیت کارتان را بپذیرید. یکی از معانی «شوهر» کسی است که با مهارت خانه و خانواده خود را کنترل کند. یک مدیر همیشه مسئولیت‌پذیر است. برای مردی که همسرش را برای مشکلی که به وجود آمده مقصر جلوه می‌دهد هیچ دلسوزی وجود ندارد چون مطمئناً از او خواهند پرسید که «تو چرا اجازه دادی این اتفاق بیفتد؟» مرد باید هوشیار باشد و بداند چطور می‌تواند اعمالش را برای کنترل خوب اوضاع تغییر دهد.

درس دوم: رهبر باشید.

اگر مردی بخواهد قدرتمند و باارزش دیده شود و رابطه خوبی با همسر خود داشته باشد، باید از خود توانایی رهبری نشان دهد. وقتی با موقعیتی روبه‌رو می‌شود که نیازمند تصمیم‌گیری و کنترل است، خودش باید قدم جلو گذاشته و امور را در دست گیرد. مردم کسانی را تحسین می‌کنند که برای روبه‌رو شدن با مشکلات و موقعیت‌های سخت پیش می‌روند. هیچکس کسی که عقب می‌کشد و منتظر می‌ماند بقیه مشکل را حل کنند را تحسین نمی‌کند. 

خیلی از مردها از رهبری صرفنظر می‌کنند چون دوست ندارند کسی از آنها انتقاد کند. تصور می‌کنند که با این روش محتاط عمل کرده‌اند. اما یک مرد باید بگوید، «خودم انجامش می‌دهم» و اقدام کند و به دنبال راهکار باشد. اگر مطمئن نیست که چه راه‌حلی باید پیش گیرد، کاری را بکند که بقیه رهبرها می‌کنند: از منابع مختلف اطلاعاتی کمک بگیرد.

درس سوم: تصمیم بگیرید.


یکی از مفاهیم کلمه «مردانه»، قاطع بودن است. مردها باید بتوانند تصمیم بگیرند و مسئولیت عواقب تصمیم‌هایشان را هم قبول کنند. اگر مردی تمایلی به تصمیم گرفتن نداشته باشد، ممکن است همسرش از او ناراحت شود. بخشی از تصمیم‌گیری، درک دیدگاه‌های طرف‌مقابل و داشتن انعطاف‌پذیری است. یک زن کسی را نمی‌خواهد که او را کنترل کند، کسی را هم نمی‌خواهد که همه تصمیمات را بر عهده او بگذارد. مردی که از گرفتن تصمیمات اشتباه می‌ترسد، باید از خود سوال کند: گرفتن تصمیمات بر عهده کیست؟ -- کسی که از گرفتن تصمیم نترسد.

درس چهارم: قوی باشید.

قوی به چه کسی می‌گویند؟ کسی که بتواند احساسات خود را کنترل کند. کسی که می‌تواند عصبانیتش را کنترل کند بسیار بهتر از مردی است که از نظر جسمی قوی است و می‌تواند با یک شهر بجنگد. ابراز عصبانیت و پرخاشگری می‌تواند یک رابطه را نابود کند. اگر مردی فکر می‌کند که نمی‌تواند عصبانیت خود را کنترل کند، باید تصور کند که از دست کسی عصبانی شده است، تلفن زنگ می‌زند و رئیسش است. آیا آرام می‌شود؟ البته چون در غیراینصورت کار خود را از دست خواهد داد. عصبانی نشدن به این معنی نیست که رفتار نادرست را می‌پذیرد؛ او می‌تواند با آرامش برای رفتارهایی که از طرف دیگران می‌پذیرد، محدودیت بگذارد.

درس پنجم: مردانه رفتار کنید.

مردانگی خصوصیات مثبت قطعیت، قدرت در عقاید، اعتمادبه‌نفس، تکیه بر خود، ویژگی‌های اخلاقی خوب، تادیب نفس، صداقت و راستی است. مردی که مردانگی دارد شجاعت مقابله با سختی‌ها، درد و خطر را بدون عقب کشیدن دارد.


برای خانم‌ها: از همسرتان بخواهید این مقاله را مطالعه کند. 
برای آقایان: از همسرتان بپرسید آیا این همان چیزی است که می‌خواهد. مطمئناً از پاسخ او غافلگیر خواهید شد.

7 اصل بیل گیتس برای داشتن زندگی!


 

اصل اول:در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید

اصل دوم:دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید

اصل سوم:پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید

اصل چهارم:اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد

اصل پنجم:آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدربزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود

اصل ششم:اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید

اصل هفتم:قبل از آن‌که شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند
.

سی کار ۳۰ ثانیـه ای بـرای تغییـر دادن دنیـا


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


رفتـــار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یـک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کــامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگیتان را تغییر داده اید و با تغییر تـک تـک زنــدگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. پس پیش بسوی تغییرات اساسی ...

در ایــــن مـقاله ۳۰ نوع کار را عنوان مـی کـنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد! تــصورکنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین فـقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر میـکند؟ به همین خاطر سعی کردیم راه های جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی برایتان عنوان کنیم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آنها را انجام دهید.

1. تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرمتر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تاثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!
2. ایده های قدیمیتان را به یاد آورده و دوباره آنها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمیتان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یکبار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟
3. برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یکبار دیگر به حرفهایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.
4. به فرزندانتان بگویید "دوستتان دارم" و "به شما افتخار می کنم." به چشمهایشان نگاه کنید، و به آنها نشان دهید که چقدر برایشان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، دنیا چه تغییری می کرد.
5. دفعه ی بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. اینکار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.
6. سی ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشمهای دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.
7. 
کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.
8. 
به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.
9.
 از کسی تعریف و تمجید کنید.
10.
 برای چیزی یا کسی که باورش دهید بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.
11. 
کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که "تو می توانی!" او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.
12. 
کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. میتوانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.
13. 
به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. دستتان را پشتش بکشید، انگشتانتان را در موهایش فرو ببرید، نرم و آرام بغلش کنید، دستش را به نرمی فشار دهید، یا حتی یک بوسه تند و چابک. خیلی خوب است اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت میگذاشتند، اینقدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.
14.
 یک کلمه ی جدید (کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط ندارید) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر را یاد بگیرید.
15.
 چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.
16. 
هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگیتان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.
17. 
از کسی بپرسید، "حالت چطور است" و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.
18. 
بیست هزار تومان در یک پاکت گذاشته و با عنوان "ناشناس" برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!
19.
 یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و …
20.
 یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید (انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.
21. 
اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. اینکار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.
22.
 وقتی کسی از شما تقاضای کمک خواست (کمک مالی)، پاسخ مثبت بدهید.
23.
 برای انتخابات ثبت نام کنید. ۳۰ ثانیه برای ثبت نام وقت بگذارید و فرم را پر کنید. با اینکار هر وقت موقع انتخابات شهر یا کشورتان رسید می توانید در این فعالیت مردمی شرکت کنید.
24.
 یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا چه تغییری خواهد کرد.
25.
 چراغ اتاقهایی که خالی است را خاموش کنید (لامپ اضافی خاموش). هر ۳۰ ثانیه هم، ارزش دارد.
26. 
در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.
27. 
یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید. و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.
28.
 سی ثانیه بخندید. استرستان فروکش خواهد کرد.
29.
 آب بنوشید.
30. 
سی ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید و همیشه قدردان نعمت های خداوند سبحان باشید.

چگونه فردی جالب و خوش مشرب باشیم؟

456d80 چگونه فردی جالب و خوش مشرب باشیم؟

همه می خواهند که از نظر دیگران خوب و باحال باشند، اما اکثرا نمی توانند. این کار هیچ رمز و رازی ندارد. فقط باید بدانید که چطور باشید و چطور رفتار کنید. راه های مختلفی برای رسیدن به این منظور وجود دارد.

در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم تا بدانید که چطور از نظر دیگران باحال جلوه کنید. این کارها را انجام دهید و بعد خواهید دید که چقدر دوستانتان علاقه مند به رفت و آمد با شما می شوند.

▪ زیاد به دوستانتان زنگ نزنید
سعی کنید زیاد دنبال دوستانتان نرفته و مدام به آنها تلفن نکنید. حد مشخصی برای این مسئله وجود ندارد، اما دقت کنید همیشه کمتر از مقداری که آنها به شما زنگ می زنند به آنها زنگ بزنید.
همیشه با قصد و منظور به دوستانتان تلفن کنید
فقط برای حرف زدن به دوستانتان تلفن نکنید. تلفن هایتان را کوتاه کنید. فقط یکبار زنگ بزنید. و اگر لازم بود برایش پیغام بگذارید. اگر آنها با شما تماس نگرفتند، دوباره به آنها زنگ نزنید مگر اینکه مسئله ای ضروری پیش آمده باشد. مثلاً اگر می خواهید شام بدهید و دوست دارید که آنها را هم دعوت کنید، و آنها با شما
▪ خوب لباس بپوشیدمردم دوست ندارند با آدم های بدتیپ و ژولیده رفت و آمد کنند. البته نمی گویم وقتی می خواهید با دوستانتان بیرون بروید کت و شلوار و این چیزها تنتان کنید، اما سعی کنید همیشه مرتب و خوش پوش باشید. یادتان باشد که مردم معمولاً از روی قیافه و ظاهر در مورد افراد نظر می دهند.
▪ مطلع و آگاه باشید
مردم دوست دارند با کسی رفت و آمد کنند که بتوانند از او مطلبی یاد بگیرند. اما هول نشوید، اطلاعاتتان را زمانی در اختیار آنها بگذارید که از شما سوال کنند. چون ممکن است فکر کنند قصد پز دادن دارید. و این اصلاً خوب نیست.
▪ شوخ و بذله گو باشیدنمی گویم که دلقک باشید. اما اگر طبع شوخ دارید، کمی از آن را به دوستانتان نشان دهید. لازم نیست که منبع سرگرمی و خنده شوید. تعادل را حفظ کنید. و خواهشاً اگر می خواهید جوک تعریف کنید، سعی کنید که حداقل آنرا بی مزه تعریف نکنید که مردم جای خندیدن گریه کنند.
▪ افسرده نباشید
اگر حالتان خوب نیست، بهتر است که در خانه بمانید. چون مردم دوست دارند که وقتی با دوستانشان بیرون می روند به آنها خوش بگذرد. کسی دوست ندارد در آن زمان شما را مشاوره روانپزشکی کند. بله، می توانید به یکی از دوستان نزدیکتان مشکلتان را در میان بگذارید، اما وقتی یک شب با دوستان بیرون رفته اید سعی کنید که مشکل را فراموش کنید.
▪ اسرارآمیز باشید 
اگر همه ی جزئیات زندگیتان را به دوستانتان بگویید، ممکن است زیاد جذب شما نشوند. همیشه چیزی را ناگفته نگاه دارید، و افراد همیشه علاقه مند به دانستن آن موضوع باقی می مانند.
▪ ضعف و ناتوانی هایتان را به کسی نگویید
هر کسی ضعف و ناتوانی دارد، اما لازم نیست که این مسئله را به اطلاع همه برسانید. اگر این کار را بکنید، آن ضعفتان را باعث شوخی و خنده ی اطرافیان می کنید. اگر نسبت به چیزی حساسیت دارید، با کسی آن را مطرح نکنید و پیش خود نگاه دارید.

▪ با افراد اجتماعی و باحال رفت و آمد کنید اگر بخواهید همیشه افراد شکست خورده و به دردنخور را وارد اکیپ دوستانتان کنید، خودتان هم خیلی زود جزء همان ها به حساب خواهید آمد. و از طرف دیگر، اگر افراد اجتماعی و درست و حسابی را در اطراف خود داشته باشید، مردم هم همان فکر را در رابطه با شما خواهند کرد.
▪ افراد را به یکدیگر معرفی کنیدجزء آن افرادی باشید که گروه ها و اکیپ های مختلف را به هم معرفی می کنند. اگر شما دو اکیپ دوست دارید، آنها را به هم معرفی کنید. البته اگر فکر می کنید که این دو گروه به هم می خورند. و از آنجا که آنها فقط شما را می شناسند، احتمالاً وقتی با هم روبه رو می شوند در مورد شما صحبت خواهند کرد.
▪ همیشه دیر بر سر قرار بیایید
زود رسیدن سر قرار دو اشکال دارد. یکی اینکه وقتی شما وارد می شوید دیگران متوجه شما نخواهند شد. و دیگری اینکه دوستانتان تصور خواهند کرد که شما جای دیگری ندا

نـکاتی برای رسیـدن به خوشبختـی در زنـدگی

آیا واقعا شاد هستید؟
آیا اصلاً می‌دانید شاد بودن به چه معنی است و برای رسیدن به خوشبختی چه باید کرد؟
این سوالات برای کسانیکه به دنبال خوشبختی هستند خیلی مهم است.
اگر می‌خواهید شاد باشید باید درک کنید که می‌توانید شاد باشید و باید شاد باشید.
خیلی‌ها به ‌اشتباه باور دارند که لیاقت خوشبختی را ندارند و بدبختی خود را بعنوان سرنوشتشان پذیرفته‌اند.
اما حقیقت این است که خوشبختی، مثل هر چیز دیگری در زندگی، باید پرورانده شود ...


در زیر به چند نکته برای رسیدن به خوشبختی در زندگی اشاره می‌کنیم که امیدواریم در هر صورت شما دوست عزیز به هدف خود، که همانا خوشبختی است نائل شوید :

1. بدانید که چه چیزی شادتان می‌کند. هرکسی برای رسیدن به شادی و خوشبختی نیازهای خاصی دارد و چیزی که باعث شادی یک نفر می‌شود، ممکن است برای دیگری اینطور نباشد. باید با خودتان بیشتر آشنا شوید و نگران این نباشید که امیال و خواسته‌هایتان با هم‌نوعانتان متفاوت است یا خیر.



2. برای رسیدن به اهدافی که باور دارید شادتان می‌کنند، برنامه‌ریزی کنید. وقتی اهدافتان را دنبال می‌کنید، روحیه‌ بهتری خواهید داشت و بخاطر دنبال کردن چیزی که برایتان اهمیت دارد، احساس بهتری به خودتان پیدا خواهید کرد.



3. دور و برتان را با آدم‌های شاد پر کنید. وقتی اطرافتان پر از آدم‌های ناامید و افسرده باشد، خیلی راحت دچار افکار منفی می‌شوید. برعکس، وقتی دور و بر آدمهای شاد باشید، روحیه مثبت آنها در شما نیز اثر خواهد گذاشت.



ادامه نوشته

نـکاتی برای رسیـدن به خوشبختـی در زنـدگی


آیا واقعا شاد هستید؟
آیا اصلاً می‌دانید شاد بودن به چه معنی است و برای رسیدن به خوشبختی چه باید کرد؟
این سوالات برای کسانیکه به دنبال خوشبختی هستند خیلی مهم است.
اگر می‌خواهید شاد باشید باید درک کنید که می‌توانید شاد باشید و باید شاد باشید.
خیلی‌ها به ‌اشتباه باور دارند که لیاقت خوشبختی را ندارند و بدبختی خود را بعنوان سرنوشتشان پذیرفته‌اند.
اما حقیقت این است که خوشبختی، مثل هر چیز دیگری در زندگی، باید پرورانده شود ...


در زیر به چند نکته برای رسیدن به خوشبختی در زندگی اشاره می‌کنیم که امیدواریم در هر صورت شما دوست عزیز به هدف خود، که همانا خوشبختی است نائل شوید :

1. بدانید که چه چیزی شادتان می‌کند. هرکسی برای رسیدن به شادی و خوشبختی نیازهای خاصی دارد و چیزی که باعث شادی یک نفر می‌شود، ممکن است برای دیگری اینطور نباشد. باید با خودتان بیشتر آشنا شوید و نگران این نباشید که امیال و خواسته‌هایتان با هم‌نوعانتان متفاوت است یا خیر.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


2. برای رسیدن به اهدافی که باور دارید شادتان می‌کنند، برنامه‌ریزی کنید. وقتی اهدافتان را دنبال می‌کنید، روحیه‌ بهتری خواهید داشت و بخاطر دنبال کردن چیزی که برایتان اهمیت دارد، احساس بهتری به خودتان پیدا خواهید کرد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه نوشته

سرگذشت همه ما اینچنین است ...


متن زیرتقریبا سرگذشت اکثر کسانیست که قدر عزیزترین چیز زندگیشون را نمیدونند و شاید سرگذشت تک تک ماهاست :

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد
تو هم با گریه کردن و اذیت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی.

وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری
تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که، وقتی صدات می زد، محل نمیگذاشتی و فرار می کردی

وقتی که 3 ساله بودی، اون، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد
تو هم با ریختن ظرف غذا، کف اتاق، ازش تشکر می کردی

وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید
تو هم، با رنگ کردن میز و دیوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدی چقدر هنرمندی !

وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری
تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی

وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد
تو هم، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی

وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید
تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی

وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی میخرید
تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر میکردی

وقتی که 9 ساله بودی، اون، هزینه کلاس های اضافی تو رو پرداخت
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازی بودی

وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقویتی
و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره
تو هم، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی

وقتی که 11 ساله بودی اون، تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد
تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشین و اینجوری ازش تشکر کردی که زحمت کشیده !

وقتی که 12 ساله بودی، اون، تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون بر حذر داشت
تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکنی و اینجوری ازش تشکر کردی

وقتی که 13 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی
تو هم، اینجوری ازش تشکر کردی: تو سلیقه ای نداری، من هر جور راحتم زندگی میکنم!

وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد
تو هم، ازش تشکر کردی، با فراموش کردن زدن یک تلفن یا نوشتن حتی یک نامه ساده

وقتی که 15 ساله بودی، اون، از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اینجوری ازش تشکر کردی که خستگیش کاملا در بره

وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد
تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضی وقتها هم خوردش میکردی

وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی

وقتی که 18 ساله بودی، اون، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد
تو هم، بخاطر این همه زحمتی که برات کشیده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی

وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد
تو هم با گفتن یه خداحافظِ خشک و خالی، بیرون خوابگاه ازش جدا شدی،
به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون همون جا خشکش زد

وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگیم بلدم تصمیم بگیرم، ازش تشکر کردی

وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد یک خط مشی برای آینده ات داد
تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم، فکرای تو قدیمی است و دنیا عوض شده

وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت
تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه میکنی؟!

وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت، بجای کادو یه عالمه اثاثیه داد
تو هم پیش دوستات بهش گفتی : اون اثاثیه ها چقدر قدیمی هستن

وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد
تو هم چون دیگه هیکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود)
فریاد زدی : مــادررر، لطفاً، با من کل کل نکنید اعصاب ندارم

وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی،
و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه
تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه

وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد
تو هم با گفتن این جمله، ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت میخواست بره پارک فوری قطع کردی

وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه
تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسلیت گفتی

وقتی که 50 ساله بودی، اون، دیگه خیلی پیر بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی

و سپس، یک روز بهت میگن مادرت در تنهائی مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسایه ها پیدا کردن
و تو ............ و تو راحت میشی، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد
چون دیگه کسی نیست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چیزهای دیگه، تو رو از صمیم قلب دوست داشته باشه ...

۱۰ توصیه برای تقویت اعتماد به نفس

اعتماد به نفس








ما در طول امسال به خودمان قول داده ایم که وزنمان را کاهش می دهیم ، کمتر وقت کشی می کنیم یا اینکه بیشتر ورزش می کنیم اما بیخود با خود می جنگیم  و هیچ کدام از این قولها عملی نخواهند شد مگر اینکه اول از همه به خودمان اعتماد کنیم  و اعتماد به نفس مان را تقویت کنیم .

بدین منظور کارهای زیر را انجام دهید  و در تمام طول سال قوی  و مقتدر باقی بمانید .

۱ – نگاهی به دور و بر خود بیاندازید و جوانب را بسنجید 
به چیزهایی که تحت کنترل شما هستند و نیستند فکر کنید  و یاداشتی از آنها تهیه نمایید .  بر روی چیزهایی که می توانید تغییر دهید تمرکز نمایید . محیط پیرامون ، روابط ، محل کار تان را مورد ارزیابی قرار دهید تا چیزهایی که موجب پایین آمدن سطح زندگیتان می شود را دریابید و بر چیزهایی که می توانید تغییرشان دهید متمرکز شوید . اگر که تغییر آن موضوع در حیطه اختیار شما نمی باشد از آن صرف نظر کرده  و انرژیتان را در جای دیگری خرج نمایید .

۲ – از منفی گرایی حذر نمایید 
اگر که افراد یا شرایطی وجود دارند که موجب پایین آمدن سطح زندگی شما می شود جایگاه آنها در برنامه زندگیتان را مجدداً بررسی نمایید و در عوض به سمت افراد یا فعالیتهایی بروید که تاثیر مثبتی بر شما دارند

۳ – مسئولیت همه چیز را بر عهده نگیرید
به خاطر داشته باشید شما فقط می توانید نهایت تلاشتان را بکنید . هنگامی که اتفاقات ناگواری می افتد خودتان را ملامت نکنید ، در عوض یک نفس عمیق بکشید و ببینید گام بعدی که باید بردارید چیست .


ادامه نوشته

ساختـن یک رابـطه سـالم، از آغـاز تا پـایان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


با اینکه ماه‌های اول رابطه زناشویی بسیار هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، روابط موفق و بادوام نیاز به تلاش بسیار و سازش هر دو طرف دارد. ساختن روابط سالم نیاز به یک بنیاد محکم دارد تا در طولانی مدت دچار مشکل نشود.
 وقتی می‌خواهید رابطه‌ای را به تازگی شروع کنید باید قواعد و مراحلی را در نظر بگیرید:
بسازید: پایه‌ای از احترام و قدرشناسی بسازید. بر همه چیزهای ملاحظه‌کارانه‌ای که طرفتان می‌گوید و انجام می‌دهد، تمرکز کنید. زوج‌های شاد به جای گیر دادن به اشتباهات همدیگر، حتی کوچکترین فرصت‌ها برای تشکر کردن از طرفشان را هم از دست نمی‌دهند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


• کشف کنید: علایق همدیگر را کشف کنید تا لیستی از کارهایی که در کنار هم می‌توانید از آن لذت ببرید را داشته باشید. کارهای جدیدی را با هم امتحان کنید تا علایق مشترکتان گسترش یابد.
• ایجاد کنید: اگر مرتکب اشتباهی شدید یا احساسات طرفتان را خدشه‌دار کردید، الگویی از عذرخواهی ایجاد کنید. گفتن "معذرت می‌خواهم" شاید در آن لحظه سخت باشد اما زخم‌های رابطه را درمان خواهد کرد. طرفتان اگر بداند که شما مسئولیت حرف‌ها و اعمالتان را می‌پذیرید، بیشتر به شما اعتماد خواهد کرد.


ادامه نوشته

مادری پسرش را ۲۱ سال به زنجیر بست+ تصاویر


زن چینی پسر روانی اش را مدت ۲۱ سال با زنجیر بسته است تا همسایه ها را اذیت نکند.

مادری پسرش را ۲۱ سال به زنجیر بست+ تصاویر
هانگ ۳۷ ساله پسری است که بیشتر زمان عمرش را درحالی سپری کرده که با زنجیر به تخت بسته شده بوده است. او توسط مادر ۷۱ ساله اش نگهداری میشود.
بر اساس گزارشات ساعد دست او به علت مدام بسته بودن به تخت زخمهای عمیق و بدی دارد. مادرش میگوید ناراحتی و پرخاشگری او از سن ۱۶سالگی و بعد ازافسردگی ناشی از یک شکست عشقی شروع شده است. وی می افزاید: چون او عادت کرده بود بیرون برود و مردم را کتک بزند مجبورم او را با زنجیر ببندم اگرچه این کار برای من خیلی سخت است.
 مادری پسرش را ۲۱ سال به زنجیر بست+ تصاویر
مادر “هانگ” در ادامه افزود: او به رنگ قرمز حساسیت زیادی دارد چرا که دختری که او رها کرد آخرین بار رنگ قرمز به تن داشته ست و به همین دلیل او به زنانی که لباس قرمز دارند حمله میکند.
 مادری پسرش را ۲۱ سال به زنجیر بست+ تصاویر
ما کشاورز هستیم و خرج درمان و داروهای او را نمیتوانیم پرداخت کنیم و تنها کاری که میتوانیم برای او انجام دهیم محافظت و تغذیه و تمیز نگهداشتن اوست. اما اگر او را با زنجیر نبندیم ممکن است به هرکس حتی خودش آسیب برساند و چاره ای جز این وجود ندارد. شاید خیلی ها فکر کنند من مادر سنگدلی هستم اما همه این کارها را فقط به خاطر حفظ سلامتی او انجام میدهم.
مادری پسرش را ۲۱ سال به زنجیر بست+ تصاویر

ویـژگی های یـک ازدواج سـالم و موفـق

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


جامعه‌شناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواج‌های سالم، ویژگی‌ها و مهارت‌هایی را برای کسانیکه می‌توانند روابطی موفق و رضایت‌‌بخش داشته باشند، مشخص کردند. این افراد اینگونه اند:
1. فلسفه‌ای سالم از زندگی با ایدآل‌های مشخص دارند.
2.
 دوستی، احترام و عشق بین آنها هر روز بیشتر میشود.
3. علایق و فعالیت‌های مشترک زیادی دارند.
4. از همراهی یکدیگر لذت می برند.
5. اعتمادپذیر هستند و میتوانند اعتماد کنند، صادق و در عین حال موقعیت‌شناس هستند.
6. به یکدیگر وابسته اند.
7. از موفقیت‌های همدیگر احساس غرور کرده و همدیگر را از ته دل تحسین میکنند.
8. به کار یکدیگر علاقه‌مند بوده و به آن احترام میگذارند.
9. در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت میکنند.
10. سعی میکنند کارهای خسته‌کننده‌ و یکنواختی مثل کارهای خانه را با هم تقسیم کرده و آن را برای هم جذاب کنند.
11. امید و آرزوهایی واقع بینانه مرتبط با اهدافی قابل دستیابی دارند.
12. مسئولیت تصمیمات و رفتارهای خود را میپذیرند.
13. اگر لازمه رسیدن به اهدافشان ادامه تحصیل است، صبورانه ازدواجشان را برای این منظور عقب می اندازند.
14. مشکلات را چالش‌هایی می بینند که باید بر آن فائق آیند.
15. قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای انتخاب همسر، حداقل سه مورد دیگر را نیز بررسی و به طرق غیرمخرب برهم خوردن روابط را تجربه کرده اند.
16. میتوانند با وضعیت مالی موجود خود زندگی کنند.
17. از ضعف‌های خود مطلع بوده و برای تغییر تلاش موثر نشان میدهند.
18. از انتقاد به طور هوشمندانه‌ای استفاده میکنند اما تعادل را اینطور برقرار میکنند که تحسین‌ها بیشتر از انتقادات باشد.
19. انسان‌هایی "واقعی" هستند.
20. میدانند که روابط رو به رشد به افراد کمک می‌کند به خود مطمئن‌تر شوند.
21. در فعالیت‌های سالم فیزیکی شرکت میکنند. خوب غذا می خورند، ورزش میکنند و به اندازه کافی می خوابند.
22. کمتر از طعنه و کنایه استفاده میکنند، کمتر غر میزنند و شکایت میکنند.
23. از حرف زدن و گوش دادن به هم لذت میبرند، حتی اگر در مورد موضوعاتی باشد که با هم اختلاف‌نظر دارند.
24. عشق‌شان جنون‌آمیز و عجله‌ای نیست (بیش از ۶۰ درصد از طلاق‌های زودهنگام به علت ازدواج عجله‌ای است که در آن زوج بسیار جوان بوده، آشنایی زیادی با هم نداشته و مدت زمان نامزدی کوتاه بوده است).
25. همدل هستند و برای برآوردن نیازهای همدیگر تلاش میکنند.
26. با هم فرار نکرده اند (80 درصد زوج‌هایی که با هم فرار می‌کنند، طلاق می‌گیرند).
27. به همان اندازه که دوست دارند در رابطه دریافت‌کننده باشند، دهنده هستند.
28. از دوران نامزدی خود برای آشنایی کامل و رشد هرچه بیشتر عشقشان استفاده میکنند.
29. به دقت مشکلات و مسائلی که برایشان پیش می‌آید را بررسی میکنند، معایب و مزایای همه انتخاب‌ها را در نظر میگیرند. سعی نمیکنند در مورد مسائل مهم رابطه‌شان، با عجله نتیجه‌گیری کنند.
30. با احترام و محبت ازدواج میکنند نه از روی دلسوزی.
31. خانواده‌های همدیگر را باوجود اشکالاتشان، دوست دارند.
32. در طول دوران نامزدی در مورد مسائل مختلف جنسی بحث میکنند.
33. از شوخی و شوخ‌طبعی به صورتی درست و غیرمخرب استفاده میکنند.
34. از میزان محبت ارائه شده در رابطه‌شان راضی هستند.
35. سعی میکنند خصوصیات اخلاقی که برای همسرشان آزاردهنده است را تغییر داده و اصلاح کنند.
36. سعی نمیکنند بیش از حد به اشتباهات گذشته بپردازند، نگاهشان به آینده است تا چنین مواردی دیگر پیش نیاید.
37. قدرت بخشیدن دارند و از طرف همسرشان نیز بخشوده میشوند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سختيی های زندگی را ماهرانه ‌آسان ‌كنيد

سختيی های زندگی را ماهرانه ‌آسان ‌كنيد
اما برای این‌كه بتوانید تسلط‌ گرا باشید، باید نخست روی كاری كه قرار است انجام دهید، متمركز شوید و سپس عقاید منفی را از خود دور كنید.

بعد از یك ارتباط دور و نزدیك طولانی به شما پیشنهاد ازدواج می‌شود یا خانواده تشخیص می‌دهد آنقدر بزرگ شده‌اید كه ازدواج كنید. ناگهان دلتان می‌ریزد پایین و اضطراب شما را فرامی‌گیرد: 
اگر نتوانم زندگی‌ام را خودم اداره كنم چه؟ 
اگر شخصی كه با او ازدواج می‌كنم، خوب از آب درنیاید چه؟ 
اگر در دوران آشنایی واقعیت خودش را نشان نداده باشد چه؟ 
اگر بلافاصله بچه دار شویم چه یا اگر رفیق باز و معتاد از كار دربیاید چه؟ 
اگر اهل كار و زندگی نباشد و هزار و یك سوال و اگر و مگر دیگر.
بعد از ازدواج نیز معمولا از شر اضطراب خلاص نمی‌شوید. وقتی هنگام بچه‌دار شدن می‌شود، اضطراب دوباره می‌تواند دور شما چنبره بزند:
اگر بچه مرا از كار و زندگی بیندازد چه؟
اگر نتوانم از پس مخارجش بربیایم چه؟
اگر بارداری سختی داشته باشم یا اگر بچه مشكلی داشته باشد چه؟ 
می‌بینید كه شخص مضطرب می‌تواند هزاران بهانه برای اضطرابش پیدا كند.
اضطراب حتی بچه‌های شما را هم درگیر می‌كند و اگر مشكل شما هم نباشد، ممكن است درگیرتان كند، اما شاید بتوانید با راهكارهای زیر اشخاص مضطربی را كه در اطراف خود می‌بینید، قدری راهنمایی كنید.

روان‌شناسان 5 مهارت را برای مقابله با اضطراب پیشنهاد می‌كنند كه شما نیز می‌توانید از آنها كمك بگیرید.
این 5 مهارت اساسی عبارتند از: 
شجاع بودن 
استفاده از رویارویی مثبت
تسلط‌ گرا بودن
یادداشت‌ برداری 
آمادگی برای تمرین

مهارت اول: شجاع بودن
شیرین از بارداری می‌ترسد و هر وقت به آن فكر می‌كند دچار اضطراب می‌شود. آنها در خانواده خود ژن معیوب دارند و او می‌ترسد دچار این مشكل نیز بشود. به همین دلیل هر وقت همسرش پیشنهاد می‌كند كه بچه‌دار شوند بشدت مخالفت می‌كند. او از موقعیت‌های اضطراب‌آور هم اجتناب می‌كند. اما آیا كار او درست است؟ اجتناب، اصل موضوع را برطرف نمی‌كند ولی در كوتاه‌ مدت ممكن است موجب كاهش اضطراب شود. شاید این روش وسوسه‌ انگیزی باشد، اما دوری از مكان‌ها و تكالیفی كه زندگی را مشكل می‌كند جواب مساله نیست. متاسفانه تا زمانی كه با موضوع مواجه نشوید، نمی‌توانید آن را حل كنید. كسانی كه با درونگرایی مشكل را انكار می‌كنند خود را فردی منطقی و توانا جلوه می‌دهند. در حالی كه اصل موضوع آنان را رنج می‌دهد و اغلب در مقابل علائم استرس مثل فشار خون بالا، درد و ناراحتی آسیب‌پذیرند. آنان انرژی زیادی صرف سركوب احساسات خود می‌كنند و توان زیادی برای لذت بردن از خوشی‌های زندگی برایشان باقی نمی‌ماند.


ادامه نوشته

مردانـه است؛ اما خانـم ها بیشتـر از آقایان بداننـد


در کانون خانواده آنچه که باعث تداوم و بقای صمیمیت می گردد رفتارها و اعمال زن و مرد نسبت به هم است. در این میان نقش یک زن می تواند در ایجاد فضایی دلپذیر و جذاب بسیار مهم و قابل توجه باشد، اگر چه ازدواج آسان نیست اما استمرار و تداوم آن بسیار مشکل تر و سخت تر است، اما در این ایمیل به آنچه که زنان باید از مردان و زندگی مشترک خود بدانند می پردازیم. شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود.

۱. در نظر داشته باشید مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان به آنها اجازه می دهید. سعی کنید، تماس های مکرر با همسر خود را فراموش کنید، همیشه در دسترس بودن خانم ها خوب نیست.

۳. یکی از خصایص بارزی که می تواند احساس رضایتمندی را در کانون خانواده حاکم کند، قناعت است تلاش کنید قانع و راضی باشید.

3. بسیاری از زنان فکر می کنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند. اما واقعا اینگونه نیست اگر چه به زیبایی بهای بسیاری می دهند اما اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند.

4. مردها معتقدند: خانم ها زیاد حرف می زنند یا بسیار غر می زنند، پس ثابت کنید که اینگونه نیست. مردان از این خصیصه خوششان نمی‌آید، سنجیده و بجا سخن بگویید و غر نزنید، تلاش کنید چیزهایی که برای همسرتان تعریف میکنید تکراری نباشد …

5. اگر می خواهید شوهرتان را اسیر کنید از ابراز احساسات غافل نشوید؛ البته نه تنها با رفتارها و گفتارهای کلیشه ای.

6. یکی از اشتباهات بزرگ زنان این است که فکر می کنند هرچه سربزیرتر باشند جذابترند، همیشه مهربان و با گذشت نباشید، انعطاف پذیر باشید.

7. مردان معمولا نیاز خود به نوازش و توجه را بر زبان نمی آورند.

8. مردان بیشتر از آنکه به جا، مکان یا غذا بهاء بدهند، به مسائل جنسی اهمیت می دهند. بنابراین ریشه مشکلات خانوادگی را باید در خلوتگاه آنها یافت.

9. مردان دوست دارند بیش از همسر خود در آمد داشته باشند زیرا به آنها احساس قدرت و امنیت می دهد.

10. مردها دوست دارند تا جایی که ممکن است وسایل راحتی فکر و جسم آنها در خانه فراهم باشد.

11. مردان ترجیح می دهند در مورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. هیچ مردی از زن خود فقط نوازش طلب نمیکند، اما شما اگر واقعاً زندگی و همسر خود را دوست دارید حتما این کار را انجام دهید.

12. غرور برای مردان اهمیت زیادی دارد و به هر طریقی اگر غرور او را بشکنید، او را از دست خواهید داد.

13. مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند و مختصر اینکه به زن اندرز دهنده نیاز ندارند. گاه زن‌ها اشتباهات مردها را به آن‌ها گوشزد می‌کنند. این کار به خصوص اگر در مقابل دیگران انجام شود فاجعه است.

14. اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند. اما همه آنها نیاز دارند، زمانی مخصوص خود داشته باشند. به مرد ها فرصت بدهید، به مردها آزادی عمل بدهید و بگذارید به آنچه دوست دارند، دست پیدا کنند. آنها را تشویق کنید مسافرت بروند و تفریح کنند، با دوستان خود باشند و یادی از دوران مجردی و کودکی خود کنند.

15. هیچگاه همسر خود را با مردان دیگر مقایسه نکنید. او را سرزنش نکنید یا نقاط ضعف و منفی همسرتان را مدام به رخ او نکشید، تنها او را سلطان قلب خود و مردان دیگر بدانید و این را هم باور داشته باشید.
منبع:پرشین استار

چـهار گام برای افزایـش اعتـماد به نفـس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شاید شما هم در زندگی شرایطی را تجربه کرده اید که خود کم بینی و احترام به نفس پایین، مشکلات ناخواسته ای را برایتان بوجود آورده است. عزت نفس و داشتن احساس خوب نسبت به خود، از جمله مواردی اند که بسیاری افراد در زندگی خود در آرزوی رسیدن به آن هستند.
اگر احساس می کنید دارای عزت نفس پایین هستید و این موضوع روی تمام جوانب زندگی شما تاثیر منفی گذاشته است؛ اگر فکر می کنید ارتباطات، کار و یا حتی سلامتی شما تحت الشعاع این عزت نفس پایین قرار گرفته است؛ حتی اگر این احساس خود کم بینی از دوران کودکی در شما شکل گرفته و همواره همراه شما بوده است؛ با بکارگیری چهار قدم موثری که در ادامه ایمیل آورده می شود می توانید عزت نفس را در خود تقویت نموده و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.

قدم اول : موقعیت ها و شرایط مشکل ساز را شناسایی کنید
در مورد موقعیت هایی که به نظر می رسد احترام به نفس شما را پایین می آورند، فکر کنید. این موقعیت ها معمولا عبارتند از :
1. یک ارائه در محل کار
2. یک بحران در منزل یا محل کار
3. یک چالش با کسی که ارتباط نزدیک با شما دارد مانند همسر و یا همکار
4. یک تغییر در جریان زندگی مانند از دست دادن شغل و یا فرار فرزند از خانه
قدم دوم : از افکار و اعتقادات خود در رابطه با این موقعیت ها آگاه شوید
هنگامی که شرایط و موقعیت های مشکل ساز را شناسایی نمودید، به تفکر خود در رابطه با آنها دقت کنید. ببینید در این شرایط به خود چه می گویید؟ تفسیر شما از این موقعیت ها چیست؟ تفکر شما در این شرایط ممکن است مثبت، منفی و یا خنثی باشد. ممکن است شما در این شرایط منطقی عمل کنید و یا بر پایه یکسری واقعیت ها و دلایل و اعتقادات اشتباه فکر نمایید؛ و یا بالعکس.

قدم سوم : افکار منفی و نادرست خود را به چالش بکشید
برداشت اولیه شما از یک موقعیت ممکن است تنها راه نگاه به آن شرایط خاص نباشد، بنابراین باید در صحت افکارتان تامل بیشتری نمایید. از خود بپرسید: آیا نگاهم با منطق و واقعیت سازگار هست؟
البته گاهی اوقات تشخیص بی دقتی ها در تفکر مشکل است. بیشتر افراد یک تفکر دیرینه و ثابت درباره خود و زندگی شان دارند. این اعتقادات دیرینه از نظر آنها می تواند نرمال و کاملا منطبق بر واقعیت تلقی گردد؛ در حالی که بیشتر آنها ممکن است تنها یک ایده یا احساس باشند. در این میان بعضی الگوهای فکری نیز در ذهن افراد ممکن است باعث تضعیف عزت نفس گردد که باید به آنها دقت کرد. این الگوها عبارتند از :

1. تفکر همه یا هیچ

در این حالت شما همه چیز را خوبِ مطلق یا بدِ مطلق می بینید. مثلا به خود می گویید: "اگر من در این کار موفق نشوم، کاملاً شکست خورده ام!" عادت به چنین تفکری صحیح نیست. بهتر است همه جوانب یک پیروزی و یا شکست را در نظر داشت.

2. نیمه خالی لیوان
با این الگوی فکری شما تنها جنبه های منفی یک موقعیت را می بینید و تنها بر روی آنها متمرکز می شوید که این باعث می شود نگاه شما به یک شخص یا موقعیت کاملا از مسیر درست منحرف شود. به عنوان مثال به خود می گویید: "چون من در ارائه آن گزارش اشتباه کردم، حالا همه فکر می کنند که من برای این کار مناسب نیستم." بدبینی بدترین آفت عزت نفس است.

3. تبدیل دستاوردهای مثبت به منفی
در این حالت شما با کوچک شمردن تجربه های مثبت و دستاوردهای مفید خود، آنها را انکار می کنید. به عنوان مثال به خود می گویید: "فقط به این خاطر که امتحان آسانی بود، توانستم موفق باشم!" در اینگونه مواقع شما احترام به نفس را در خود می کُشید.

4. نتیجه گیری منفی بدون داشتن دلایل کافی

شما ممکن است گاهی اوقات بدون داشتن مدارک و شواهد کافی در یک شرایط خاص یک نتیجه گیری منفی کنید. مثلا به خود می گویید: "دوست من هنوز جواب ایمیلم را نداده؛ پس حتما هنوز هم از من ناراحت است!" در صورتی که ممکن است دوست شما در چند روز گذشته موفق به مرور ایمیل هایش نشده باشد. شاید بهتر است به جای توسل به افکار منفی، کمی صبورتر باشید.

5. اشتباه گرفتن احساسات با واقعیت ها

در این حالت شما احساسات یا عقاید خود را با واقعیت ها اشتباه می گیرید. مثلا به خود می گویید: "من احساس می کنم شکست خورده ام پس حتما همینطور است!"

6. دست کم گرفتن خود

با این الگوی فکری خود را کمتر از آنچه که هستید دیده و ارزش های خود را دست کم می گیرید. این ممکن است مثلا ناشی از چندین بار اشتباه کردن در یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال به خود می گویید: "لیاقت من بیش از این نیست!" بهتر است اندکی تجدید نظر کنید.

قدم چهارم : افکار و عقاید خود را تعدیل کنید

هم اکنون زمان آن است که افکار منفی و نادرست را با افکار سازنده و دقیق جایگزین کنید. برای این کار می توانید از استراتژی های زیر کمک بگیرید:

1. از عبارات امید بخش استفاده کنید

نسبت به خود با مهربانی رفتار کنید و همواره خود را تشویق نمایید. یادتان باشد که اگر بخواهید به بدبینی خود نسبت به یک موقعیت خاص میدان دهید، ممکن است به واقعیت بپیوندد. به عنوان مثال اگر دائم به این فکر کنید که ارائه شما بخوبی برگزار نخواهد شد، ممکن است واقعا همین اتفاق بیفتد. سعی کنید جملات امیدبخش به خود بگویید. مثلا به خود بگویید: "با اینکه موقعیت سختی است، اما من از پس آن بر می آیم."

2. خود را ببخشید

همواره به یاد داشته باشید که همه انسان ها ممکن است در زندگی خود اشتباه کنند. این اشتباهات هیچگاه همیشگی و مختص فرد خاصی نیست. اگر دچار اشتباه شدید به خود بگوئید: "درست است که من اشتباه کردم اما این اشتباه دلیل بر بد بودن من نیست."

3. از عبارات باید و نباید اجتناب کنید

اگر ذهن شما پر از جملات باید و نباید باشد، ممکن است منجر به این شود که انتظارات و توقعات غیرمنطقی از خود و دیگران داشته باشید. آزاد کردن ذهن از این عبارات باعث می شود انتظارات منطقی تر و نزدیک تر به واقعیت، از خود و دیگران داشته باشیم.

4. بر روی جنبه های مثبت زندگی خود متمرکز شوید

توانایی های خود را در برخورد با موقعیت های چالش برانگیز در زندگی به یاد آورید و همواره به موفقیت ها و قسمت های خوب زندگی خود فکر کنید.

5. با افکار پریشان کننده جور دیگر برخورد کنید

بجای اینکه با افکار منفی، منفی برخورد کنید، از آنها کمک بگیرید تا به الگوهای جدید و سالم تری در زندگی خود دست یابید. از خود بپرسید: "برای بهتر کردن شرایط چگونه باید عمل کرد؟"

6. خود را تشویق کنید

بخاطر هر نکته مثبتی که در یک موقعیت خاص می بینید، خود را تشویق کنید. به عنوان مثال به خود بگویید: "گرچه بنظر می رسد ارائه من عالی نبوده اما حضار با طرح پرسش، تا پایان جلسه مطالب را دنبال کردند. این نشون میده که موفق عمل کرده ام و به هدفم رسیده ام."

این قدم ها ممکن است در نگاه اول دشوار بنظر برسند. اما با تمرین بتدریج آسان تر خواهند شد. هنگامی که شما شروع به شناسایی افکار و عقاید تخریب کننده احترام به نفس در خود کنید، قادر خواهید بود عملا آنها را تشخیص داده و در جهت مبارزه با آنها گام بردارید. بدین ترتیب موفق به دریافتن ارزشهای خود به عنوان یک انسان می شوید. هنگامی که عزت نفس در شما تقویت شود، اعتماد به نفس شما نیز افزایش یافته و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود و زندگی خود پیدا خواهید کرد.

از الفبـای فارســی تـــــا الفبـای زنـــدگی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها
س: سخاوت برای گشایش کارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های دردمند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

با کودک لجبازم چه‌کنم؟

 با کودک لجبازم چه‌کنم؟

کودک 2ساله‌تان می‌خواهد با جیغ زدنش به شما حالی کند که می‌خواهد خودش شیر را توی لیوانش بریزد؟ یا اینکه شما می‌خواهید به خانه برگردید اما او با گریه و زاری و پا کوبیدن می‌خواهد در پارک بماند؟ شما عجله دارید برای مهمانی به خرید بروید اما فرزندتان دلش می‌خواهد پله‌های فروشگاه را بالا و پایین برود و بازی کند.

احتمالاً شما هم چنین تجربه‌ای داشته‌اید که کودک‌تان می‌خواهد خواسته‌اش ر ا به کرسی بنشاند و در این راه از هیچ سرو صداو قشقرقی کوتاهی نمی‌کند. اما شما نمی‌دانید با او چه بکنید؟ در این مقاله می‌خواهیم راجع به علل لجبازی کودکان و راههای برخورد با کودکان لجباز حرف بزنیم.‏

اگر شما هم به رفتار فرزندتان دقیق شوید متوجه می‌شوید که خیلی اوقات کودک هیچ قصد و منظوری از حرکات و رفتارش ندارد و این ما هستیم که رفتار او را لجبازی با خودمان می‌پنداریم. این اتفاق معمولاً وقتی که کودک شما کم سن و سال‌تر است می‌افتد.

مثلاً کودک 2 ساله شما دوست دارد تجربه‌های تازه‌ای داشته باشد. او کنجکاو است و دلش می‌خواهد بداند که چطور شیر در لیوان جا می‌گیرد و به شکل لیوان درمی‌آید. به همین علت وقتی شما می‌خواهید برای صبحانه‌اش شیر آماده کنید، او سعی می‌کند ظرف را از شما بگیرد و خودش شیر را در لیوان بریزد. او می‌گوید: خودم بریزم! و البته اگر شما اجازه این کار را به او بدهید هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و فقط ممکن است مقداری از شیر روی میز بریزد.


در عوض او تجربه تازه‌ای داشته که بسیار ارزشمند است. اما اگر شما از ترس ریختن شیر و کثیف شدن میز اجازه این کار را به او ندهید، آن وقت است که مشکل لج و لجبازی پیش می‌آید و او سعی می‌کند با جیغ و داد و حتی قشقرق به پا کردن به خواسته‌اش برسد.

پس نکته اول این است که با خواسته‌های طبیعی کودکتان کنار بیایید و سعی کنید امکان تجربیات تازه را برایش فراهم بیاورید. مگر زمانی که خطر داشته باشد که در این صورت لازم است سخت و محکم باشید و اجازه ندهید لجبازی او شما را وادار به تسلیم کند.


‏کودک شما کم‌کم از سن 2 سالگی می‌خواهد استقلال را تجربه کند. در این سن طبیعی است که کودک گاهی خرابکاری هم بکند اما شما نباید بخاطر این خرابکاری‌ها مانع او شوید و جوانه استقلال او را پژمرده کنید. برای کودکی در این سن و سال طبیعی است که همیشه رفتار مناسبی نداشته باشد اما شما این را به حساب لجبازی نگذارید.

سعی کنید او را درک کنید و تا جایی که ممکن است به او استقلال بدهید و بگذارید تجربیات تازه‌ای برای خود فراهم کند. آن وقت خواهید دید که چگونه پیشرفت می‌کند و کارهای بزرگترها را بدون اشتباه انجام می‌دهد.‏‎ ‎

چه باید کرد؟

‏2. او را درک کنید

وقتی کودک شما جیغ می‌زند و گریه می‌کند و نمی‌خواهد از زمین بازی بیرون بیاید. به جای اینکه او را دعوا کنید و سرش داد بزنید. بهتر است او را بغل کنید و به او به آرامی و با لحنی دوستانه بگویید که می‌دانید رها کردن بازی، وقتی این همه به او خوش می‌گذرد کار سختی است. به او نشان دهید که شما هم طرف او هستید و دلتان می‌خواهد بمانید اما مجبورید برگردید.


یادتان باشد که در این زمانها اصلاً عصبانی نشوید و جلوی دیگران و کسانی که در خیابان رفتار کودک شما را می‌بینند خجالت نکشید. مهربان اما محکم باشید و به او بگویید که با این که دلتان نمی‌خواهد، باید با هم از پارک بروید. اگر دست و پایتان را گم کنید احتمال اینکه دفعات بعدی باز هم کودک همین قشقرقها را به پا کند بیشتر می‌شود. اما اگر قاطع باشید و آرام، کودک هم می‌فهمد که باید تسلیم شود و برگردد.‏

‏3. محدودیت‌هارا معلوم کنید

کودکان نیاز به محدودیت دارند. یعنی باید برای آنها حدو حدودشان را توضیح دهید و به آنها بفهمانید که اگر از این محدوده خارج شوند، تنبیه متناسب با رفتارشان را در پی خواهد داشت. کودکان کم‌ سن و سال چون هنوز خوب نمی‌توانند با کلام خواسته خود را بیان کنند احتمال رفتارهای نامناسب مانند جیغ و داد و کتک زدن دیگران در آنها کم نیست.


اما یادتان باشد شما هستید که باید به آنها یاد بدهید برای رسیدن به خواسته‌شان از گفت‌وگو کمک بگیرند و نه از جیغ و داد و کتک زدن! مثلاً به کودک بگویید که حق زدن دیگران را ندارد. «ما کسی را نمی‌زنیم، اگر عصبانی هستی به دوستت بگو که اسباب بازیت را می‌خواهی و او باید آن را به تو پس بدهد.»

یا مثلاً قوانین حرکت در خیابان این است که دست مرا هنگام رد شدن از خیابان بگیری ممکن است در ابتدا کودک این قوانین و محدودیتها را فراموش کند اما اگر شما قاطع باشید و قوانین ثابت را به او گوشزد کنید، طولی نمی‌کشد که یاد می‌گیرد از آن‌ها استفاده کند.‏‎ ‎

گاهی کودک به عللی از قوانین سر باز می‌زند که ما به آن علل توجهی نمی‌کنیم و فقط سعی می‌کنیم با تنبیه او را قانون مدار کنیم. مثلاً کودکی که از تاریکی می‌ترسد طبیعی است که نمی‌رود به تنهایی در اتاق خود در ساعت مشخصی بخوابد. حالا هر چقدر هم که شما از بازی و تلویزیون محرومش کنید


باز او از تاریکی می‌ترسد و به جای تنبیه شما باید به دنبال راهی باشید که ترس او را کم کنید. مثلاً برایش یک چراغ خواب تهیه کنید و یا طنابی که بتواند در دست بگیرد و سر دیگرش را به شما بدهد تا احساس کند که شما نزدیک و مراقب او هستید.‏

‏4. رفتار خوب را تقویت کنید

اغلب ما والدین تنها وقتی با کودکانمان حرف می‌زنیم که می‌خواهیم دعوایشان کنیم. بیشترین کلامی که از زبان ما می‌شنوند: نکن است. او هم یاد می‌گیرد که با بد رفتاری توجه والدینش را جلب کند حتی اگر این توجه داد و دعوا و کتک زدن باشد.


بنابر این سعی کنید با کودکتان غیر از امرونهی گفتگوهای شیرین داشته باشید و با او بازی کنید و هنگام رفتار خوبش او را تشویق کنید. آن وقت کودک هم یاد می‌گیرد که می‌تواند با رفتار خوبش توجه شما را بیشتر از قبل جلب کند.

یادتان باشد اغلب کودکان وقتی کار بدی می‌کنند خودشان هم احساس بدی دارند و بهتر است ما والدین زبان خود را نگه داریم و با کلاممان به آنها شلاق نزنیم. متخصصان معتقدند برای اینکه رفتار کودک از بد به خوب تغییر کند، ابتدا باید کاری کنیم که احساس خوب در او ایجاد شود و به سمت خوب بودن تشویق شود. چون این احساس بد اگر با برخورد ما بدتر شود نتیجه‌ای جز بدتر شدن رفتار کودک نخواهد داشت.‏

نکته دیگر این است که به یاد داشته باشید انضباط دادن به کودک به معنی کنترل کردن او نیست. بلکه به این معنی است که به او یاد بدهید تا خودش بتواند رفتارش را کنترل کند. برای خوب رفتار کردن حتی یک کودک 2 ساله هم باید انگیزه داشته باشد، اگر او بداند که با رفتار خوبش می‌تواند روزی خوش را در کنار شما بگذراند، همین انگیزه برای رفتار خوبش کافی خواهد بود.‏

‏5. از پیشگیری مثبت استفاده کنید

روانشناسان معتقدند زمان خلوت برای کودکان 2 تا 10 ساله می‌تواند تنبیهی مناسب باشد و آنها را از تب و تاب قشقرقی که به پا کرده‌اند بیندازد. این زمان معمولاً بر اساس سن کودک از 2 تا 10 دقیقه متغیر است. در این زمان کودک نباید حرف بزند، بازی کند و یا چیزی بخورد. بهتر است کودک در روی یک صندلی و یا گوشه اتاق بنشیند و در این مدت نباید با کسی حرف بزند و گرنه زمان تنبیه او بیشتر می‌شود.


اما گاهی لازم است به شکلی مثبت از چنین زمانی برای آرام کردن کودکتان کمک بگیرید. مثلاً وقتی احساس می‌کنید که کودکتان جوش آورده و الان است که یک خرابکاری بزرگ به بار بیاورد و یا بخاطر هیچ و پوچ قشقرق به پا کند، برای پیشگیری از انفجار او را به زمانی خلوت تشویق کنید. در چنین خلوتی او حتی می‌تواند با خودش کتاب و پتو و... هم ببرد.


اما اگر از این کار امتناع کرد، آرامش خودتان را حفظ کنید. بالاخره شما باید الگوی او باشید و شاید بد نباشد شما هم برای تخلیه عصبانیتتان به یک اتاق خلوت بروید تا دیگر رفتار آزار دهنده فرزندتان جلوی چشمتان نباشد. بعد از اینکه شما و فرزندتان آرامش لازم را به دست آوردید آنوقت می‌توانید راجع به رفتار مناسب با همدیگر گفت‌وگو کنید.‏‎ ‎

‏6. به کودک قدرت و اختیار بدهید

اگر شما هم تنها مجبور باشید حرف رئیستان را گوش بدهید و هیچ اختیاری از خود نداشته باشید بالاخره خسته می‌شوید و طغیان می‌کنید. اگر شما به کودک حق انتخاب دهید،


او خواهد توانست در حیطه یک محیط کنترل شده به استقلال مورد نطرش دست پیدا کند و این کار به او آرامش خواهد داد. به جای اینکه کودکتان را مجبور کنید لباسی که شما برایش انتخاب کرده‌اید بپوشد می‌توانید 2 دست لباس را جلوی او بگذارید و از او بخواهید که از بین آنها یکی را انتخاب کند.


برای خوردن و حتی قصه شب هنگامش هم می‌توانید انتخاب را به او واگذار کنید. آن وقت خواهید دید که خیلی از لجبازی‌های کودک پایان می‌گیرد.‏

ممکن است بگویید او معمولاً گزینه نادرستی را انتخاب می‌کند. اما بهتر است به این شکل به قضیه نگاه نکنید. فکر کنید کدام بهتر است؟ این که شما به او اجازه بدهید صبحانه ژله بخورد بهتر است یا اینکه یواشکی زیر تختش دور از چشم شما ژله بخورد؟... بنابر این خیلی سخت‌گیر نباشید و بگذارید تا جایی که خطر و ضرر ندارد، اختیار داشته و از آن لذت ببرد.‏

‏7. به سن و شرایط کودکتان احترام بگذارید

کودکان در هر سن و سالی خصوصیاتی دارند که اگر با توجه به آن برنامه‌های روزانه‌تان را تنطیم کنید کمتر به مشکل بر می‌خورید. مثلاً یک کودک 2 ساله بیشتر دوست دارد در پارک غذا بخورد تا در یک

رستوران شیک و آرام که اغلب زوجهای جوان در آن نشسته‌اند. بنابر این اگر می‌خواهید با فرزندتان بیرون غذا بخورید یا با کسی قرار بگذارید، به سن و سال فرزندتان توجه کنید و شرایطی را انتخاب کنید که او راحت‌تر باشد.‏‎ ‎

شما هم ممکن است در شرایطی باشید که تحمل نق‌زدنهای فرزندتان را نداشته باشید. بالاخره والدین هم ممکن است در لحظاتی از عمرشان دچار مشکلاتی شوند که نتوانند از پس آن بر بیایند و برای حل آن نیاز به آرامش دارند.


در این شرایط اگر فرزندتان کم سن و سال است و نمی‌تواند شرایط شما را درک کند بهتر است از چیزهایی که مورد علاقه فرزندتان است برای پرت کردن حواس او استفاده کنید. بازی‌های مورد علاقه و یا کارتون گزینه‌های خوبی در این شرایط هستند که همیشه لازم است چندتایی را برای روز مبادا کنار گذاشته باشید.

یادتان باشد از یک کودک 2 ساله نمی‌توان توقع داشت که درک درستی از زمان و شرایط داشته باشد. بنابراین شما که موهایتان را در این دنیا سپید کرده‌اید، به او هم فرصت بدهید که زندگی شیرینی را در کنار شما تجربه کند.‏


منبع:اطلاعات

8 خصیصه آقایان که خانمها مخفیانه دوست دارند


 
این قسمت از برخی خصوصیاتی که می‌‌تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد.
 خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را می‌‌پسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می‌‌رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می‌‌رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می‌‌دهند. نکته مهمی‌ که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می‌‌کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی‌ آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می‌‌تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار می‌‌باشد. تعجب آور است؟!
این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می‌‌انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.
 
مرد مردها
هر چند خانم ها ادعا می‌‌کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می‌‌آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس‌های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی‌ آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل برمی‌‌آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.
یک خانم با یک آقا قرار نمی‌گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش‌ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می‌‌شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می‌‌روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می‌‌برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ‌های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامی‌که با دوستانتان هستید بزنید.
 
نه گفتن
شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می‌‌رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می‌‌دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می‌‌کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می‌‌گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می‌‌گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می‌‌شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می‌‌شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی‌ ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.
حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی‌ آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می‌‌کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.
 
مستقل بودن
شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می‌‌کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی‌دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می‌‌کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می‌‌کنند، ناراحت می‌‌شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می‌‌خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی‌، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می‌‌برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می‌‌باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزوهای بزرگ، برای بیشتر خانم‌ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی‌ مخصوص به خودتان را داشته باشید.
 
حسود بودن
حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می‌‌رود. هر چند انسان ها نمی‌توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی‌ حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می‌‌تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می‌‌کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می‌‌کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می‌‌رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی‌ و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می‌‌رسد، مقدار کمی‌ از آن می‌‌تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می‌‌تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.
 
آسیب پذیری گاه به گاه
هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می‌‌افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همی‌شه یادتان می‌‌رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.
شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می‌‌شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی‌ آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می‌‌کردید که او می‌‌تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می‌‌کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می‌‌شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.
 
پنهان کردن احساسات
شاید او همیشه اعتراض می‌‌کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همی‌شه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمی‌ق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می‌‌دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می‌‌کنند. به همی‌ن دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می‌‌تواند به شما نمره دهد.
در برخی مواقع اگر کمی‌ از او دوری کنید و خود را کمی‌ اسرار آمی‌ز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می‌‌کند. خانم ها لذت می‌‌برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می‌‌کنید از این کار متنفر نباشد.
 
 سرتاپای او را وارسی کنید
خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میكند دلش می‌‌خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می‌‌کنند هم بستگی دارد.
اما زمانیکه نوبت به مردی می‌‌رسد که خانم دوستش می‌‌دارد، با کمال میل به او اجازه می‌‌دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می‌‌برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می‌‌شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.
 
همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید
هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می‌‌کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می‌‌شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می‌‌سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می‌‌دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می‌‌شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست میدارد.

شاد فكر كنید ؛ شاد زندگی كنید

 
آیا گمان می كنید كه خوشبخت بودن آرزویی دور و دست نیافتنی است؟ آیا معتقدید كه حوادث خارجی، خوشبختی را به شما هدیه می كنند؟ در این صورت ، احتمال دارد كه از زندگی خود رضایت نداشته باشید. برعكس اگر گمان می كنید كه خوشبختی در اندیشه و ذهن شما پنهان شده است ، فرصت برای ساختن یك زندگی مملو از شادی و رضایتمندی در پیش روی شما قرار دارد . گی ماتسون ، مشاور خانواده از  رهنمودهای زیر را برای كسب رضایت از زندگی فردی و اجتماعی ارائه می دهد:
 
1.نعمت هایی را كه خداوند به شما عطا فرموده است ، بشمارید .
حق شناسی و قدردانی لازمه خوشبختی است . پس بهتر است كه هر روز برای كمترین چیزی كه در اختیار دارید، سپاسگزار باشید.
 
2.ازخود بپرسید :" چه چیزی برای من بیشترین اهمیت را دارد؟"
سعی كنید كه به ارزش های خود توجه بیشتری داشته باشید ، ( مثل جنبه اخلاقی كار خود). به ارزش هایی بها بدهید كه در زندگی به كار می روند . توقعات و انتظارهای غیرقابل كنترلی را كه نمی توانید بر آنها مسلط شده و آنها را عملی و قابل اجرا سازید ، برای خود ایجاد نكنید .
 
3.به واقعیت ها بیندیشید.
بررسی ها نشان داده است كه موش های آزمایشگاهی وقتی در مسیری ناشناخته ( پازل ) به دنبال پنیر می روند، اگر فقط دوبار، با نبودن پنیر، رو به روشوند از تكرار آزمایش خود داری می كنند یا مسیر حركت خود را تغییر می دهند، در حالی كه ما انسانها، بارها و بارها به دیوارهای غیر واقعی تكیه می كنیم و راه های تكراری را می پیماییم حتی اگر " پنیری" وجود نداشته باشد!
 
براساس نظر متخصصان ، شادترین مردم ، كسانی هستند كه امیدها و آرزوهایشان بر پایه " واقعیت " استوارست.
( كسانی كه اگر جای خالی " پنیر" را ببینند مسیر خود را عوض می كنند.) پس با خود رو راست باشید و سعی كنید آنچه كه دارید و آنچه را كه دنبال می كنید ، واقعی باشد. درغیر این صورت به سوی یأس و ناامیدی سوق خواهید یافت .
 
4.از مسیری كه آغاز كرده اید و به پیش می روید ، لذت ببرید.
موفقیت خود را از طریق " شایدها" و " ممكن ها" ارزیابی نكنید . بلكه درراه درست قدم بردارید تا بتوانید میزان كسب موفقیت خود را بسنجید.
 
5.یك فعالیت تازه را شروع كنید .
در فعالیتی كه حتی ممكن است نتوانید آن را به خوبی انجام دهید، به طور منظم و با برنامه ریزی شركت كنید. دراین صورت آنچه به دست می آورید مهارت تازه ، اعتماد به نفس بیشتر و سرگرمی است .
و آنچه از دست می دهید زمانی است كه صرف شده است ( لطفاً به شماره 9 توجه كنید)
 
6.از وسواس بیش ازحد دوری كنید .
آیا تا به حال با فرد وسواسی ای رو به رو شده اید كه خوشحال و راضی باشد؟ احتمالاً خیر، زیرا درزیر ماسك وسواس، ترس پنهان شده است . ترس از اشتباه كردن و پاسخگویی به عواقب ناشی از آن.
متخصصان معتقدند كه وسواس یكی از بزرگ ترین موانع تحقق آرزوهاست .
 
7.مثبت فكر كنید .
مثبت فكر كردن، كلیدی است كه می تواند جهانی از تغییرات را شكل بدهد. نگویید : " سعی خودم را می كنم ." بگویید: " من انجام خواهم داد."
 
8.با آنچه كه در اختیار دارید كار كنید.
حتی زمانی كه اوضاع ، امیدوار كننده نیست ، بهتر است فهرستی از آنچه كه در اختیار دارید تهیه كنید. مانند یك شغل ، یك دوست خوب ومهارت های اجتماعی و آنها را برای پیشرفت خود به كار ببرید .
 
9.توجه خود را به موضوعات بی ارزش معطوف نكنید.
اگرخود را به دست رسانه ها و آگهی ها بسپارید ، طبق آنچه كه " دارید" ارزشیابی  می شوید ، نه آنچه كه " هستید" . این ملاك ارزشیابی ، رفته رفته جوانترها را نیز متأثر می سازد . درحالی كه ارزش انسان از محیط خارج به او اضافه نمی شود، بلكه ارزش فردی انسان را ، توانایی پذیرفتن مسئولیت گزینش ها، مقابله ی اندیشمندانه با مشكلات ، شناختن اهداف و برنامه ریزی  برای رسیدن به آنها و پذیرفتن مسئولیت اندیشه ها  و احساسات مشخص می سازد . هندیها معتقدند كه هر گزینش و انتخاب تازه ای كه می كنید همانند دانه ی گیاهی است كه می كارید ،  گزینش شما رشد می كند و به  بار می نشیند. اگر احساس " كم ارزشی " ، می كنید ، بهتراست به جای این كه وسوسه شوید  به خرید بروید و به آنچه كه " دارید " بیفزایید ، پیاده روی كنید ، یا با یك دوست خوب به گفت و گو بنشینید .
 
10.با  توكل به آفریننده جهان ، آرامش پیدا كنید .
همواره به یاد داشته باشید كه :" یاد خدا آرامش بخش دلهاست ".

10 اشتباه که برای برگرداندن عشقتان باید سریعاً کنار بگذارید



 
اگر شما هم به‌تازگی رابطه‌تان به هم خورده است، این مقاله را بخوانید...
اگر می‌خواهید عشق سابقتان را دوباره به رابطه برگردانید چند نکته مهم برایتان داریم که سعی می‌کنیم با سرعت هرچه تمام‌تر برایتان بازگو کنیم که زیاد وقتتان را نگیرد.
کسانی‌که در غم و اندوه به هم خوردن رابطه‌ای هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقاً برعکس آنچه که باید بکنند را انجام دهند. به همین خاطر همه تلاشم این است که قبل از اینکه صدمه جبران‌ناپذیری به رابطه‌تان بزنید راهنماییتان کنم.
در هر فاجعه‌ای، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است.
رابطه شما هم از این امر مستثنی نیست. ممکن است رابطه‌تان یک مشکل اساسی داشته باشد که باید برطرف شود اما بعداً هم می‌توانیم به آن بپردازیم. الان باید خونریزی را بند بیاوریم.
برنامه این است. می‌خواهم یک توصیه رک و پوست‌کنده بکنم.
اولین کاری که باید بکنید این است که دیگر طوری رفتار نکنید که انگار عشقتان از نظر بیولوژیکی دیگر هیچ تمایلی به شما ندارد.
این یعنی ضعیف، منفعل و بیش ‌از حد حرف‌گوش‌کن هستید. به دلایل بیولوژیکی و تکاملی که الان نمی توانیم توضیحشان دهیم، زن‌‌ها دنبال مردهای قوی‌ای هستند که بتوانند از آنها محافظت کنند. و مردها به‌هیچ‌وجه به ز‌ن‌هایی که به آنها اجازه می‌دهند هرکاری که می‌خواهند بکنند، احترام نمی‌گذارند (این یعنی از روی عادت مورد خیانت قرار می‌گیرید).
می‌دانم که خیلی سخت است بعد از به هم خوردن رابطه ظاهرتان را طوری نشان دهید که قوی هستید اما این کار واقعاً حیاتی است.
 
برای متوقف کردن آسیب‌ها خیلی سریع با 10 اشتباه شروع می‌کنیم:
افرادی که صدمه می‌بینند معمولاً کسانی هستند که می‌گویند نمی‌خواهند بازی کنند. این خیلی بد است. مسئله این است که این بازی انجام می‌شود چه بدانید که نوبت شماست یا نه. زن و مردها بطور مداوم همدیگر را آزمایش می‌کنند تا ببینند طرف مقابلشان فرد خوبی برای ادامه دادن رابطه با او است یا نه. اگر نخواهید بازی کنید، از همه چیز دور می‌افتید. با ترک این 10 اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزشش را دارید.
 
اشتباه 1: بیش ‌از ‌حد مهربان بودن و تصور اینکه این عمل باعث می‌شود برای همه مورد خوبی به حساب بیایید
نباید اینقدر راحت هرچه طرفتان می‌گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه‌تان عالی باشد.
اینطوری درموردش فکر کنید. در همه داستان‌های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد، درست است؟ در فیلم جنگ ستارگان هم آدم‌های خوب بودند و هم آدم‌های بد. این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسائل می‌شود. و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته‌کننده خواهد شد.
خیلی مهربان و خوب بودن یعنی خیلی منفعل، بی‌اعتماد به خود، مضطرب و قابل پیش‌بینی هستید. این خسته‌کننده است.
دوست دارید شعله عشق رابطه‌تان را روشن کنید؟ یادتان باشد که برای روشن کردن شعله آتش، اصطکاک لازم است. پس روی حرف خودتان بایستید.
 
 اشتباه 2: اینکه بخواهید با دلیل و منطق طرفتان را وادار کنید به رابطه برگردد
نمی‌توانید با بحث منطقی رابطه‌تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید اما برای طرف مقابلتان نمی‌توانید.
نمی‌توانید یک نفر را قانع کنید دوستتان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به آن طریق عمل نمی‌کنند.
قلب انسان‌ها واکنشی است نه منطقی. پس به‌جای اینکه با بحث منطقی طرفتان را برگردانید، کارهای دیگری هست که می‌توانید انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.
 
 اشتباه 3: عجز و لابه کردن
امیدوارم که شما اینطوری نباشید...
خیلی‌ها برای نگه داشتن طرفشان دست به عجز و لابه می‌زنند، "خواهش می‌کنم نرو، هرکاری که بخواهی برایت می‌کنم..."
به هیچ‌ وجه اینکار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد.
این یعنی به محض اینکه یک نفر بهتر سر راه طرفتان قرار بگیرد، شما را ترک می‌کند. هیچ‌وقت برای برگرداندن او التماس نکنید.
 
 اشتباه 4: بمباران کردن طرفتان با گل و هدیه
 تابحال شنیده‌اید، "عشق من را نمی‌تونی بخری!"
شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، برای شما جذابیت نمی‌خرند.
درواقع، حتی می تواند تنفرآور هم باشد. اینکار به طرفتان می‌گوید که فکر می‌کنید به اندازه کافی خوب نیستید که روی خوبی‌های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خودتان برای او هدیه می‌خرید. هیچ‌وقت اینکار نکنید، هیچ‌وقت!
 
 اشتباه 5: هر 5 دقیقه یکبار بگویید "دوستت دارم"
افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، اینکه بخواهید تند تند به طرفتان بگویید که چقدر برایتان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خیلی‌وقت‌ها به اشتباه فکر می‌کنند که هروقت طرف مقابل بفهمد که چقدر دوستش دارید، کم‌کم از شما دور می‌شود. این اشتباه است! دلیل دور شدن وی این نیست.
خسته کردن طرفتان با دوستت دارم‌ها چندان کار رمانتیکی نیست. و باوجود آنچه تصور می‌کنید، اینکه بگویید، "من واقعاً واقعاً دوستت دارم" چیزی نیست که او دوست دارد بشنود.
احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرفتان را از شما دور کرده است، چون نشان می‌دهد که گدای عشق و محبت هستید.
 
اشتباه 6: تفاوت‌های جنسی را فراموش نکنید
خیلی وقت‌ها افراد نمی‌توانند نظر جنس‌مخالفشان را به خود جلب کنند چون کارهایی می‌کنند و طوری رفتار می‌کنند که نظر خودشان و هم ‌جنسانشان را جلب می‌کند.
منظورم این نیست که شما همجنس‌باز هستید یا اینطور رفتار می‌کنید.
منظورم این است که مردها و زن‌ها به چیزهای مختلفی جذب می‌شوند. نمی‌توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید.
مثلاً مردها بیشتر جذب ظاهر زن‌ها می‌شوند درحالیکه برای زن‌ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.
این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن‌ها نباید سعی کنند آدم‌های خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاشتان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف‌مقابلتان جذاب است بیشتر کار کنید.
 
اشتباه 7: همه قدرت را به طرفتان بدهید
 طوری رفتار نکنید که اگر طرفتان شما را ترک می‌کند انگار زندگیتان به پایان رسیده است. اینکار همه قدرت را به او می‌دهد و باعث می‌شود شما یک بدبخت بیچاره به‌نظر برسید که هرکس می‌تواند راحت دور بیندازدتان. این چیز جالبی نیست و فقط تازمانی ادامه پیدا می‌کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می‌خواهید طرفتان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.
اگر می‌ترسید که احترامتان را نزد او از دست داده باشید، ناراحت نباشید، می‌توانید آن احترام را دوباره برگردانید.
 
 اشتباه 8: دام ظاهر و پول
فرهنگ ما طوری است که همه تصور می‌کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت امر این است که مردم ما اینقدر کوته‌بین نیستند. مخصوصاً وقتی رابطه‌ای نزدیک با طرف مقابل داشته باشید.
ظاهر و پول نمی‌توانند پایه و اساس یک رابطه پایدار را بسازند. این‌ها فقط مثل پرده خانه می‌مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می‌زند.
بعضی‌ها اشتباه کرده و می‌گویند، "فوقش اینقدر پول از دست می‌دهم اما باز او را به‌دست می‌آورم."
نه! باید وارد عمل شوید. با کنار گذاشتن 10 اشتباهی که عنوان می‌کنیم و بعد به‌کار بستن نکاتی که در قسمت تکالیف می‌گوییم، برای برگرداندن عشقتان اقدام کنید.
 
 اشتباه 9: درک اشتباه نشانه‌ها
وقتی طرف‌مقابلتان می‌خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه‌ وجود دارد. اما باید این نشانه‌ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به‌موقع و طوریکه آنها دوست دارند به آن نشانه‌ها واکنش دهید.
این مورد کمی سخت می‌شود. اما می‌توانید درمورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید، مخصوصاً درمورد دینامیک‌های مرد و زن و روابط عاشقانه.
 وقتی اطلاعاتتان در این زمینه زیاد شد، آنوقت می‌توانید با نشان دادن علامت‌های خاص خودتان، شروع به تاثیرگذاری و گرفتن کنترل هر رابطه‌ای کنید.
 
اشتباه 10: کمک نگرفتن
خیلی‌ها با اشتباهات مختلفی که پشت‌سرهم مرتکب می‌شوند، رابطه‌شان به‌طور دردناکی به‌هم می‌خورد. در اینگوه مواقع اکثر افراد نمی‌دانند چه باید بکنند. اما برای به‌دست‌آوردن و برگرداندن دوباره طرفتان یک راه درست و یک راه اشتباه وجود دارد.
ممکن است موجب ناراحتی بعضی شود اما اگر وقت بگذارید و کمی درمورد روان‌شناسی و نیازها و امیال پایه‌ای انسان مطالعه کنید، می‌‌توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرفتان را به دست آورید.
اما باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید. شما با خواندن این 10 اشتباه قدم اول را برداشته‌اید.

رازهـایی برای یک ازدواج هميـشه پايـدار


اینکه در زندگی زناشویی، موفق نیستید بخاطر شانس و اقبال تان نیست. گناه زندگی تان را به گردن سرنوشت و تقدیر نیندازید. اگر زندگی زناشویی تان آنگونه که تصور می کردید پیش نمی رود باید به دنبال علت مشکلات باشید و راه رسیدن به یک زندگی خوب را یاد بگیرید. هم شما و هم همسرتان باید لوازم رسیدن به یک زندگی موفق و شاد را بشناسید و طبق یک الگوی درست و هماهنگ در زندگی پیش بروید. واقع بین باشید و اگر پیش از ازدواج تصورات رویایی از ازدواج داشته اید آنها را کنار بگذارید و زندگی واقعی تان را شروع کنید. اگر زندگی زناشویی تان را تازه شروع کرده اید اما احساس می کنید زندگی خوبی نخواهید داشت و یا اگر سال ها است که ازدواج کرده اید و همچنان از زندگی زناشویی تان ناراضی هستید نباید تسلیم این نوع زندگی شوید و باید برای تغییر آن تلاش کنید. از ازدواج های موفق الگو بگیرید و برای بهبود رابطه خودتان از آنها استفاده کنید.

● توافق درباره خواست ها

ازدواج با هم خانه شدن فرق می کند. هر دوی شما از همسرتان انتظارات و توقعاتی دارید. توقعاتی که هرگز از یک همخانه ندارید. بسیاری از توقعات و انتظارات شما الگو گرفته از آن چیزهایی است که والدینتان از یکدیگر توقع داشتند. مثلا شاید شما از اینکه همسر تحصیلکرده ای دارید خوشحال باشید و یا از اینکه همسرتان اهل مطالعه است راضی باشید اما واقعیت این است که شما انتظار دارید که او بعد از تحصیلاتش درآمد خوبی هم داشته باشد و اینکه او فقط مطالعه کند و به مسائل دیگر بی توجه باشد شما را ناراحت می کند.

یک زوج موفق پیش از ازدواج درباره خواست ها و نیازهایشان با هم صحبت می کنند و اگر متوجه شوند که خواست هایشان با هم بسیار متفاوت است مثلا اگر مرد می خواهد که بچه دار شود و زن نمی خواهد، درباره ازدواج با هم جدی تر فکر می کنند. زن و شوهر هایی که در زندگی زناشویی شان موفق هستند بعد از ازدواج نیز درباره انتظارات و توقعاتشان گفت وگو می کنند و اگر درباره این خواست ها با هم توافق نداشته باشند از راه همدلی، گفت وگو و تعامل دیدگاه هایشان را به یکدیگر نزدیک می کنند.

● حفظ استقلال فردی

اگرچه بعد از ازدواج زن و شوهر به یکدیگر وابسته هستند و آزادی های دوران مجردی تغییر می کنند، اما زن و شوهر موفق هرگز فردیت و استقلال همسرشان را نادیده نمی گیرند. این مسئله با وابستگی زن و شوهر بسیار فرق دارد. وابستگی اعضای خانواده بعد از بچه دار شدن بیشتر می شود اما این وابستگی بخاطر حمایت و علاقه زن و شوهر به هم و به فرزندانشان است.

یک زوج موفق معنای این وابستگی را می دانند اما یکدیگر را تشویق می کنند تا استقلال خودشان را نیز حفظ کنند. آنها به هم اجازه می دهند تا خلوت و تنهایی خودشان را داشته باشند. به سرگرمی ها و علایق شخصی شان بپردازند و در امور فردی یکدیگر دخالت های بی مورد نداشته باشند. برای داشتن یک رابطه سالم به فردیت و استقلال همسرتان اهمیت بدهید، خواهید دید که زندگی زناشویی تان چقدر شاداب و سرزنده می شود.
● توجه متقابل

پس از ازدواج این احتمال هست که از شور و شوق دوران نامزدی تان کم شود و توجه و حواستان نسبت به همسرتان کمتر شود و اگر از روی علاقه با همسرتان ازدواج نکرده باشید این مسئله بیشتر بروز پیدا می کند. دیگر همسرتان حرف اول زندگی تان را نمی زند و شما دغدغه و نگرانی کمتری نسبت به همسرتان نشان می دهید.

زوج های موفق نمی گذارند که مسیر زندگی شان چنین تغییراتی داشته باشد. آنها یکدیگر را در مرکز توجه می بینند و عقاید و نیازهای شریک زندگی برایشان بسیار مهم است. آنها همسرشان را جدی می گیرند. آنها زمانی که با دیگران درباره همسرشان صحبت می کنند، همیشه از جملات محبت آمیز و زیبا استفاده می کنند. زن و شوهرهای موفق نگاه مثبتی به زندگی زناشویی شان دارند و زمانی که به همسرشان فکر می کنند او را شایسته بیشترین احترام و بهترین چیزها می دانند.
● کشف راه حل اختلافات

چیزی که زندگی موفق را از ازدواج ناموفق متمایز می کند توانایی حل مشکلات و اختلافات است. اگر زمانی که با همسرتان اختلاف و درگیری دارید، نخواهید و نتوانید که راه حلی برای مشکلاتتان پیدا کنید جراحت های عمیقی در زندگی تان ایجاد می کنید. اگر می خواهید که زندگی خانوادگی سالمی داشته باشید باید بیاموزید که چگونه اختلافاتتان را حل کنید. همانگونه که زوج های موفق این کار را می کنند. آنها با هم تعامل می کنند. حتی زمانی که بدترین اختلافات را با یکدیگر پیدا می کنند تعامل درستی با یکدیگر دارند. آنها نمی گذارند که کینه و نفرت به راحتی قلب و احساس شان را پر کند. زوج های موفق اختلافات را بخش کوچکی از مسائل زندگی شان می دانند و به دنبال راه حلی برای مشکلاتشان می گردند. آنها به جای متهم کردن حامی یکدیگر هستند و با صبوری و آرامش به دنبال برطرف کردن اختلافات هستند. آنها می دانند که اهمیت و ارزش عشق بیشتر از آن است که اختلافات بتوانند به آن آسیبی بزنند.
● روابط سالم

خودخواهی و بی توجهی به خواست های همسر دو عامل مهم در سردی روابط جنسی همسران است. این در حالیست که زوج های موفق در این رابطه خودخواه نیستند و به خواست های همسرشان توجه می کنند. در طی سال های دراز زندگی ممکن است به دلایل مختلف همسران روابط جنسی در نوسانی داشته باشند و به افراط یا تفریط کشیده شوند. زوج های سالم می توانند حدومرز این رابطه را بشناسند و تعادل را برقرار کنند. سلامت جنسی یکی از عوامل پایداری زندگی زناشویی است. اگر در زندگی زناشویی تان درباره این موضوع مشکلی دارید باید به دنبال چاره ای برای آن باشید. هر نوع بیماری جسمی و روحی در این مورد باید مورد بررسی قرار بگیرد تا یک رابطه سالم میان زن و شوهر ایجاد شود. این نکته ای است که زوج های موفق آن را رعایت می کنند.

منبع:پرشین استار

ادامه نوشته

هشـت اصـل برای یک زنـدگی عـالی


هشـت اصـل برای یک زنـدگی عـالی


1. صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد. 
2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد. 
3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند. 
4. آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند. 
5. دلتان را تبدیل به اقیانوسي آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد. 
6. سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود. 
7. تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند يك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند. 
8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

منبع:پرشین استار

زنـدگی و گـذر عمـر گرانـمایه ...



نمی دانم؛ این عمر تو دانی به چه سانی طی شد؟
پوچ و بس تند چنان باد دمان !
همه تقصیر من است ...
اینکه خود می دانم که نکردم فکری
که تامل ننمودم روزی
ساعتی یا آنکه چه سان می گذرد عمر گران


کودکی رفت به بازی
به فراغت به نشاط
فارغ از نیک وبد و مرگ و حیات
همه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست !
بایدش نالیدن ...


من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن
نتوان فارغ و دلرسته زغم همه شادی دیدن
هر زمان بال گشادن سر هر بام که شد خوابیدن
من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز هیچ نگفت



نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند کنون جوان است هنوز
بگذارید جوانی بکند
بهره از عمر برد، کامرانی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست
بعد از این باز مرا عمری هست؟


یک نفر بانگ برآورد که او اکنون باید فکر فردا بکند
دیگری آوا داد که چو فردا بشود فکر فردا بکند
سومی گفت همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش همچنین فردایش


بعد از این باز نفهمیدم من، که به چه سان دی بگذشت
آنهمه قدرت و نیروی عظیم به چه ها مصرف گشت
نه تفکر نه تعمق و نه اندیشه دمی عمر بگذشت به بیحاصلی و دمی
چه توانی که ز کف دادم مفت
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت



مدت عهد شباب می توانست مرا تا به خدا پیش برد
لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات
آن کسانی که نمی دانستند جوانی یعنی چه راهنمایم بودند
که دائم فکر خوردن باشم
فکر گشتن باشم
فکر تامین معاش، فکر یک زندگی بی جنجال فکر همسر باشم
کس مرا هیچ نگفت زندگی خوردن نیست
زندگی ثروت نیست
زندگی داشتن همسر نیست
زندگی فکر خود بودن و غافل ز جهان نیست



حال فهمیدم هدف زیستن این است رفیق:
من شدم خلق که با عزمی جزم پای بند هواها گسلم
پای در راه حقایق بنهم
با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل
مملو از عشق و جوانمردی و زهد در ره کشف حقایق کوشم
شربت جرات و امید و شهامت نوشم
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم
شمع راه دیگران گردم و با شعله خویش
ره نمایم به همه گر چه سرا پا سوزم

 

موانع رسیدن به یک رابطه صمیمانه در زندگی مشترک را بشناسید


آیا می دانید یک زندگی خانوادگی موفق در گرو چیست؟ دو شخصی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند ،باید تا حد زیادی به یکدیگر شبیه باشند . البته باید یادآوری کنیم که دو انگشت انسان نیز شبیه یکدیگر نیستند چه برسد به دو انسان . 
منظور از این جمله از لحاظ شباهت در طبقه اجتماعی، تحصیلات ، فرهنگ و یا از لحاظ تدین در خانواده ها می باشد . 
جالب است بدانید که اکثر افراد فکر می کنند می دانند چه توقعات و یا معیارهایی برای زندگی شان دارند ، اما هنگامی که شخصی پیشنهاد ازدواج به آنها می دهد ، او را با آن معیارها می سنجند اما در اکثر مواقع شخصی که شما انتخاب می کنید از معیارهای شما فاصله دارد. زیرا ما معمولا به اشخاصی علاقه مند می شویم که شخصیتی متفاوت از ما دارند مثلا اگر شما شخصیتی آرام دارید ، تمایل دارید همسر آینده تان دارای شخصیتی شلوغ تر و یا پر هیاهو تر از شما باشد . 
اما شخصی که در عشق عاقل و هوشیار باشد و تنها به احساسات عاشقانه اکتفا نکند از این تفاوت ها به خوبی می تواند استفاده کند البته این موضوع تنها در کاراکتر فردی صدق می کند نه کاراکتر اجتماعی و خانوادگی . 
برای مثال یک آقا از اینکه خانم آینده اش دارای کاراکتری می باشد که مدام در حال خرید می باشد گله مند است این آقا با کمی سیاست می تواند این خانم را تغییر دهد زیرا خانم ها برای اثبات عشقشان حاضر هستند خیلی از موارد و خواسته هایی که در دوره ی مجردی داشته اند در زمان متاهلی ترک کنند . 
این موضوع نه تنها در مورد خانم ها بلکه در مورد آقایان نیز صدق می کند و تنها نیاز به کمی آگاهی دارد . اگر شما آگاهی تان را با عشق تان آمیخته کنید مطمئن باشید شخصی را که انتخاب می کنید می تواند فرد مورد نظر شما باشد . 

_ افکار گذشته را رها کنید : 
اگر قبلا نیز پیشنهاد ازدواج داشته اید و آن شخص نیز دارای کاراکتری کم و بیش شبیه به شخص حاضر بوده است ، چه باید کرد ؟به یاد داشته باشید هرگز دو فرد را با هم مقایسه نکنید شاید تا حدودی شخصیت این دو فرد شبیه هم باشد اما نباید با یادآوری تجربه ناخوشایندی که در سابق داشته اید این بار نیز تصمیم گیری کنید ، با فکری جدید و به دور از تفکرات سابق در این رابطه پیش بروید .

_ هیچ گاه زود تصمیم نگیرید : 

اگر رفتاری از فردی که برای ازدواج انتخاب کرده اید به چشم شما ناخوشایند است سریع پاسخ منفی ندهید مسلما بعضی از رفتارهای شما نیز در چشم فرد مقابل خوشایند نیست ، زندگی آینده تان را به خاطر بعضی از رفتارهای ساده و بی اهمیتی که در زندگی زناشویی حل می شوند خراب نکنید . 

_ توصیه مهم دیگری که به شما می شود و در واقع مهم ترین بخش در هر ازدواج می باشد بدین ترتیب است که حتما به یک مشاور جهت ازدواج مراجعه کنید .
مشاور راز دار شماست و با آگاهی کامل و بدون هیچ گونه مسامحه یا پیش داوری در رابطه با رفتار شما و همسرتان داوری می کند .

_ عاشقان چشمان خود را می بندند : 
گفته می شود شخصی که عاشق است ، دنیا را با یک چشم می بیند یا حتی گاهی هر دو چشم خود را می بندد ، چشمان خود را حتی به هنگام عاشق بودن و اطمینان کامل از شخص مقابل تان نبندید ، ازدواج مانند یک بلیط است که هر شخص یک بار اجازه خرج کردن این بلیط را دارد پس به شما توصیه می کنیم این بلیط را به درستی و آگاهی تمام خرج کنید و با چشمانی باز نه نیمه باز ! 

_ به صحبت هایی که دیگران راجع به فرد مورد انتخاب شما می گویند ،گوش دهید : 
بخصوص افرادی که شما را دوست دارند و بدون هیچ گونه حسد ورزی شما را راهنمایی می کنند اشخاصی مانند پدر و مادر.
صحبت های سایرین مانند : دوست ، اقوام و یا سایرین را در هاله ای از ابهام قرار دهید شاید دوست شما ظاهرا رابطه دوستی دارد ولی در باطن بدخواه شما باشد یا اینکه اطلاعات صحیحی در رابطه با ازدواج نداشته باشد و با استقاده از تجارب بدی که دارد شما را راهنمایی کند .یکی از دلایلی که به شما توصیه می شود به مشاوره مراجعه کنید در این جا نیز نمود پیدا می کند، زیرا او بدون هیچ گونه بدخواهی یا بد قلبی شما را به درستی و با آگاهی کامل راهنمایی می کند . 

_ زندگی متاهلی با زندگی مجردی تفاوت دارد.
شاید به هنگام مجرد بودن بسیار حساس و زود رنج بوده اید اما باید به هنگام متاهلی بعضی از رفتارهای خود را ترک کنید ، برای مقابله با دشواری ها و سختی های زندگی باید مقاوم و محکم تر باشید . 

_ باید اطمینان حاصل کنید شخصی که برای ازدواج انتخاب کرده اید ارزش و لیاقت ازدواج با شما را دارد ؟ ایا دوست داشتن او نیز در حد شماست ؟ یا او کمتر شما را دوست دارد ؟

_ شخصیت واقعی خود را به همسر آینده تان نشان دهید :
سعی نکنید شخصیت خود را برای خوشایند او پنهان کنید .شما با انجام این کار او را فریفته اید و مطمئن باشید حتی اگر ازدواج هم بکنید زندگی خانوادگی تان دیری نمی پاید و به زودی منحل می شود زیرا شما دارای چند شخصیت می باشید .
اعتماد به نفستان را بالا ببرید و مطمئن باشید همسرتان شما را با همین شخصیتی که دارید دوست می دارد و به همین دلیل شما را انتخاب کرده است پس در پی مخفی کردن صورت واقعی تان نباشید.

نگاه دوگانه والدین چه تاثیری بر فرزندان می گذارد؟


تفاوت و تبعیض قائل شدن بین فرزندان موضوع جدیدی در خانواده ها نیست. این امر از گذشته های دور تا به امروز وجود داشته است. در گذشته در خانواده های پدرمحور فرزند پسر ارزش بیشتری داشت و در خانواده های مادر محور، دختر بود که جایگاه بالاتری به خود اختصاص می داد. در خانواده های پر تعداد امروزی تنها دختر یا تنها پسر کانون توجه واقع می شود و وقتی بین والدین اختلاف وجود داشته باشد، گرایش به فرزندان غیرهم جنس زیادتر می شود. زن، پسر خانواده را کانون توجه قرار می دهد و مرد، دختر خانواده را به جایگاه بالاتری می رساند.از زوایای مختلف می توان درباره دلایل گرایش والدین به یک فرزند و تبعیض قائل شدن بین فرزندان گفت وگو کرد.در این مطلب ما به بیان نقش سلسله مراتب قدرت در تبعیض قائل شدن بین فرزندان و آینده فرزندانی که نورچشمی والدین هستند، پرداخته ایم.


مشکلات نورچشمی هامعمولا والدین یکی از فرزندان خود را بیشتر دوست دارند و معمولا همان فرزند قربانی می شود، زیرا رشوه زیادی از پدر و مادرش دریافت می کند.به این فرزند محبت و توجه زیادی می شود و امکانات بیشتری در اختیار وی قرار می گیرد. این محبت های افراطی باعث می شود که او نتواند در زندگی آینده اش موفق عمل کند، میزان سازگاری او در زندگی کمتر است و تاب مقاومت در برابر مشکلات را ندارد زیرا همواره از حمایت های بی دریغ والدین برخوردار بوده است. این دسته از افراد یا در زندگی بسیار دست و پا چلفتی می شوند و یا زورگو که در هر دو صورت ناموفق خواهند بود. دکتر شهرام ناصری با بیان این مطلب ادامه می دهد: بدون شک والدین همه فرزندان خود را دوست دارند اما تفاوت در چگونه دوست داشتن است. در واقع آن ها در چگونگی دوست داشتن بین فرزندان فرق می گذارند.نکته بسیار مهم اما فراموش شده در بسیاری از خانواده ها این است که والدین نمی دانند نقش پدرانه و مادرانه چقدر در زندگی و آینده کودک مهم است. پدر و مادر فرزندان خود را دوست دارند اما باید به شیوه های متفاوتی آن ها را دوست داشته باشند. مهر و محبت مادر باید بی قید و شرط و محبت پدر باید مشروط باشد زیرا نقش پدرانه این گونه اقتضا می کند. این در حالی است که در بسیاری از خانواده ها دو مادر در خانواده وجود دارد. به بیان دیگر پدر و مادر هر دو تلاش می کنند که به کودک بی قید و شرط محبت کنند و می پندارند این شیوه بهترین روش تربیتی است. هر دو در عرض هم قرار می گیرند و سلسله مراتب قدرت در خانواده وجود ندارد.


سلسله مراتب قدرتدر خانواده باید مرد در راس هرم قدرت باشد. مهر و محبت خود را به اعضای خانواده ابراز کند و توان این کار را داشته باشد اما باید محبتش به فرزندان مشروط باشد و بین فرزندان بنا به تفاوت های شخصیتی و سنی تفاوت قائل شود. در خانواده پس از پدر و مادر، فرزند در رتبه سوم قرار دارد. در حالی که بسیاری از والدین فرزند را راس هرم قدرت خانواده می نشانند و فکر می کنند با این کار چه ایثار و گذشتی از خود نشان داده اند.رعایت سلسله مراتب قدرت به قدری در خانواده های امروزی نامانوس است که گویی والدین می خواهند ظلم کنند. در صورتی که رعایت این مسئله لطف به فرزندان است زیرا اگر هر فردی به اندازه خودش قدر ببیند برای رسیدن به جای بهتر با دیگران رقابت نمی کند و از آنچه هست راضی است. این سلسله مراتب توسط پدر تعیین و اجرا می شود.مادر نیز باید تابع این سلسله مراتب قدرت باشد و پس از پدر جایگاه دوم را در اختیار داشته باشد. شکایت فرزندان از نادیده گرفته شدن توسط والدین، اغلب از رعایت نشدن سلسله مراتب در خانواده ناشی می شود و...فرزندانی که جایگاه خود و خواهر یا برادر در خانواده را به درستی درک نکرده اند بیشتر ممکن است از بی اعتنایی یا بی توجهی والدین شکایت کنند.


نقش پدردکتر ناصری با اشاره به این که متاسفانه بیشتر پدران در خانواده های امروزی خود را دست کم می گیرند، تصریح می کند: نقش پدر در خانواده و جایگاه مناسب وی می تواند از بروز بسیاری از آسیب ها در خانواده پیشگیری کند. محبت پدر به اندازه مادر با ارزش اما مشروط است.یک پدر در صورتی فرزندانش را دوست دارد که شروطی را که گذاشته است، رعایت کنند و خواسته هایش را برآورده سازند. این طرز رفتار معامله نیست بلکه اهرمی برای تربیت و اجتماعی کردن فرزندان است. پدر باید در خانواده قانون بگذارد و سلسله مراتب قدرت را تعیین کند. اول از همه باید بتواند اعمال قدرت کند و بدون احساس گناه یا خجالت، قوانین را سختگیرانه اما با مهربانی اجرا کند. بار دیگر تاکید می کنیم که فرزندان به ۲ مادر نیاز ندارند و وجود پدر ضروری است.


تفاوت، تبعیض

وی در پاسخ به این سوال که چرا با وجود سلسله مراتب قدرت در خانواده باز هم والدین ممکن است به یک فرزند محبت بیشتری نشان دهند، می گوید: هر فردی پس از والد شدن همچنان انسان است؛ انسانی با تمام کم و کاستی ها و خلاءهای شخصیتی. بنابراین کاملا طبیعی است که یکی از بچه ها بیشتر از بقیه مورد توجه قرار بگیرد و این خطا و یا گناهی نیست که والدین مرتکب آن می شوند. این مسئله به ویژه در فرهنگ رایج امروزی با توجه به طرح مسائلی مانند عدالت، مساوات و برابری در همه زمینه ها، بیشتر نمود پیدا می کند. بنابراین تاکید می کنیم که با رعایت سلسله مراتب قدرت و در صورت قرار گرفتن پدر در راس هرم قدرت در خانواده این مشکل خود به خود رفع می شود و اگر هم شکایتی باشد، غیرمنطقی است. پدر باید بر حسب توانایی ها بین فرزندان تفاوت قائل شود، اعمال قدرت کند، جایگاه هر فردی را تعیین و نقش خود را بازی کند. هیچ یک از این کارها به مفهوم تبعیض گذاشتن بین فرزندان نیست.این مشاور خانواده با اشاره به این که به هم ریختن سلسله مراتب قدرت در خانواده تبعیض نام دارد، تاکید می کند: اگر عضوی از اعضای خانواده که جایگاه پایین تری دارد، امتیازات بیشتری دریافت کند تبعیض روی داده و این عضو ممکن است کوچک ترین فرزند یا اولین فرزند باشد. در بسیاری از خانواده های امروزی و طبق فرهنگ قدیمی و سنتی ما، فرزندان ارشد خانواده ارج و قرب بیشتری نسبت به دیگر فرزندان دارند. اما درست به همین دلیل آسیب پذیرترند. این افراد غیراجتماعی هستند. بخشش کمتری دارند زیرا همواره کانون توجه و محبت بوده اند و توقع دارند در زندگی آینده شان هم همین اتفاق بیفتد. آن ها در سازگاری و انطباق پذیری با محیط پیرامون بیشتر دچار مشکل می شوند زیرا همواره چتر حمایتی بزرگ والدین روی سر آن ها بوده است.

 بچه های بزرگ تر از زندگی لذت کمتری می برند زیرا آستانه لذت بالایی را تجربه کرده اند و هرگز نمی توانند با لذت های کوچک و جزئی زندگی شادی داشته باشند و در حالی که خواهر و برادرهای کوچک تر با اندک چیزی شاد می شوند، آن ها نمی توانند آن میزان شادی را با دستاوردهای بزرگ تر تجربه کنند.گاهی در خانواده ها به فرزند کوچک تر توجه بیشتری می شود و حتی خواهر و برادرها تمایل زیادی به ابراز محبت به او دارند. فرزند کوچک بیشتر به علت سن کم و ضعف مورد حمایت والدین به ویژه مادر قرار می گیرد که این امر او را آسیب پذیر می کند. زیرا او همواره احساس وابستگی و نبود استقلال می کند و حمایت همه جانبه و همیشگی والدین را می خواهد و در صورت نبود این حمایت به سرعت احساس ضعف و ناتوانی می کند.

یـک لبخنـد تا خوشبـختی راهـست

آیا شما واقعا خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به این سوال پاسخ دهیم. و اینکه آیا خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟


حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ​۹۱ خوشبخت تر از سال قبل باشید. این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید.


همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم. گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همینطور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم. اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید.


گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است، اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد، که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه است. وقتی ما بتوانیم دست از شماتت خود به خاطر اشتباهاتمان برداریم و شروع به جشن گرفتن برای کارهای درستمان بکنیم بالاخره می توانیم خوشحال باشیم.


باید تفکرمان را در مورد خودمان تغییر دهیم و این برای بعضی ها راه دشواری است و البته خوشبختانه میانبری هم دارد که بتوان زودتر به مقصد رسید. آنچه می خوانید گزیده ای از میان نسخه های آزموده است.


● ورزش دوای جسم و روح


اگر ورزش نمی کنید همین حالا ورزش را شروع کنید. می دانید که ورزش شما را سلامت نگه می دارد و به کنترل وزنتان کمک می کند، اما آیا می دانید که ورزش خود یک داروی ضدافسردگی به شمار می رود؟می توانید تصمیم بگیرید که در سال نو ورزش، بخشی از شیوه زندگی شما باشد. حتی یک ورزش ۲۰ دقیقه ای می تواند خلق و خوی شما را بهتر کند و احترام به خویشتن را افزایش دهد. همسر و فرزندانتان می توانند شما را در این مسیر همراهی کنند و در همین مسیر خوشبختی را تجربه کنید.


● قدم های کوچک برای مقصدی بزرگ


میانبر دوم سخت نگرفتن زندگی است. گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش. بسیاری از برنامه هایی که برای سال بعدمان در نظر می گیریم سختگیرانه تر از آن است که رغبتی به انجام آن پیدا کنیم. مثلا یک دفعه قرار می گذاریم ۲۰ کیلو، وزن کم کنیم چون از ظاهرمان خوشمان نمی آید.


فلسفه این تصمیم مشکل دارد. اگر قرار است طرز فکر خود را عوض کنیم به خاطر این است که خودمان را دوست داریم و به سلامتی خود اهمیت می دهید. باید برنامه هوشمندانه تری برای کاهش وزن ترتیب می دهیم.



ادامه نوشته

12 عادت خوب در زندگی روزمره




1 - فکر و ذهن خود را بر راه حل ها متمرکز کنید، نه بر مسایل و مشکلات

اگر در زندگی مشکلی پیش بیاید، برای اکثر افراد، طبیعی است که فکر و ذهنشان را بر آن مساله و مشکل و اینکه چقدر ناخوشایند است، متمرکز کنند. معمولا در این مواقع، می پرسید چگونه این مساله و مشکل برای شما اتفاق افتاده و چرا؟ و اصلا چرا این قدر بدشانس هستید؟ و ... شما در مساله خود غرق می شوید و این وضعیت و موقعیت را مانند یک فیلم ویدیویی بارها از ذهن خود می گذرانید.


آیا این کار، به شما کمکی خواهد کرد؟ این کار، کمکی به شما نمی کند. چرا فکر و ذهن خود را بر روی راه حل ها متمرکز نمی کنید؟ شما نمی توانید هیچ کاری در خصوص مساله و مشکل انجام دهید، بنابراین، تمام انرژی خود را به سوی راه حل تغییر جهت دهید. به متمرکز کردن فکر و ذهن خود بر مسایل و مشکلات پایان دهید و سعی کنید ذهن خود را بر آنچه که اکنون در حال انجامش هستید، معطوف سازید. شما نمی توانید آنچه را که اتفاق افتاده است، تغییر دهید، بنابراین، چرا به مسایل و نکات منفی، انرژی بیشتری دهید. به آینده نگاه کرده و راهی را انتخاب کنید که شما را به خارج از وضعیت و موقعیت کنونی سوق می دهد.


2 - به دنبال گرفتن سرمشقی از موقعیت ها باشید
هر زمان که رویداد خوبی رخ می دهد، گرفتن درس و سرمشق از آن وضعیت آسان است، ولی ما حتی درخصوص آن فکر هم نمی کنیم. اما هنگامی که واقعه بد و ناخوشایندی برایمان اتفاق می افتد، به جای اینکه به دنبال فرصت ها و موقعیت ها باشیم فقط موارد بد را می بینیم.

ما معمولا فرصت ها و موقعیت ها را در ماه های بعد مشاهده می کنیم. آیا تا به حال، شنیده اید که: « من اکنون می دانم چرا آن اتفاق افتاد » یا « اگر آن اتفاق نیفتاده بود، من اینجا نبودم. » فکر و ذهن خود را برای مثبت اندیشی آماده کنید و پرورش دهید و در هر تجربه ای، چه خوب یا بد، به دنبال گرفتن درس و سرمشقی باشید.


3 - افکارتان را مورد سوال قرار دهید

افکار، عقاید و باورهای شما، ساخته و پرداخته تمام تجربیات و روابط شما با خانواده، دوستان، همسر و هر چیزی است که دیده و شنیده اید. اگر افکار شما برایتان سودمند نیست، در این صورت، درستی و نادرستی آنها، فقط متوجه شماست. از افکار خود، آگاه باشید و الگوهای فکری منفی را تغییر دهید. از خود سوال های مختلفی بپرسید.
به جای فکر کردن به اینکه «من پول ندارم» یا «من هرگز توان خرید آن را ندارم »، از خود بپرسید « چگونه می توانم راهی بیابیم تا آن را بخرم ». مراقب افکار، احساسات، باورها و طرز فکر و رفتارتان با شید زیرا اینها در حال به وجود آوردن دنیای شما هستند.
نسبت به افکار، احساسات، باورها و رفتارتان مسوول باشید و آنهایی را انتخاب کنید که برایتان سودمند هستند. افکارتان را کنترل کنید، در غیر این صورت، افکارتان شما را کنترل خواهند کرد.


4 - به شادمانی، سعادت و خوشبختی فکر کنید
مثبت اندیشی، تاثیر زیادی بر زندگی روزمره ما دارد. در این صورت، تجربیات مثبت را به سوی خود جذب خواهید کرد، احساستان مثبت تر خواهد شد و حال بهتری پیدا می کنید. هیچ رویداد خوشایندی، از افکار منفی حاصل نمی شود. از نو آغاز کنید. باور کنید هر چیزی ممکن است.


5 - مسوول باشید
مسوول اعمال و رفتار خود باشید. اکثر ما تمایل داریم به خود نگاه نکنیم، بلکه همیشه به عیب و نقص های دیگران توجه کنیم. شما باید مسوول اعمال و رفتار خود باشید، نه مسوول رفتار دیگران، هر شب، زمانی که به بستر می روید، از خود سوال کنید: « آیا امروز مشکلی درخصوص اعمال و رفتارم وجود داشت که من بخواهم فردا آن را تغییر دهم؟ » هر چیزی با اطلاع و آگاهی آغاز می شود. هرقدر بیشتر نسبت به زندگی خود مسوول باشید، به همان اندازه نیز قادر به تغییر خواهید بود. داشتن حس مسوولیت و تعهد، همان آزادی و قدرت اختیار است.


6 - با خود در صلح و آشتی باشید
خود را دوست داشته باشید. اگر خود را دوست نداشته باشید، چگونه دیگران می توانند شما را دوست داشته باشند؟ اگر عادات منفی ای دارید و می خواهید آنها را تغییر دهید، در این صورت، نیروی لازم را در خود بیابید و تغییر را در عادات منفی خود، ایجاد کنید.


نیت و آگاهی یافتن، اولین گام در این راه هستند. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. احترام گذاشتن به خود را آغاز کنید، در این صورت، یک تغییر اساسی را احساس خواهید کرد. هرچه بیشتر خود را دوست داشته باشید و باور کنید و بپذیرید، به همان نسبت نیز کمتر در مورد دیگران قضاوت خواهید کرد. همه ما مرتکب خطا و اشتباه می شویم. سعی کنید خود را ببخشید، دوست داشته باشید و درک کنید.


7 - خود و دیگران را مورد عفو و بخشش قرار دهید
بخشیدن خود و دیگران، می تواند به عنوان سم زدایی اصلی و نهایی ذهن، جسم و روح تلقی شود. بخشش، شما را از احساسات و هیجانات منفی و مخرب رها کرده و از وابستگی های جراحت بار آزاد می کند. بخشش شما را از احساس گناه و شرمساری که مانع از شادکامی و موفقیت می شود، می رهاند. شما با بخشیدن فرد دیگری، خود را نیز می بخشید.
بخشش، دلپذیرترین هدیه ای است که می توانید به خود و دیگران بدهید. بسیاری از افراد برای سال ها، با افراد محبوب خود، صحبت نمی کنند، چون نمی توانند دیگران را ببخشند. شما بگویید بازنده واقعی چه کسی است؟


8 - جسم خود را تقویت کنید و به آن انرژی دهید
اغلب چنین بهانه هایی شنیده می شود: « من وقت کافی برای خوب غذا خوردن و یا ورزش کردن ندارم »، « من وقت کافی برای غذا پختن ندارم ». ما ارزش و اهمیت سلامتی را به طور کامل درک نمی کنیم، مگر وقتی که بسیار دیر شده باشد و بیماری، زندگیمان را تهدید کند. وقتی سالم غذا بخوریم، با نیرو و انرژی بیشتری از خواب بیدار خواهیم شد و احساس سرزندگی بیشتری می کنیم، انگار بر تمام جهان، مسلط شده ایم.


جسمتان ارزشمندترین هدیه شماست. بسیاری از افراد که دارای اضافه وزن هستند، می گویند که وقت برای ورزش کردن ندارند. رفتن به باشگاه ورزشی، تنها راه ورزش کردن نیست. شیوه های زیادی وجود دارد که می توانید در زمان تماشای تلویزیون، کارکردن و مسافرت به کار برید. درمورد ورزش کردن، هیچ بهانه ای وجود ندارد. اطمینان حاصل کنید که خوابتان به اندازه کافی است، اگر خسته باشید، حال و احساس خوبی نخواهید داشت.


9 - میل و علاقه خود را برای انجام کارها شناسایی کرده و آن را دنبال کنید

همه ما به انجام کاری علاقه مندیم. بعضی می گویند: «ا ی کاش من به انجام کاری علاقه داشتم » یا « دیگران به انجام کاری علاقه دارند اما من ندارم ». این امر واقعیت ندارد، همه ما به انجام کاری علاقه داریم، فقط بعضی ها نمی دانند که کار مورد علاقه شان چیست. اگر شما نمی توانید از طریق انجام کار مورد علاقه خود، زندگی کنید، حداقل سعی کنید یک بار در هفته، آن کار را در زندگی خود بگنجانید. اگر واقعا نمی دانید به انجام چه کاری علاقه دارید، یک فرد متخصص و با تجربه می تواند به شما در مشخص کردن کارهای مورد علاقه تان کمک کند.


10 - فهرستی از کارهایی را که می خواهید در زندگی انجام دهید، تهیه کنید
کارهایی را که دوست دارید قبل از پایان یافتن عمرتان انجام دهید، یادداشت کنید. این کارها نباید خارج از تعادل و افراطی باشد. کارهایی باشد که شما علاقه مند به انجام آن هستید، اما تاکنون زمانی برای آن در نظر نگرفته اید. سعی کنید یکی از کارهای موجود در فهرست خود را حداقل ماهی یک بار و یا هر چند ماه یک بار انجام دهید. ما با انجام کارهایی که به آن علاقه داریم، احساس سرزندگی بیشتری می کنیم و از زندگی نیز لذت می بریم.


11 - در لحظه زندگی کنید

اکثر اوقات، افکار ما یا در گذشته سیر می کند، یا در آینده. فکر کردن به گذشته، معمولا با احساس تاسف، پشیمانی، شرمساری و ناامیدی همراه است؛ و فکر کردن به آینده، با احساس اضطراب، نگرانی، استرس و فشار روحی. سعی کنید خود را به لحظه و زمان حال بیاورید و لذت ببرید. به موارد آشکار و نمایان زندگی اعتماد کنید و تسلیم آنها شوید. ضرب المثل مشهوری است که می گوید تمام رویدادهای رخ داده در دیروز، مربوط به گذشته است، فردا یک راز است، امروز یک هدیه است.


12 - فکر و ذهن خود را بر قدردانی و سپاسگزاری متمرکز کنید
هنگامی که از خواب بیدار می شوید یا به بستر می روید، یا حتی زمانی که احساس خوبی ندارید، تمام نعمت ها و برکاتی را که خداوند به شما ارزانی کرده، به خود یادآوری کنید. فقط برخوردار بودن از دو پا، دو چشم و یک بدن سالم، دلایلی برای قدردانی و سپاسگزاری از خداوند است. قدردان و سپاسگزار بودن، شما را در حالت شادی و سر زندگی قرار می دهد و به طور خودکار، روح و روانتان را متعالی می سازد. شکر گزار بودن، دلتان را روشن می کند و نعمت های بیشتری به سوی شما فرستاده خواهد شد.

ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است، پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است ...

شیـوه های تضمیـنی برای تسخیـر قـلب دیـگران

 

راه هایی برای اینکه بیشتر و عمیق تر در قلب عزیزتان نفوذ کنید


خیلی ها اعتقاد دارند که عشق فقط یک افسانه است و در دنیایی که آدم ها، حتی وقت کافی برای انجام کارهای ضروری و شخصی ندارند، آیا هنوز می شود کسانی را پیدا کرد که عاشق کسی باشند؟ وقتی به کسی علاقه داری حتما دوست داری او هم مثل شما همان حس را داشته باشد اما گاهی با همه علاقه و اشتیاقی که به شریک زندگی ات داری متوجه می شوی آن طرف سکه خیلی خوشایند شما نیست. نه تنها او را به سمت خودت جذب نمی کنی بلکه از میزان عشق و علاقه او نسبت به خودت آگاهی نداری اما نترس چون اگر واقعا تصمیم بگیری که دوباره همراه زندگی ات را عاشق خودت کنی، می توانی این کار را انجام دهی. در همین لحظه همه مشکلات ارتباطت را فراموش کن و با تمرکز، کارهایی که برایت می گوییم را انجام بده. معطل نکن!


● نقاب را بردار


این که همان طور باشی که هستی کار سختی است؟ پس چرا بیشتر اوقات در حال بازی کردن نقشی هستی که اصلا شباهتی به ویژگی های خودت ندارد؟ تا کی می توانی نقش یک آدم کامل که هیچ عیب و ایرادی ندارد را بازی کنی؟ اگر روزی خسته شدی و ناگهان فشار مدت ها سکوت را روی شریکت خالی کردی، فکر نمی کنی با این کار او را بیشتر شوکه می کنی؟ بدون این که ترس از دست دادن همراهت را داشته باشی صادقانه و با جسارت از عقاید و احساس هایت حرف بزن و به او نشان بده که چه دیدگاهی در مورد او و زندگی ات داری حتی اگر نظرت مخالف دیدگاه های او باشد نترس، چون وقتی با قدرت موضع گیری ات را مشخص می کنی و فریاد می زنی که وجود داری، زیبایی بیشتری را برای شریکت به وجود می آوری اما اگر یک خانم هستید باید یک راز کوچک را هم بدانی. بیشتر خانم ها به دلیل روحیات خاصی که دارند در نخستین ملاقات ها همه احساسات خود را بیرون می ریزند و هرچیزی که به ذهن شان می رسد را برای شریک شان بازگو می کنند. دست نگه دارید، چون شما سال های سال فرصت دارید که در کنار هم زندگی کنید و از سرگرمی ها و احساسات تان حرف بزنید. نکته کلیدی ما به شما قدری پیچیده بودن است. از روی این ویژگی به سادگی رد نشوید و سعی کنید برای مرد زندگی تان قدری مبهم باشید. بگذارید او به تدریج کشف تان کند.


● وقتی عشق همه زندگی ات می شود


مردان حتی آن هایی که واقعا عاشق یک زن می شوند تنها بخشی از ذهن و زندگی خود را درگیر یک ارتباط می کنند اما زنی که عاشق شد همه زندگی اش صرف عشقی می شود که درگیرش شده است. مگر نمی خواهی همراه و شریکت را عاشق خودت کنی؟ پس برای شروع یاد بگیر که کمتر در مورد احساست با یک مرد صحبت کنی و اصلا لازم نیست هر احساس و واکنشی که نسبت به ارتباطت داری را بی پرده برایش بیان کنی. شما کارهای دیگری هم داری که در کنار عشق به شریکت باید انجام دهی. شاید این یک حقیقت تلخ برای خانم ها باشد اما تحقیقات روان شناسان نشان داده، که هرچقدر زنان بیشتر حرف بزنند و از احساس های شان صحبت کنند و از همه بدتر همه زندگی شان را وقف عشق به شریک شان کنند، به همان میزان یک مرد را بیشتر از خودشان دور کرده اند.


● وقتی مرد دیگر عاشق نیست


محبت یک موضوع ۲ طرفه است و تعادل زمانی به وجود می آید که شما به همان اندازه ای که محبت دریافت می کنید به همان میزان هم محبت و عشق هدیه بدهید. هدیه خریدن، مهمان کردن شریک تان به شام یا سورپرایز کردن شریک تان اگر از سمت یک مرد باشد خوب و طبیعی است اما اگر این رفتارها از طرف یک زن به صورت پشت سر هم و همیشگی انجام شود هیچ ارزشی ندارد. چون هدیه دادن یک ویژگی مردانه به حساب می آید و اگر یک خانم بیش از اندازه ای که شریکش به او محبت می کند، به او عشق بورزد دیر یا زود مرد زندگی اش را از خود دور می کند و دکمه عشق یک باره در مرد خاموش می شود.وقتی یک زن بیش از اندازه به شریکش محبت کند مرد او را مانند مادرش فرض می کند و یادتان باشد هیچ مردی نمی تواند عاشق مادرش شود بلکه فقط می تواند دوستش داشته باشد. پس یاد بگیر که در عشق از شریکت جلوتر قدم بر نداری. از این که مرد زندگی تان برای تان هدیه می خرد یا برای تان وقت می گذارد شرمنده نشوید و به فکر جبران نباشید چون مردان با انجام این کارها احساس قدرت مردانه بیشتری حس می کنند.


● قبل از قلب، ذهنش را تسخیر کن


در شروع یک آشنایی بهتر است خوب به رفتار و واکنش های شریکت دقت کنی تا روحیات او را بیشتر بشناسی. از کسانی که او را می شناسند در مورد سرگرمی ها و سلایقش صحبت کن و نقاط اشتراک خودت و او را کشف کن. به دنبال این باش که شریکت از چه چیزی خوشش می آید و از چه کارها و رفتارهایی بیزار است. سعی کن شنونده خیلی خوبی برای شریکت باشی چون آدم ها بیشتر جذب کسانی می شوند که مطمئن باشند حرف های شان شنیده و درک می شود. وقتی به حرف های شریکت توجه کنی به تدریج شعله یک عشق را در او ایجاد خواهی کرد که برای همیشه ماندنی است. به او نشان بده که برایش اهمیت داری و مهم ترین شخص زندگی ات در او خلاصه می شود. وقتی با او به رستورانی می روی و او مشغول صحبت کردن می شود، هرگز صحبت هایش را قطع نکن حتی اگر تلفن همراهت زنگ خورد، مکالمه شریکت را قطع نکن و با اینکار مطمئن باش که او را بیشتر به سمت خودت جذب کرده ای.


● عشق زوری نیست!


بیشتر زوج ها یکدیگر را به دلیل نداشتن حس های رمانتیک سرزنش می کنند. جملاتی مثل « تودیگر عاشقم نیستی»، «به من احساس داشته باش» جملات متداولی در بین زوج های جوان است. اجازه بدهید که شریک تان، خودش باشد و از او نخواهید که به خاطر خوشایندی شما واکنش هایی را نشان بدهد که در وجودش نیست. اگر این فرصت را به شریک تان بدهید که نقش خودش را بازی کند، به تدریج می توانید با ایجاد فضای آرامی که ایجاد کرده اید، عشق را هم بین خودتان به وجود بیاورید.


● کنترل نامحسوس یادت نره


کیفیت ارتباط با شریکت را بالا ببر و طوری رفتار کن که او خیالش راحت باشد که در شرایط سخت و زمان هایی که به شما نیاز دارد، در کنارش هستی. اگر می خواهی شریکت را تحت کنترل داشته باشی و مراقب رفتارهایش هستی، باید طوری ماهرانه این کار را انجام دهی که او حس نکند. این احساس را در شریکت به وجود بیاور که بودن با او برای شما همراه با لذت و آرامش است و وقتی شریکت مطمئن شد که وجودش موجب آرامش شماست، به تدریج عشق خودش را به شما نشان خواهد داد. در این بین تعریف کردن، خیلی می تواند به بهتر شدن ارتباط تان کمک کند. یادتان باشد تعریف و تمجید صرفا از سمت مردان نیست. همانطور که یک خانم از تعریف شریکش راضی می شود یک مرد هم با تعریف و تحسین شریکش انرژی بیشتری دریافت می کند و بله! درست حدس زدید! با تعریف شریک تان عاشق تر می شود.


● فقط خودت بودن کافی نیست


این که در حال حاضر چه ظاهری داری یا در چه جایگاه اجتماعی قرار داری مهم نیست! مهم ترین چیز این است که چه طرز فکری در مورد خودت داری. وقتی در مورد خودت اعتماد به نفس کافی داشته باشی و با شجاعت دیدگاه ها و علایقت را مطرح کنی، شریکت را مجذوب خودت می کنی. باید بدانی نقاط قوت و ضعفت کجاست و یک نکته مهم این که کمی شوخ طبعی را چاشنی ارتباطت کن. این ویژگی مردانه یا زنانه نیست و همه افراد از هم صحبتی با کسانی که شوخ طبع هستند، لذت می برند به خصوص اگر آن فرد شریک زندگی شان باشد، شادی و عشق بیشتری را تجربه خواهند کرد اما زیاد خندیدن هم خیلی خوب نیست و زیبایی شما را از بین خواهد برد. عشق منتظر شماست اما برای رسیدن به زیباترین هدیه هستی باید قدری بیشتر تلاش کرد. این یک راه یکطرفه نیست. یادت باشد!

 

۱۲ راه برای حفظ روابط گرم و صمیمانه همسران !

راهکارهای هوشمندانه
هرگز فکر کرده اید چرا بعضی از زوجها اینقدر عاشق و صمیمی هستند؟ این به آن دلیل نیست که زندگی آنها ایده آل است و هیچ مشکلی ندارند، بلکه نکته اینجاست که آنها نحوۀ حفظ روابط عاشقانه و جلوگیری از فرسایش روزمرۀ آن را به خوبی می‌دانند. بیایید برخی از راهکارهای کاربردی آنها را با هم مرور کنیم و سعی کنید از این نکات برای خوشبخت شدن و خوشبخت ماندن استفاده کنید.

۱- عاشق بودن را با هیچ چیز عوض نکنید. آگاهانه و با قصد قبلی تصمیم بگیرید عاشق باشید. هر قدر بیشتر وانمود کنید که عاشقید، بیشتر خود را در اعماق یک زندگی عاشقانه خواهید یافت.

۲- اوقات خوش خود را مدام در ذهن مرور کنید. با همسر خود به گونه ای رفتار کنید که در روزهای ابتدای آشنایی رفتار می‌کردید. لیستی از کارهای لذت بخش دو نفره اتان و آن چیزهایی که هر دو از آن لذت می‌برید تهیه کنید و هر وقت به مورد جدیدی رسیدید، آن را به لیست اضافه کنید. برای این اتفاقات برنامه ریزی کنید و سعی کنید موقعیت تکرار آنها را فراهم کنید.

۳- به همسرتان کمک کنید تا هروز بیش از روز قبل عاشق باشد. به او کمک کنید عاشقانه فکر کند، عاشقانه زندگی کند و در عشق ورزیدن به شما احساس امنیت کند؛ به این ترتیب او با قلبی سرشار از عشق به سوی شما خواهد شتافت و بدون ترس و واهمه و بدون آنکه در مورد عکس العمل شما، قضاوت شما یا پس زده شدن از طرف شما نگران باشد، احساسات خود را به شما بازگو خواهد کرد. ستایش، تحسین، و در آغوش کیشدن همسر، نکاتی کوچک با تاثیراتی بسیار بزرگ هستند….امتحان کنید!

۴- تنها تصمیم نگیرید. شما و همسرتان یک تیم هستید، بنابر این تا جایی که می‌توانید با هم و در کنار هم باشید. باید احساس کنید که با همسرتان کامل می‌شوید و دو بخش از وجود یک نفر هستید، پس وقتی نیمۀ دیگر وجودتان حضور ندارد، تصمیم گیری نکنید. شرایط را با هم بسنجید و با هم تصمیم گیری کنید ؛ در مورد همه چیز، خواه موارد کوچک و خواه بزرگ باشد. خود را مشتاق سازش و سازگاری نشان دهید.

ادامه نوشته

10 روش برای داشتن فرزندانی مسؤلیت پذیر

همه ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم.

۱) از همان بچگی بعضی از کارها را به آنها واگذار کنید.

بچه های کوچک، حتی بچه های دو ساله، علاقه ی خیلی زیادی به کمک کردن دارند. اگر صبور و خلاق باشید، مطمئن باشید خیلی بیشتر از آنچه شما فکر می کنید از دستشان برمی آید. اینکار باعث می شود وقتی بزرگتر شدند، در کارهایشان اعتماد به نفس و شور و اشتیاق داشته باشند.

۲) برای کارهایشان پاداش نگذارید.

اگر می خواهید حس مسئولیت پذیری به صورت طبیعی و عمقی در وجود فرزندانتان شکل گیرد، باید بتوانند ارزش واقعی کارهایشان را درک کنند. اگر فقط روی چیزی که به عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، این را یاد نخواهند گرفت.

۳) وقتی اشتباه میکنند، عواقبی طبیعی برای آنها در نظر بگیرید.

اگر عادت کرده اند که همیشه وسایل بازیشان را جایی جا بگذارند، باید بگذارید با نتایج و عواقب کارهایشان هم روبه رو شوند. شاید لازم باشد که برای بازی بعدیشان از کسی دستکش قرض بگیرند، یا شاید هم اگر گم شده باشد، مجبور شوند یک دستکش نو بخرند. اگر هر وقت که چیزی را گم می کنند شما کمکشان کنید، هیچوقت در زندگی مسئولیت پذیر نخواهند شد.

۴) وقتی می بینید جایی احساس مسئولیت کرده اند، آن را بر زبان بیاورید.

هر رفتاری که از آنها می بینید و خوشتان می آید را جلوی خودشان به زبان بیاورید. اینکار باعث می شود با شور و شوق بیشتری باز آن کار را تکرار کنند.

۵) هر از گاهی درمورد مسئولیت پذیری با آنها صحبت کنید.

مسئولیت پذیری را به عنوان یک ارزش خانوادگی به آنها معرفی کنید و اهمیت آن را برایشان توضیح دهید.

۶) خودتان الگوی مسئولیت پذیری برای فرزندانتان باشید.

آنها همه چیز را از شما یاد می گیرند، پس مراقب رفتارهایتان باشید. سعی کنید همیشه خوش قول باشید. مطمئن باشید که آنها همه ی کارهایتان را زیر ذره بین دارند.

۷) از همان کودکی به آنها پول توجیبی بدهید.

بگذارید از همان دوران کودکی، تصمیمات مربوط به امور مالیشان را خودشان بگیرند. با این روش خیلی زود چم و خم پول خرج کردن دستشان می آید. اما اگر زود پولشان را تمام کردند، تنبیهشان نکنید.

۸) باور داشته باشید که کودکانتان مسئولیت پذیر هستند.

باور شما به مسئولیت پذیری آنها، خیلی زود به خودشان منتقل خواهد شد و سطح توقعاتشان را بالاتر خواهند برد. حتی وقتی خرابکاری می کنند هم این باور را از دست ندهید.

۹) به آنها یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشند.

با آنها صحبت کنید و بگویید که توقع چه رفتاری از آنها را دارید. وقتی آنها ندانند که مسئولیت پذیری چیست، چطور می توانند مسئولیت پذیر باشند؟

۱۰) از دیگران هم راهنمایی و کمک بگیرید.

بعضی وقت ها خیلی سخت است که خودتان بفهمید در برخورد با فرزندتان خیلی سخت گیرید یا آسان گیر. می توانید با پدر و مادرهای دیگر صحبت کنید، کتاب بخوانید، به مشاوران مخصوص مراجعه کنید، هر کاری از دستتان برمی آید انجام دهید تا احساس کنید که برای بار آوردن فرندتان تنها نیستید.

نکاتی برای خانم‌هایی که شکم بزرگی دارند

خانم‌ها عقیده دارند که ممکن نیست با وجود داشتن چربی آویزان روی شکم، اندام زیبایی داشت. بسیاری از خانم‌ها از این مشکل رنج می‌برند. اگر شما هم از داشتن شکم بزرگ عذاب می‌کشید و نمی‌توانید آن را کوچک کنید، حداقل می‌توانید با رعایت نکاتی ساده آن را مخفی کنید تا کمتر دیده بشود. در اینجا نکاتی را برای شما بیان می‌کنیم که به شما کمک می‌کند تا چربی زیادی شکم خود را بپوشانید و این تصور را ایجاد کنید که شکم صاف و مناسبی دارید.

 1-شلواری بپوشید که که کمر آن روی شکم شما قرار بگیرد، نه بالای شکم و نه زیر آن؛ در این صورت شکم شما نصف دیده می‌شود! شلوارهایی که پاچه‌های آن از زانو به پایین به تدریج گشاد می‌شود و در کمر چسب و تنگ است(Boot-cut)، می تواند به کوچکتر نشان دادن شکمتان کمک کند.

2-پیراهن‌هایی انتخاب کنید که پارچه چین‌دار و چروکی داشته باشد. هیچ کس نمی‌تواند تشخیص بدهد که گوشت شکم شما این چین‌ها را ایجاد کرده است یا پارچه لباس.

3-پیراهن و بلوزهای مدل Wrap (مدلی که یک طرف لباس روی طرف دیگر پیچیده می‌شود) بپوشید. این مدل بالاتنه باعث می‌شود که سینه شما به دو قسمت تفکیک بشود و کمر مشخص‌تری ایجاد کند، در نتیجه شکم شما کوچکتر به نظر می‌رسد.

4-دامن هایی که خط کمر آن پایین‌تر است، شکم شما را کوچکتر نشان می دهد.

5-شلوار جینی انتخاب کنید که سایز آن از اندازه واقعی شما یک سایز بزرگتر باشد، در این صورت شلوار کمی شل است و به راحتی دورکمر شما قرار می‌گیرد، در نتیجه شکم شما را می‌پوشاند.

6-تی‌شرت و بلوزهایی بپوشید که پایین آن بلند و تا پایین کمر باشد. این مدل بالاتنه به راحتی قسمت جلوی شکم را می‌پوشاند و ران شما را در دوطرف لاغرتر نشان می‌دهد.

7-شلوارهای پلیسه دار نپوشید، چون پلیسه و چین قسمت کمر تنها باعث می‌شود که به ناحیه شکم توجه بیشتری بشود.

8-به طور کلی جیب، پلیسه و چین در ناحیه پشت، جلو و پهلوی شکم باعث می شود که به قسمت میانی بدن شما بیشتر توجه بشود و شکم شما بزرگتر به نظر برسد.

9-از پوشیدن پیراهن‌های آستین کوتاه تنگ و تی‌شرت‌های کوتاه خودداری کنید. در عوض مدل‌های تونیک و بلندتر و کمی جادار و آزاد را انتخاب کنید

10-از پوشیدن کت، مانتو ، پیراهن و هر نوع لباس کمردار جدا خودداری کنید. کمر باعث ایجاد جمع‌شدگی و چین در قسمت شکم می‌شود و دور شکم را بزرگتر از آنچه که هست، نشان می‌دهد.

نکاتی درباره انتخاب شلوار جین

 یک جفت شلوار جین خوب و مناسب، یکی از لباس‌های ضروری برای قفسه لباس هر خانمی است. برای اینکه بتوانید شلوار جینی انتخاب کنید که بیشتر به اندام شما بیاید، به نکات زیر توجه کنید.

زنان کوتاه قد و ریزه اندام

 اگر شما قد کوتاه هستید، معمولا یافتن شلوار جینی که وقتی آن را می‌پوشید روی زمین کشیده نشود، مشکل بزرگی است! با انتخاب شلوارهای مدل راسته می توانید قد شلوار را کوتاه کنید و پایین آن را مطابق سلیقه‌تان حاشیه‌دوزی کنید، بدون اینکه شکل اصلی شلوار به هم بخورد و خراب بشود؛ شلوار کاملا اندازه شما می‌شود و کسی هم متوجه کوتاه کردن آن نمی‌شود. از پوشیدن شلوارهایی که پایین آن پاکتی است، خودداری کنید چون شما را کوتاه‌تر از آنچه هستید، نشان می‌دهد.
شلوارهای کوتاه برای زنان کوتاه قد مناسب نیست. برای ایجاد خطی مداوم و کشیده که به بلندتر دیده شدن شما کمک می‌کند، بهتر است شلوارتان بلند باشد و لبه پایین شلوار بالای پاشنه کفش شما را بپوشاند.

خانم های بلند و لاغراندام

بیشتر مدل های جین موجود در بازار برای خانم‌های بلندقد مناسب است. اگر شلواری که دوست دارید، برای شما کوتاه است می‌توانید پایین آن را باز کنید تا بلندتر بشود. دقت کنید که لبه پایینی شلوار در قسمت پشت پا حتما روی پاشنه کفشتان قرار بگیرد.

 چگونه با شلوار جین ظاهری بسیار شیک و عالی داشته باشیم

آیا سعی دارید شکم بزرگ خود را بپوشانید؟ شلوارهایی که پاچه‌های آن از زانو به پایین به تدریج گشاد می‌شود و در کمر چسب و تنگ است(Boot-cut)، می تواند به ایجاد تعادل اندام شما و کوچکتر نشان داده شکمتان کمک کند. خانم هایی که شکم بزرگی دارند، معمولا اندام پایینی کوچکتری دارند. به خاطر داشته باشید که هرچه قسمت پایین‌تنه بزرگتر باشد، این مدل شلوار برای شما نامناسب‌تر خواهد بود. مطمئن بشوید که کمر شلوار روی شکم شما قرار بگیرد، نه بالای شکم و نه زیر آن. پاچه پهن شلوار هم به ایجاد تعادل در اندام شما کمک می‌کند و باعث می‌شود شکمتان کوچکتر به نظر برسد.
 
 
ران های بزرگ

خانم‌‌هایی که ران‌های بزرگی دارند بهتر است شلوارهای راسته بپوشند، این مدل شلوار از قسمت ران به طرف پایین، مستقیم امتداد دارد و خط پا را بلندتر نشان می‌دهد، درنتیجه ران کوچکتر دیده می‌شود. خانم هایی که ران بزرگی دارند معمولا قسمت پایین‌تنه چاق و درشتی دارند، شلوارهای مدل راسته به آنها کمک می کند تا پاها پهنای یکنواخت و یکسانی داشته باشد. شلوارهایی که پاچه‌های آن از زانو به پایین به تدریج پهن و گشاد می‌شود(Boot-cut) و در کمر چسب و تنگ است، باعث می‌شود که عرض و پهنای ران نسبت به زانو بزرگتر و بیشتر به نظر برسد

ران و پشت بزرگ

 خانم هایی که شکم بزرگی دارند

مدل شلواری که در قسمت جلو کمرش پایننتر و کوتاهتر و در قسمت پشت کمرش بالاتر است، برای خانم‌هایی که پشت و کفل‌های بزرگی دارند مدل بسیار خوبی است. از پوشیدن هر نوع شلوار جینی که جیبهایی با لبه برگردان یا با تزئینات زیاد و حجیم دارد، خودداری کنید، چون باعث می‌شود که به ران شما توجه بیشتری بشود و بزرگتر دیده بشود. در عوض سعی کنید شلواری انتخاب کنید که جیب‌های کوچکی داشته باشد تا به کوچک نشان دادن پشت شما کمک کند.

مدل شلواری که در قسمت جلو کمرش پایننتر و کوتاهتر و در قسمت پشت کمرش بالاتر است، برای خانم‌هایی که پشت و کفل‌های بزرگی دارند مدل بسیار خوبی است. از پوشیدن هر نوع شلوار جینی که جیبهایی با لبه برگردان یا با تزئینات زیاد و حجیم دارد، خودداری کنید، چون باعث می‌شود که به ران شما توجه بیشتری بشود و بزرگتر دیده بشود. در عوض سعی کنید شلواری انتخاب کنید که جیب‌های کوچکی داشته باشد تا به کوچک نشان دادن پشت شما کمک کند.
 

ران و پایین تنه کوچک

آیا دوست دارید برجستگی ران و حجم پایین تنه خود را بزرگتر نشان بدهید؟ به دنبال شلواری باشید که جیب‌های پشتش لبه‌دار باشد و یا تزئینات حجیم و زیادی داشته باشد. اگر جیب‌های پشت شلوار جین کمی بالاتر از معمول باشد، موجب می‌شود که ران شما بلندتر و بزرگتر به نظر برسد.
 
بالاتنه بلند

اگر بالاتنه بلند و پایین تنه کوتاهتری دارید، حتی اگر قد بلند هستید، بهتر است شلوار جینی انتخاب کنید که مناسب اندام زنان کوتاه قد است. این مدل شلوار برای اندام شما بسیار مناسبتر است.
اگر نیم‌تنه بالایی اندام شما بلندتر است و دوست دارید آن را کوتاهتر نشان بدهید، مدل شلوار جینی بپوشید که خط کمر بالایی دارد؛ این مدل باعث می‌شود که نیمتنه بالایی شما کوتاهتر به نظر برسد و تناسب بیشتری در اندام ایجاد می‌‌کند.

چه کسی در افت تحصیلی مقصر است ؟  

امروز افت تحصیلی ، یکی از نگرانی های مهم خانواده ها و دست اندرکاران تعلیم و تربیت است که متاسفانه همه ساله تعداد زیادی از دانش آموزان کشورهای مختلف جهان با آن مواجهه هستند. افت تحصیلی نه تنها به دلیل تکرار پایه یا صرف هزینه مجدد برای دانش آموزان زبان های هنگفت اقتصادی را در بر می گیرد بلکه آثار سوء آن سلامت جسمی و روانی دانش آموز را نیز به خطر می اندازد و به دنبال آن نگرانی و تشویش هایی برای خانواده ها برجا می گذارد.

از آنجا که مسأله افت تحصیلی مسأله مهمی است ومشکلات و نگرانی های  زیادی را به دنبال دارد، تصمیم گرفتیم در این مقاله به این مهم بپردازیم.

افت تحصیلی یعنی کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز  از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب ؛ به دیگر سخن ، افت تحصیلی به آن معنی است. که فاصله قابل توجهی بین توان و اسعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیتهای درسی و پیشرفت تحصیلی ، ایجاد شده باشد.

این تعریف همه کسانی را که به دنبال شکست های پی درپی تحصیلی از تحصیل عقب مانده و عمدتاً به اصطلاح تجدید یا مردود می شوند ، در بر می گیرد؛ اما مفهوم افت تحصیلی صرفاً در مردودی و شرکت در امتحانات تجدیدی خلاصه نمی شود و می تواند شامل هر دانش آموز یا دانشجویی شود که آموخته های آموزشگاهی و پیشرفت دانشگاهی اش ، کمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست؛ براساس این تعریف دانش آموزان تیز هوش نیز ممکن است دچار افت تحصیلی و کم آموزشی باشند.

طبق تحقیقات به عمل آمده با افزایش پایه های تحصیلی میزان افت تحصیلی در دانش آموزان بیشتر می شود. متاسفانه هرساله منابع انسانی و اقتصادی زیادی از جامعه به واسطه افت تحصیلی تجدیدی و مردودی دانش آموزان هدر می رود و علاوه بر آن اولیاء ، معلمان ، مربیان ، مسولان آموزش و پرورش و نیز خود دانش آموزان از این افت تحصیلی تجدیدی و مردودی بسیار نگران و ناراحت می شوند. این نگرانی وقتی مضاعف می شود که بدانیم بسیاری از این دانش آموزان توانایی بالقوه برای موفقیت پیشرفت و عملکرد بهتر را دارند؛ ولی بنا بر علل و عواملی دچار افت یا شکست تحصیلی می شوند؛ بنابراین ، خوب است که با شناخت دقیق و درست علل و عوامل این پدیده جلوی بسیاری ازافتها و شکست های تحصیلی دانش آموزان گرفته شود. مهمترین این علل و عوامل می تواند شامل عوامل فردی عوامل آموزشگاهی و عوامل خانوادگی و اجتماعی باشد که در این مجال به بررسی آنها می پردازیم.

عوامل فردی

همه افراد نه تنها از نظر ویژگی های بدنی با یکدیگر متفاوتند، بلکه از نظر سایر ویژگی های روانی و شخصیتی ، از قبیل هوش ، انگیزش ، اعتماد به نفس ، توجه ،... شرایط و محیط خانوادگی و اجتماعی نیز با یکدیگر تفاوت دارند.علت این تفاوتها ، عوامل وراثتی و محیطی و تاثیر متقابل این دو عامل بر همدیگر شناخت شده است افراد از یک طرف با خصوصیات و صفات وراثتی معین و متفاوتی به دنبال هم می آیند و از طرف دیگر در شرایط و محیطهای گوناگونی پرورش می یابند ؛ بنابراین عوامل فردی همچون هدف -عزت نفس- انگیزه- اضطراب روش مطلعه هوش توجه برنامه ریزی جنسیت عوامل بدنی نارسا خوانی سازش نایافتگی رفتاری شرایط عاطفی و روانی غیبت از مدرسه و ... ازجمله مهمترین عوامل در پیشرفتهای تحصیلی یا افت تحصیلی محسوب می شوند. برخی از این عوامل به شرح زیر می باشند،

 1.      هدف:

دانش آموزانی که برای تحصیل خود هدفی را دنبال می کنند و برای موفقیت و رسیدن به آن هدف تلاش می کنند مسلماً بهتر عمل می کنند. این دسته از دانش آموزان برای خود برنامه ریزی می کنند و از طریق برنامه ریزی مسیر هدف خود را جهت می دهند و به تبع آن مطالعه برایشان لذت بخش و آسان تر شده و داشتن هدف برای آنها ایجاد انگیزه می کند. در بسیاری از مواقع نداشتن هدف متناسب و امکانات اجرای آن باعث می شود که یادگیری بخوبی انجام نگیرد. برای جلوگیری از چنین وضعیتی دانش آموز باید به نقش داشتن هدف و تاثیر مهم آن پی ببرد وهدفی را که مناسب و مطابق با نیازها علائق و توانایی هایش می باشد، برای خود انتخاب کند.

 2.      عزت نفس:

عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن این حس ناشی از مجموعه افکار ، احساس ، عواطف و تجربیات ما درطول زندگی است . وقتی که فکر می کنیم شخصی باهوش هستیم دوست داشتنی هستیم خود را دوست داریم و برای خود ارزش قائل می شویم می گویم عزت نفس داریم اما وقتی که خود را شخصی کودن بدانیم خود را احمق بدانیم فکر کنیم که دوست داشتنی نیستیم خودمان را دوست نداشته باشیم و برای خود ارزش قائل نشویم میگوییم ارزش نفس نداریم.

نداشتن عزت نفس در افت تحصیلی تاثیر بسیار زیادی دارد چرا که عزت نفس صرف نظر از سن و جنس و نوع کاری که در زندگی داریم بر همه سطوح زندگی ما تاثیر فراوانی دارد تحقیقات روانشناسی نشان داده است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود نیازهای سطح بالاتر مانند نیاز به پیشرفت و خود شکوفایی محدود و ناشکفته باقی می ماند اگر ما در زندگی هیچ چیز نداشته نداشته باشیم اما دارای عزت نفس باشیم همه چیز را به دست خواهیم آورد.

سپس با داشتن عزت نفس باید خود را لایق پیشرفت و رسیدن به مرحله خود شکوفایی بدانیم.

برای آنکه دانش آموز بتواند عزت نفسش را حفظ کند و از طریق آن بر یکی از موانع پیشرفتش غلبه کند باید به شیوه زیر عمل کند:

 -         مسولیت پذیر باشد و سریع و با اطمینان عمل کند و مسولیت کارهایش را به عهده بگیرد؛

 -    به پیشرفت هایش افتخار کند هنگامی که از پیشرفتهایش حرفی به میان می آید با خوشحالی تصدیق کند و حتی به خاطر پیشرفت هایش گاهگاهی از خودش تعریف کند ؛

 -         به مشاغل ناآشنا آموزش ها و فعالیتهای جدید توجه کند و با اطمینان خود را درگیر آنها کند؛

 -    هیجان و احساساتش را بروز دهد قهقهه بزند بخندد فریاد بکشد گریه کند محبتش را بروز دهد و به طور کلی هیجانهای مختلفی را ابراز کند؛

سیب‌زمینی خرد شده را در آب نیاندازید

درباره این عادت باید گفت که باعث می‌شود پتاسیم سیب‌زمینی از آن خارج شود.البته این کار برای افرادی که مبتلا به نارسایی کلیه هستند خوب است و حتی به آنها توصیه می‌شود که سیب‌زمینی را یک شب قبل پوست کنده و آن را خرد کنند و شب تا صبح در آب بگذارند تا پتاسیم

 

آنچه خوشبختی می آفریند

درک این نکته برای والدین مهم است که شخصیت کودک آنها بیشتر به آنچه

کودکشان از آنها یاد می‏گیرد بستگی دارد تا وراثت. در نتیجه مسوولیت اینکه بچه‏ها چگونه از آب در می‏آیند، برعهده‏ی پدر و مادر است و بنابراین باید مراقب باشند تا صفاتی را در کودکان خود پرورش دهند که بعدها در زندگی‏شان مفید واقع شود. بسیاری از ویژگی‏های شخصیتی کودک شما از قبیل توانایی برقراری ارتباط با مردم و سازگاری با آنها، درس گرفتن از اشتباهات، تمایل به همکاری و سخت کوشی، قدرت مشاهده، تمرکز و تحقیق و سرانجام توانایی خلاق، دقیق، مصمم و جاه طلب بودن، در سرنوشت آینده‏ی کودک شما موثر است. تمامی این خصوصیات به کودک کمک می‏کنند. والدین می‏توانند تاثیر عمیقی بر کسب این خصوصیات شخصیتی داشته باشند و کمک زیادی به تحکیم صفات ذاتی از قبیل استقلال ،دقت، خونسردی و اعتماد به نفس بنمایند.

 سخت‏گیر بودن یک کودک غالباً پاسخ طبیعی به یک چارچوب خانوادگی سختگیرانه است. یک پدر یا مادر خونسرد که هر مشکلی را به سادگی می پذیرند و با آن برخورد می‏کنند، بسیار به ندرت ممکن است که فرزندی سخت‏گیر داشته باشند. به یاد داشته باشید که تمامی زندگی کودک شما در سال‏ها و حتی ماه‏های اول زندگی او شکل می‏گیرد. اگر نیازهای اساسی کودک بر آورده شود و به مقدار زیاد از محبت، توجه و انگیزش برخوردار گردد، احتمال اینکه در بزرگ‏سالی انسانی شاد و خوشبخت شود، زیاد است.  البته منظور از شکل گیری در دوران کودکی عدم امکان تغییر پذیری نیست بلکه این دوره نقش و تاثیر و اهمیت بسزایی دارد.

والدین همچنین مسوول انتقال خود آگاه یا ناخوآگاه صفات شخصیتی خود به کودکانشان می‏باشند.

انتخاب نام نیک برای فرزند، یکی از مهمترین وظایف والدین است

«امّ‏سلمه» یکی از همسران نیک رسول خدا صلی‏الله علیه واله‏ وسلم بود. خداوند به یکی از خویشاوندان او پسری داد و آن خانواده نام فرزند خود را «ولید» گذاشتند. پیامبر اکرم صلی‏الله علیه واله وسلم به آنان اعتراض کرد و فرمود: آیا فرزند خود را همنام فرعون‏های خود می‏کنید؟ این نام را تغییر دهید و نامش را عبدالله  بگذارید و بدانید که به زودی شخصی از این امت خواهد آمد که به او ولید می‏گویند که او بدترین افراد از امت من است و بدی او از فرعون نسبت به قومش بیشتر می‏باشد.

در مکتب آسمانی اسلام راجع به نامگذاری کودکان توجه فراوانی شده است که به عنوان وظیفه نام نیک برای فرزندان خود انتخاب نمایند. انتخاب نام نیک، تاثیر فراوانی در شکل‏گیری شخصیت فرزندان خواهد گذاشت. انتخاب اسامی پر معنی و پیام‏دار تاثیر زیادی روی آنان خواهد گذاشت و خوشا به سعادت پدر و مادری که در انتخاب فرزندان، نام‏های مبارک چهارده معصوم علیهم‏السلام و حضرت رسول اکرم صلی‏الله علیه واله وسلم را در اولویت قرار می‏دهند.

رسول خدا صلی‏الله علیه واله وسلم فرمود: «هر کس چهار فرزند داشته باشد و فرزندانش پسر باشند و نام هیچ یک را به نام من نگذارد به من جفا کرده است.» 1

حضرت امام کاظم علیه‏السلام  فرمود: «اولین نیکی پدر و مادر در حق فرزند خود آن است که نام نیکی برای او انتخاب کنند.»2

انتخاب نام‏هایی مانند محمّد، احمد، حامد که رسول خدا صلی‏الله علیه واله وسلم در باره‏ی آنها چنین فرموده است: «هر کس یکی از این سه نام را برای فرزندش بگذارد، این فرد اگر در میان جمعی باشد، رای آن جمع نیکو خواهد بود همان طور که نام آن خیر است، رای آنان هم نیکو خواهد بود.» یا اینکه فرمود: «هر گاه نام فرزندی را محمّد گذاشتید، او را گرامی بدارید و در مجلس به او روی ترش نشان ندهید.» یا نام مبارک علی علیه‏السلام که به معنای بلند مرتبه و شریف است. 

نام زشت و ناپسند می‏تواند امنیت روحی و روانی کودک را در سال‏های آتی زندگی او به خطر اندازد او را با مشکلات عاطفی فراوان مواجه سازد. این است که والدین باید با دقت و تامّل، نامی مناسب و شایسته برای فرزند خود انتخاب کنند. سیره‏ی بزرگان ما همیشه این بوده است که بر فرزندان خود نامی نیکو بگذارند تا مایه‏ی خجالت، رسوایی و سرافکندگی آنان در اجتماع نباشد. شخصی که نام نیکو دارد به صورتی ناخوداگاه سعی دارد تا از بدی ها اجتناب کند . البته حتما استثنا هایی هم در این زمینه وجود دارد اما انچه مسلم نام شخص، نیز مانند بسیاری از خصایص مثل اصالت خانواده می تواند انگیزه مهمی برای خوب رفتار کردن و داشتن کردار  و منش مثبت باشد.

پی نوشت:

1- حلیه المتقین

2- حلیه المتقین

برگرفته از کتاب فرزند صالح  همراه با اضافات

تنظیم برای تبیان: کهتری

7 قدم براي آغاز يک روز خوب

براي بسياري از افراد برخاستن از خواب صبحگاهي و شروع يک روز، سخت ‌ترين زمان در روز است.

اين 7 عادت به شما کمک مي ‌کند روز خود را بهتر آغاز کنيد.

1- بدن‌ تان را بکشيد

بهترين کار اين است که قبل از برخاستن، هر يک از اعضا را براي 15 ثانيه بکشيد. مثلا از دستان خود شروع کنيد و هر يک از انگشتان را بکشيد. بعد مي ‌توانيد پاهاي خود را بکشيد و در نهايت گردن و کمر را کش و قوسي دهيد.

اين نوع حرکات سبب نرم شدن ماهيچه و مفاصل، جريان بيشتر خون و اکسيژن‌ رساني بالاتر به بافت ‌ها مي‌ شود.

2- محبت کنيد

از خواب بيدار کردن کودکي که هنوز در خواب ناز است يا نوجواني که تا دير وقت بيدار بوده و مجبور است صبح زود به مدرسه برود، کار راحت و دلنشيني نيست.

صبح ‌ها کنار تخت فرزندتان بنشينيد و با نوازش کردن سر او سعي کنيد آرام او را بلند کنيد. نوازش نه تنها از ناراحتي ناشي از برخاستن نا به‌ هنگام مي‌ کاهد، بلکه به خود شما نيز حس خوبي را القا خواهد کرد که تا پايان روز با شما مي ‌ماند.

در ضمن قبل از آن که براي رفتن به محل کار يا درس از خانه خارج شويد، تمامي افراد داخل خانه که به آن ها علاقه داريد را ببوسيد. اين حرکت محبت ‌آميز، استرس را کاهش داده و سبب مي ‌شود روزتان را با حس خوبي آغاز کنيد.

3- تصميم نگيريد

اگر مي ‌خواهيد با آرامش از خواب بيدار شويد، سعي کنيد موقع برخاستن از خواب به چيزي فکر نکنيد و تصميم انجام کاري را نگيريد.

اگر مي‌ خواهيد براي روزتان برنامه ‌ريزي کنيد، شب قبل اين کار را انجام دهيد. از شب قبل در مورد لباسي که قرار است فردا بپوشيد، صبحانه اي که بخوريد، وسيله‌ اي که با آن به محل کارتان برويد و ... فکر کنيد.

4- وسايل مورد نيازتان را آماده کنيد

تمام لباس ‌ها و وسايلي که بايد صبح همراه خود ببريد، لباس‌ هايي که مي‌ پوشيد، کفش و کيف و در صورت نياز کتاب يا پرونده‌ هاي ‌تان را مرتب کنيد تا صبح گيج نشويد و مجبور نباشيد مدام عجله کنيد.

سعي کنيد روي يک تابلو برد يا تقويم دستي کارهايي را که بايد در طول روز انجام دهيد يادداشت کنيد و هر روز صبح قبل از خروج از خانه نگاهي به آن بيندازيد؛ مي ‌توانيد حين نوشيدن چاي يا قهوه نگاهي به آن بيندازيد و وقت ‌تان را تنظيم کنيد.

5- دندان‌ هاي تان را مسواک کنيد

بهترين راه براي از بين بردن بوي بد دهان و آغاز يک صبح تازه، مسواک زدن است. در طول شب باکتري‌ هاي بسياري در دهان رشد مي ‌کنند و چند لحظه مسواک زدن سبب از بين رفتن تمامي آن ها و برطرف شدن بوي بد ناشي از آن ها در دهان مي‌ شود.

6- دوش بگيريد

خود را عادت دهيد هر روز صبح براي چند دقيقه‌ اي دوش بگيريد. ريختن آب روي بدن سبب کاهش استرس و افزايش آرامش مي‌ شود.

7- عجله نکنيد

اگر معمولا صبح ‌ها وقت کم مي ‌آوريد و مجبور هستيد کارهاي‌ تان را با عجله انجام دهيد، ساعت زنگ ‌دارتان را 15 دقيقه زودتر کوک کنيد تا با آرامش بيشتري از خواب برخيزيد، به نرمي ورزش کنيد، به موزيکي ملايم گوش دهيد و بتوانيد برنامه روزانه ‌تان را چک کنيد.

سلامتيران

10 روش برای داشتن فرزندانی مسؤلیت پذیر

همه ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم.

ادامه نوشته

17 روش شاد زیستن

ما با ارایه این مقاله قصد نداریم شما را مدام شاد نگاه داریم، بلکه بیشتر مایلیم تا به جای احساس ناراحتی، خشم، افسردگی و اضطراب، حداقل یک یا چند بار در روز شادی را حس کنید.

ادامه نوشته

چگونه فرزندتان رازها را بر ملا نكند

براي همه والدين پيش آمده كه از دست فرزند خود به خاطر حرف‌هايي كه نبايد مي‌گفت! عصباني هستند.ولي چه كسي به كودك توضيح داده كه نبايد اين حرف را در جاي ديگري بزند؟ مثلا ما از فرزندمان مي‌خواهيم آدرس، شماره تلفن، اسم والدين و... را بداند تا در مواقع اضطراري اطلاعاتش كافي باشد .
ادامه نوشته